 وَزُورًا » [المجادلة:2]

« کسانی از شما که با زنان شان ظهار می کنند(ومی گویند تو نسبت به من به منزله مادرم هستی) آنان مادرانشان نمی گردند، و بلکه مادرانشان تنها زنانی هستند که ایشان را زائیده اند. و آنان سخن زشت و دروغ مى گويند. »

چنین کسانی سخن ناهنجار و دروغی را می گویند و وقتی شما خواستی نزد زنت بروی، باید قبل از آمیزش جنسی دو ماه روزی بگیری، چون برده ای نداری که آزاد کنی، و اگر نتوانستی روزه بگیری، شما باید قبل از مقاربت و آميزش جنسي با همسرت به شصت مستمند غذا بدهی.

وبالله التوفیق،وصلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه وسلم

 فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا 20/266،267 [139] روزه ي کفاره ي ظهار روزهايي كه افطار در آنها واجب است قطع نمی کند

س: شخصي كه باید برای کفاره ي ظهار دو ماه پی در پی روزه بگیرد، در اثناء روزه ي کفاره ي ظهار، روز عید قربان و روزهای سه گانه ي تشریق قرار می گیرد، آیا در این روزها روزه بگیرد و کفاره را کامل کند یا در این روز ها روزه نگیرد؟

ج: روز هايی که در آن روزه نگرفتن واجب است مثل: روز عید و ایامتشریق در پی در پی بودن روزه ي کفار خللی وارد نمی کند؛ چون این روزه نگرفتن امری است که شريعت به آن امر کرده است، وقتی روزهایی که روزه نگرفتن در آن واجب است تمام شدند او روزه ي کفاره اش را ادامه می دهد تا دو ماه را کامل کند. 

وبالله التوفیق،وصلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه وسلم

 فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا 20/317  [140] عده های شرعی و اندازه ي هر یک از آن

س: مقدار عده های افراد ذیل چقدر است:

1-  مطلّقه 2-حائض3- دختر خرد سال- زنی که در ایام نفاس است

5- حامله6-زنی که خون استحاضه دارد 7- زنی که به علت پیری، عادت ماهیانه ي او قطع است؟

ج: زنهایی که عده می گذرانند، شش نوع هستند:

نوع اول: زن حامله که عده اش در صورت وفات شوهر یا طلاق، وضع حمل است. چنانکه الله تعالی می فرمایید:« وَأُولاتُ الأحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ » [الطلاق: 4]« و عدّه ی زنان باردار این است که وضع حمل کنند» 

نوع دوم: زنی که شوهرش وفات کرده و او حامله نیست، عدّه ي این زنان این است که از وقتی که شوهرانشان وفات می یابند، چهار ماه و ده روز عدّه بگذرانند.

 الله تعالي می فرماید [وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا »[البقره:234]

«و کسانی از شما که می میرند و زنانی می گذارند آن زنان باید چهار ماه و ده روز عده بگذرانند»

نوع سوم: زنی که عادت ماهیانه دارد، این زن اگر طلاق داده شود یا نکاحش فسخ گردد باید بعد از طلاق سه بار عادت ماهیانه و یا سه بار پاک شدن از حیض انتظار بکشد.

[وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ » [البقره: 228]

«زنان مطلقه باید (بعد از طلاق) سه بار عادت ماهیانه( و یا سه بار پاک شدن از حیض) انتظار بکشند.»

نوع چهارم: زنی که به علت کمي سن و یا به سبب پیری عادت ماهیانه ندارد،عده ي چنين زني سه ماه است. 

چون الله تعالي می فرماید:« وَاللائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللائِي لَمْ يَحِضْنَ » [الطلاق:4]

 [زنانی که ناامید از عادت ماهیانه اند، و همچنین زنانی که هنوز عادت ماهیانه ندیده اند، اگر(درباره ي حکم عده ي ایشان ) مترددید، بدانید که عده ی آنان سه ماه است.]

نوع پنجم: زنی که عادت ماهیانه اش بند آمده و او دليلش را نمی داند. عدّه ي چنين زني یک سال است؛ چون امام شافعی می گوید: این قضاوت عمررَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ بین مهاجرین و انصار است. تا جایی که ما می دانیم کسی به آن اعتراض ندارد.

نوع ششم: زنی که شوهرش مفقود است، عده ي چنين زني این است که بعد از مدّتِ انتظار کشیدن برای شوهر، چهار ماه و ده روز عدّه بگذارند.(يعني چنين زني، پس از اينكه مدتها براي پيدا شدن شوهرش جستجو مي كند و انتظار مي كشد، اما در نهايت مأيوس مي شود. پس از نااميد شدن، در سوگ شوهر مي نشيند و چهار ماه و ده روز عدّه مي گذراند و از آن پس مي تواند ازدواج كند.) 

وبا لله التوفیق،وصلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه وسلم

 فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا20/402-404)[141] حكمت گذراندن عدّه برای زنان

س: دليل این که زنان بعد از وفات شوهرانشان عده می گذارنند چیست؟ اگر برای این است که مشخص شود زن حامله است یا خير؟ چرا چهار ماه وده روز فرض شده که در این مدت، زن حق ازدواج، بیرون رفتن از خانه و آراستن خود را ندارد؟

با این که علم پزشکی در بیست و چهار ساعت می تواند مشخص کند كه زن حامله است یا خير؛ رأی جناب عالی در این مورد چیست؟

ج: خداوند به خاطر حکمت های زیادی گذراندن عده را برای زنان مقرر کرده است، علّامه ابن قیّم رحمة الله علیه در کتابش اعلام الموقعین[1] به این حکمت ها اشاره کرده است و آنچه او در اين زمينه گفته کفایت می کند. او می گوید: مقرر شدن عده چند حکمت دارد:

از آن جمله این که با گذراندن عده، رحم پاک می شود و مشخص می شود که زن حامله است یا نه، و این گونه گذراندن عده مانع از اختلاط نطفه ي دو مرد در رحم يك زن می شود که با اختلاط نطفه در نسب افراد، اختلاط پيش می آید و نسبها فاسد می شوند، و فساد نسب چیزی است که شریعت و حکمت از آن جلو گیری می نماید.

 از آن جمله یکی این که: تقدیر و بزرگداشت و اهمیت دادن به عقد نكاح و اظهار کرامت براي آن.

 یکی ديگر از حكمتهاي گذراندن عده اين است که زمانرجوع و بازگشتِ شوهر به زنی که طلاق داده شده طولانی می شود و شاید شوهر پشیمان شود و بر گردد. بنابراین زمانی در نظر گرفته شده که او بتواند بازگردد. 

از جمله: ادای حق شوهر است و اظهار اینکه فقدان شوهر تأثیر دارد که این تأثیر با عدم خود آرایی زن اظهار می شود. بنابراین خداوند به سوگ نشستن برای شوهر را بیش از مدتی قرار داده که در آن برای پدر و فرزند به سوگ نشسته می شود.

 از جمله: احتیاط برای ادای حق شوهر و در نظر داشتن مصلحت زن و حق فرزند، و ادای حقی که خداوند واجب کرده است. پس در گذراندن عده، ادای چهارحق است:

1-        احتياط در حق شوهر 2- در نظر گرفتن مصلحت زن 3- حق فرزند و ثبوت نسبش براي پدر 4- حق الهي

 بنابراين شريعت اسلامي مرگ شوهر را به منزله آميزش با همسر قرار داده است (يعني هرگاه شوهر بعد از نكاح و قبل از زفاف بميرد، از نظر شرعي مهر كامل به زوجه تعلق مي گيرد، و زوجه بايد عده بگذراند )؛ زيرا مدت نكاح، تمام عمر و زندگي است. وهمچنین موت زوجه بجای دخول قرار داده شده در تحریم ربیبه(دختر زن از شوهر ديگر)،یعنی هر گاه پس از عقد و قبل از آمیزش، زوجه وفات شد در این صورت ربیبه بر زوج حرام میگردد نزد بعضی از صحابه و تابعین.ومذهب زيد بن ثابت رضي الله عنه و امام احمد در یکی از دو روایت نیز همین است[2] .

پس تنها منظور از گذراندن عده، تشخيص حاملگي یا عدم حاملگي نیست. بلكه اهداف و حكمتها