اند بين ظهر و عصر و بين مغرب و عشاء به صورت جمع تقديم يا جمع تأخير، جمع كند، يعني اگر مي خواهد عصر را همراه ظهر بخواند و عشاء را همراه مغرب بخواند و يا اگر مي خواهد ظهر را همراه عصر و مغرب را همراه عشاء بخواند.

وبالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم.

اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الافتاء

من كتاب(الفتاوي المتعلقة بالطب...)ص(29،66)[4] عمل مريض به فتواي پزشك

س: آيا وقتي پزشك فتوا بدهد مريض مي تواند به آن عمل كند؟ يا به عالمي مراجعه نمايد؟

ج: مريض بايد در مورد آنچه پزشكان درباره ي احكام شرعي مي گويند به علما مراجعه كند؛ چون پزشكان در مورد دانش پزشكي مهارت و تخصص دارند، علم شرعي نيز متخصصاني دارد، پس مريض به فتواي پزشك عمل نكند مگر بعد از مراجعه به علما. بنابراين اگر براي مريض موردي پيش آمد به يكي از علما تلفن بزند يا كسي را نزد عالمي بفرستد تا برايش سؤال كند. پزشك و غير پزشك حق ندارد بدون علم فتوا بدهد مگر اينكه پزشكي بگويد: از فلان عالم در مورد اين مسئله پرسيده ام، او اينگونه به من پاسخ داد، بنابراين پزشك بايد مسائل را از علما بپرسد و حق ندارد خودش بدون علم فتوا بدهد چون او علم شرعي ندارد، و حوزه تخصصي او پزشكي است.

الشيخ ابن باز- من كتاب(الفتاوي المتعلقة بالطب...)ص(452) [5] موضع اسلام در قبال پزشكان سنتي

س: موضع اسلام در مورد اطبّاي سنتي چيست؟ 

ج: در حديث آمده است: « مَا أَنْزَلَ اللَّهُ دَاءً إِلَّا أَنْزَلَ لَهُ شِفَاءً؛ عَلِمَهُ مَنْ عَلِمَهُ، وَجَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ»[1]«خداوند هيچ دردي نفرستاده؛ مگر این که براي آن دوايي قرار داده كه اين دوا را بعضي مي دانند و بعضي نمي دانند» 

اطبّاي سنّتي از روي علم و تجربه برخی از داروها را شناسائي کرده اند و به مداواي بيماران پرداخته اند، پزشكان سنتي با مراجعه به كتاب هاي طب كه دانشمندان آگاه به طبابت نوشته اند به معالجه بيماران مي پردازند. طب سنتي يكي از رشته هاي علمي است كه از دوران نبوت افرادي در آن تخصص داشته اند و قبل از پيامبران و بعد از ايشان نيز افرادي طبيب بوده اند، كه تركيب هاي ادويه، خواص داروهاو نحوه كاربرد آن را مي دانسته اند، و معتقد بوده اند كه اينها از اسباب شفا هستند و خداوند مسبّب اسباب است.پس بنابراين ياد گرفتن طب سنتي و معالجه با آن اشكالي ندارد، علاقمندان مي توانند به كتاب«الطب النبوي» ابن قيم، و ذهبي، و (الاداب الشرعیة) ابن مفلح و (تسهيل المنافع) و غيره مراجعه كنند.

الشيخ ابن جبرين- الكنز الثمين(1/209) 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] البخاري(5678)، دون قوله: « عَلِمَهُ مَنْ عَلِمَهُ، وَجَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ».و أخرجه بهذه الزيادة:أحمد(1/377،413،443،453)و (4/278).[6] آيا بهتر است زن به پزشك مرد مسلمان مراجعه كند يا به پزشك زن كافر؟

س: آقا دكتری مسلمان است و خانم دكتر مسيحي و خانم دكتري هندو، همسر و دخترانم را نزد كدام يك ببرم بهتر است؟

ج: زن را زن معالجه مي كند خواه مسلمان باشد يا غير مسلمان، و جايز نيست كه مرد نامحرم به معالجه زن بپردازد مگر آن كه ضرورت باشد و یا پزشك زن موجود نباشد.

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم. 

اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الافتاء

من كتاب(الفتاوي المتعلقة بالطب...)ص(244)[7] حكم استفاده از دارو براي جریان عادت ماهانه 

س: عادت ماهیانه ی همسرم بيش از پنج ماه است که قطع گرديده و آزمايش پزشكي و غيره به حامله بودنش جواب نداده، پزشك به او قرص هايي داد كه عادت ماهيانه اش بيايد.. آيا استفاده از اين قرص ها جايز است؟

ج: استفاده از قرص برايش جايز است، به شرطي كه پزشك تأييد كند كه ضرر بيشتري از مصلحتي كه او مي خواهد ندارند.

 و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم.

فتاوي اللجنة الدائمة(5/401)فتوي رقم(6259) [8] اعضاي قطع شده انسان را در بيمارستانها چه كار کنند

الحمد لله و الصلوة و السلام علي نبينا محمد و آله و صحبه و بعد: 

«كميته دايم افتا» استفتايي را از سوي سر لشکر عبد المحسن بن عبد الله الشيخ مدير اداره امور ديني نيروهاي مسلح دريافت كرد به شماره 280 تاريخ27/1/1405 ه

كه متن استفتاء بدین شرح است: 

در تاريخ 11/1/1405 هـ از سوي مدير شعبه امور ديني در منطقه غربي سؤالي به دستمان رسيد كه اينك آن را به شما ارسال مي داريم و از جناب عالي مي خواهيم كه در اين مورد حكم شرعي را براي ما توضيح دهيد، چون خیلی از بيمارستانهايی كه وابسته به وزارت دفاع و نيروي هوايي هستند، اين سؤال را مطرح كرده اند كه با اعضاي انسانها كه پس از عمل جراحي از بدنشان جدا مي شوند چه كار كنند، آنها اين اعضا را مي سوزانند. اعضا عبارتند از: 

1- اعضائي كه هنگام بروز حوادث و اتفاقات از بدن انسان قطع مي شود.

2- پوستي كه به هنگام ختنه از مردان قطع مي شود.

3- مشيمة(كه نوزاد در آن قرار دارد) و هنگام ولادت بيرون مي آيد، جنيني كه سقط شود.

4- دندانهايي كه كشيده مي شود. و مواردي از اين قبيل

لطفاً حكم شرعي را در اين مورد بيان كنيد تا بتوانيم آن را به عنوان دستور العمل به همه بيمارستانهاي وابسته به وزارت دفاع ارسال كنيم.

پاسخ دايم كميته افتا:

سوزاندن اعضاي انسان جايز نيست، بايد در محلي پاك دفن شوند. جنين زمانی که روح در آن دميده شود، يعني چهار ماه بر آن گذشته باشد، غسل داده شود و كفن شود و بر آن نماز خوانده شود و در قبرستان مسلمين دفن گردد. اگر در ميان مسلمين به دنيا آمده است، و یا اگر يكي از پدر و مادرش مسلمان باشند.

 اگر جنين سقط شده از پدر و مادر كافري به دنيا آمده نيازي به غسل و نماز ندارد بلكه در لباس خود دفن مي گردد يا در تكه پارچه اي پيچانده شود و در جاي نامعلومي دفن شود.

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم.

          اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الافتاء

من كتاب(الفتاوي المتعلقة بالطب...)ص(429) [9] حكم اسقاط جنين و احكام بعد از سقط

س: بعضي از مراكز بهداشتي پرسش هايي را به وزارت بهداشت فرستاده اند كه چه وقت سقط جنين مرگ به شمار مي آيد و چه وقتي اسقاط است، از آن جا كه اموري شرعي و قانوني به اين موضوع مرتبط است لطفاً ديدگاه شريعت را در اين مورد توضيح دهيد كه در دوران بارداري تا چه وقت اسقاط به حساب مي آيد و چه وقت وفات به شمار مي آيد.

ج: «كميته افتا» پس از بررسي اينگونه پاسخ مي دهد: 

اول حكم اسقاط:

1- اصل اين است كه اسقاط حمل در مراحل مختلف آن جايز نيست.

2- در مرحله اول يعني مدت چهل روز اول، اسقاط جنين جايز نيست؛ مگر براي دفع ضرر يا تحقق مصلحت شرعي؛ كه پزشكان متخصص آن را تأييد كرده باشند و در تحقيق مصلحت شرعي، علماي شريعت آن را تأييد كرده باشند

اما اسقاط جنين در اين مدت به خاطر مسائل تربيتي يا مشکلات اقتصادي، تكاليف زندگي و تعليم و آموزش و يا اكتفا به فرزنداني كه دارند، جايز نيست.

3- اسقاط حمل، وقتي كه به صورت خون بسته يا تكه گوشتي در آمده است جايز ني