 و اختلاف مي‌شود و بر دعوت تأثير منفي مي‌گذارد. لذا بهتر است كه نصيحت آنان از راههاي مصلحت آمیز صورت گیرد نه علني.

 امّا اين كه علماي اين سرزمين از حكام مي‌ترسند و نصيحت شان نمي‌كنند، تهمتي است كه براي فاصله انداختن بين علما و جامعه، بويژه جوانان، زده  مي‌شود: تا شرایط بذر تخم شرارت براي فاسدان فراهم شود. زيرا اگرمردم نسبت به علما بد گمان شوند، اعتماد به آنان از بين می رود و فرصت سمپاشي وتبليغات منفي براي دشمنان فراهم می شود.

 به نظر بنده اين مكر و حيله اي است كه بيگانگان، آن را در اين سرزمين ‌مطرح كرده اند. لذا  بر هر مسلماني واجب است كه با آن مبارزه كند. 

 شيخ فوزان ـ الإجابات المهمة فی المشاكل المدلهمة. (1/16-17)

س2: برخي از جوانان، آيه (وَلا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ) [مائده:54] را اين گونه تأويل مي‌كنند كه اينان همان كساني هستند كه اشتباه حكام را بر منبر و در جمع مراسم و همچنين روي نوار، گوشزد مي‌كنند و اين جوانان امر به معروف ونهي از منكر را در همين مورد منحصر مي‌دانند. توجيه اين جوانان ـ الله هدايتشان كند ـ و معناي اين آيه و حكم كساني كه اشتباه حكام را بر ملا مي‌كنند، چيست؟

ج2: الله تعالي مي‌فرمايد:[ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (٥٤)] 

(اي كساني كه ايمان آورده‌ايد هر كس از شما از آيين خود باز گردد. الله گروهي را مي‌آورد كه آنها را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند.در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سر سخت و نيرومندند آنها در راه الله جهاد مي‌كنند و از سرزنش هيچ ملامت گري هراس ندارند).«مائده/54»

اين آيه كساني را شامل مي‌شود كه حق را بگويند و در راه الله جهاد كنند. براي رضاي الله امر به معروف ونهي از منكر كنند. به خاطر مردم و يا ترس از آنان دست از كار نكشند.

 ولي مسئله ي نصيحت و دعوت الي‌الله متفاوت است. الله مي‌فرمايد: [ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ] 

 (با حكمت و اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنان با روشي كه نيكوتر است، استدلال ومناظره كن.) «نحل/ 125»

 الله تعالي هنگام فرستادن موسي و هارون علیه السلام نزد فرعون فرمود:( فَقُولا لَهُ قَوْلا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى (٤٤)): 

(با او به نرمي سخن بگویيد، شايد متذكر شود يا [ از الله]  بترسد) «طه/44» 

الله تعالي خطاب به رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  مي‌فرمايد:[ فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ]  (به [بركت] رحمت الهي با آنان [مردم] نرم شدي و اگر خشن و سنگدل بودي از اطرافت پراكنده مي‌شدند). «آل عمران/ 159»

نصيحت حاكمان بايد به شيوه‌اي باشد كه پيام به آنان برسد. بدون اين كه اين مسئله عمومي شده و مشهور شود كه در نتيجه، باعث نفرت توده ي مردم و افراد ساده لوح شود. كسي كه مي خواهد حاكم را امر به معروف و نهي از منكر كند، شيوه ي درست اين كار اين است كه موضوع را در خلوت با حاكم در ميان بگذارد و او را ارشاد و راهنمايي كند. يا بوسيله ي نامه يا تلفن؛ البته با نرمي و ادب، مسایل را براي حاكم روشن سازد.

 امّا اين كه بر منبر يا اجتماعات عمومي در نقد حكام سخنرانی ایراد كند، اين نصيحت نيست؛ بلكه شهرت طلبي است.[1] و نوعي فتنه‌انگيزي و پاشيدن تخم دشمني بين مردم و حكام است كه ضررهاي بسياري را به دنبال دارد. گاهي به همين سبب حكام، فعاليت علما و دعوتگران را محدود مي‌كنند كه بدي‌ها و منكرات بيشتري را در پي دارد.

 اگر در فرد عادي، نكته‌اي يا كار خلاف شرعي را ديدي و در جمع آن را بازگو كردي، اين كار رسوایي است نه نصيحت.

 رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  مي‌فرمايد:[ مَنْ سَتَرَ مُسْلِمًا سَتَرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ] [2]

 (هر كس عیب مسلماني را بپوشاند الله در دنيا و آخرت عیوب او را مي‌پوشاند). 

 هر گاه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  مي‌خواست كسي را متوجه كند با نام او را ياد نمي‌كرد؛ بلكه مي فرمود: [مَا بَالُ أَقْوَامٍ يَفْعَلُونَ كَذَا وَ كَذَا] [3] (بعضي اقوام را چه شده كه چنين و چنان مي‌كنند). 

زيرا  نام بردن افراد، ضررش بيش از منافع آن است. چه بسا موجب اصلاح نمي‌شود كه هيچ، بلکه افراد يا جماعت بيشتري را نيز در گناه فرو مي‌برد.

 شيوه ي نصيحت مشخص است. كساني كه به اين كار مشغول اند بايد از علم و آگاهي و درك بالایي برخوردار باشند تا مصالح را تشخيص دهند، نتيجه ي كار را مد نظر داشته باشند و دور انديشي داشته باشند. به قول شيخ ‌الاسلام:[4] چه بسا بازداشتن از منكري، تبديل به منكري ديگر باشد. این زمانی است که روش منع منكر، غير شرعي و غیر منطقی باشد. زيرا همين روش غير شرعي، خود منكري است كه منجر به  فساد مي‌شود  و چه بسا نصيحت‌هایي كه نامشان رسوایي، شهرت طلبي، انتقام جویي و فتنه‌گري است، البته این وقتي است كه با شيوه‌اي غير شرعي انجام شود.

شيخ فوزان ـ حوار مع عالم ص 16 ـ 18جمع‌آوري از عمربن عبدالرحمن العمر
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - اشاره به خطر تشهير، از عبدالعزيز بن باز است که در یک جا می گوید: عيوب حاكمان را در منبر گفتن روش علماي سلف نيست. فتاوي 8/210 نگا: «معاملة الحكام» از عبدالسلام آل عبدالكريم ـ ص39 به بعد.
[2] - مسلم (2699)
[3] - بخاري (7301-،6101-،2735،-750-،456) مسلم(1401-،2356)
[4]- نگا: مجموع الفتاوی (28/126) و اعلام الموقعین (3/4)  [59] ترك نصيحت از بيم ريا

س: زني چنین اظهار نظر کرده است که من به اندازه‌اي از ريا مي‌ترسم و پرهيز مي‌كنم كه نمي‌توانم ديگران را نصيحت كنم و از كارهاي ناپسندي همچون غيبت و سخن‌چيني آنان را باز دارم، بيم دارم كه دچار ريا شوم و مردم گمان كنند كه من به  خودخواهي و خودنمایي مبتلا هستم، به همين جهت با خودم مي‌گويم: اين ها مردم آگاهي هستند و احتياجي به نصيحت ندارند نظر شما در اين مورد چيست؟

ج: اين حيله اي شيطاني است كه بوسيله ي آن مردم را از دعوت الي‌الله و امر به معروف و نهي از منكر باز مي‌دارد. شيطان اين گمان را بوجود مي‌آورد كه اين كار خود نمایي است و يا تصور مردم اين خواهد بود. خواهرم: به اين وسوسه‌ها توجه نكن و خواهران و برادران مسلمانت را نصيحت كن. هرگاه از آنان در انجام واجبات كوتاهي مشاهده كردي يا متوجه شدي كه آنها به كار حرامی مانند غيبت، سخن‌چيني و بي‌حجابي مشغول هستند، از ريا نترس، در ارتباط با ال