ساند و آن را محافظت مي كند،قطع كند.

 از اين احاديث و امثال آن استنباط مي شود كه آويزان كردن تعويذ و مهره و يا حلقه و غيره براي دفع يا رفع بلا درست نيست. 

در مورد مسئله مذكور به نظر من به خاطر جلوگیری از شائبهء شرك نبايد از اين النگوها استفاده شود، تا قلب مسلمان فقط متوجه خدا باشد و به او اعتماد كند و به استفاده از اسباب جایز كه جواز آن مسلّم است بسنده كند. 

اموری که خداوند جايز نموده و براي بندگانش فراهم كرده، آنان را از حرام و از امور مشتبه بي نياز مي كند.

 از پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم ثابت است كه فرمود: « مَنِ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِدِينِهِ وَعِرْضِهِ، وَمَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِى الْحَرَامِ؛ كَالرَّاعِي يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَىيُوشِكُ أَنْ يَرْتَعَ فِيهِ»[4]

«هر كسي كه از شبهات پرهيز كند دين و آبرويش را مصون قرار داده است، و هر كسي ك در شبهات بيفتد در حرام افتاده است، مانند چوپاني كه اطراف منطقه قُرُق شده، گوسفندانش را مي چراند كه بيم آن مي رود وارد آن منطقه شوند»

 پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم مي فرمايد:« دَعْ مَا يَرِيبُكَ إِلَى مَا لَا يَرِيبُكَ »[5] «آنچه كه تو را در شك مي اندازد رها كن و به آنچه تو را دچار شك نمي كند روي بياور»

 ترديدي نيست كه استفاده از دستبند هاي مذكور مشابه با كاري است كه اهل جاهليت در گذشته انجام مي دادند؛ این عمل يا از امور شرك آميز و حرام است، و يا از ابزاری است که به شرک می انجامد. حداقل اين است كه از امور مشتبهات است، پس بهتر است مسلمان از آن دوري كند، و به معالجه اي كه مباح بودن آن واضح است و شبهه اي در آن نيست اكتفا كند. اين نتيجه اي است كه من و بعضي از علما و اساتيد به آن رسيده ايم. از خداوند مي خواهم كه ما و شما را توفيق دهد تا در مسير خوشنودي الله تعالي گام بر داريم، و به همه ما آگاهي در دين را عطا كند و ما را از مخالفت با شريعت الهي نجات دهد.

الشيخ ابن باز- مجموع فتاوي و مقالات متنوعه، (1/206)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] احمد (4/154)، و ابو يعلي(1759)، و الطبراني في «مسند الشاميين» (234)، و ابن حبان(6086)، و الحاكم 4/216 (7501) و صححه و وافقه الذهبي.
[2] احمد (4/156)، قال في «مجمع الزوائد»(5/103): «رواه احمد و الطبراني و رجال احمد ثقات».
[3]  احمد (4/445) و ابن ماجه (3531) و غیرهما، و حسنَّه البوصیری فی «مصباح الزجاجة» (4/77)
[4] بخاری (52) مسلم (1599)
[5] ترمذی (2518) نسائی (5714) و قال الترمذی: «حسن صحیح» و أخرجه أیضاً الحاکم 2/13 و 4/99 (2169،2170،7046) و صححه فی الموضع الأول و وافقه الذهبی.[28] استفاده از دستبند براي معالجه روماتيسم(گفتاری از ابن عثیمین) 

س: حكم استفاده از دستبند براي معالجه روماتيسم چيست؟

ج: بدان كه دوا سبب شفاست و كسي كه سبب را مؤثر قرار مي دهد خداوند است، پس فقط چيزي سبب است كه خداوند آن را سبب قرار داده است. مواردي كه خداوند آن را اسباب قرار داده دو نوع اند: 

1- اسباب شرعي مانند: قرآن كريم و دعا؛ چنان كه پيامبرصلی الله علیه وآله وسلم در مورد سوره فاتحه مي فرمايد:«وَ مَا یُدرِیکَ أَنَّهَا رُقیَةٌ»

«و چه مي داني كه آن دعاست (یعنی: سوره فاتحه دعایی است که برای شفای بیماریها خوانده می شود» پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم با دعا خواندن، بيماران را دم مي كرد، و خداوند به سبب دعاي ايشان هر كسي را که مي خواست شفا مي داد. 

1-اسباب حسّي: مانند داروهاي مادي و مورد استفاده كه شريعت آن را مشخص كرده، مانند: عسل يا داروهايي كه از طريق علم پزشكي و طب مورد آزمايش قرار گرفته اند. اين نوع اسباب بايد تأثير آن از طريق استفاده مستقيم باشد نه از طريق توهم و خيال؛ پس اگر تأثير آن به طور مستقيم ثابت شود، استفاده از آن به عنوان دارو درست است. اما اگر فقط توهّم و خيالاتي باشد كه مريض تصور مي كند و بر اساس اين وهم و خيال از نظر رواني راحت شود و ممكن است به علت تأثير رواني و شادماني بيماري اش رفع گردد، اعتماد بر چنين داروهايي جايز نيست، و دوا به شمار نمي آيند. از اين رو از پوشيدن حلقه و نخ و امثال آن براي رفع يا دفع بيماري نهي شده است؛ چون اين چيزها براي علاج و مداوا سبب نيستند و در شريعت هم به عنوان سبب تأييد نشده اند، آنچه از نظر شرعي و حسّي سبب نيست جايز نيست كه سبب قرار داده شود؛ زيرا سبب قرار دادن آن نوعي كشمكش و مناقشه با خداوند در پادشاهي اش مي باشد. این کار از باب شرك است؛ چون چنين كسي در تعیین سبب خود را شريك خدا قرار داده است.

 شيخ الاسلام محمد بن عبد الوهاب رحمه الله در مورد اين مسئله در كتاب التوحيد اين عنوان را آورده: باب در بيان اينكه پوشيدن حلقه و نخ و امثال آن براي دفع بلا و غيره شرك است. فكر مي كنم دستبند هايي كه داروخانه به کسانی می دهد كه روماتيسم دارند، از همين نوع است، چون اين دستبند ها نه از ديدگاه شريعت و نه از نظر ظاهري و حسّي داروي علاج روماتيسم نمي باشند، پس جايز نيست كه از آن براي معالجه روماتيسم استفاده شود. و الله الموفق.

الشيخ ابن عثيمين- فتاوي العلاج بالقرآن و السنة- الرقي و ما يتعلق بها، (81) [29] حكم معالجه با دستبند ها و موي حيوان

س: بعضي از مردم دستبند ها يا گردن بندهايي با رنگ هاي مشخص به دست و گردن خود مي آويزند و يا نخ هايي از موي بعضي حيوانات به دست و گردن خود مي آويزند؛ و گمان مي برند كه اين چيز ها ضرر و زياني را كه ممكن است از سوي جن ها و غيره متوجه انسان شود دفع مي كنند، آيا اين كار جايز است؟

ج: آويزان كردن دستبند و بستن نخ از مو و غيره اگر با اين باور باشد كه اين چيز ها به ذات خود از آمدن ضرر و بلا جلوگيري مي كنند يا ضرر و زيان را از كسي كه از آن استفاده مي كند دفع مي كنند، شرك اكبر است و انسان را از دايره اسلام بيرون مي كند، چون او در مورد اين چيزها معتقد است كه نفع مي دهند و ضرر را دور مي كنند. ضرر و نفع چيزي است كه كسي جز خداوند توانايي آن را ندارد. اگر معتقد باشد كه نفع دهنده و ضرر دهنده خداوند است، و اين چيز ها فقط سبب هستند، اين کار حرام است و شرك اصغر می باشد كه منجر به شرك اكبر مي شود؛ چون او به سبب بودن چيزي معتقد است كه خداوند آن را سبب شفا قرار نداده است، خداوند داروهاي مباح و دعاهای شرعي را سبب شفا قرار داده که مو و دستبند و غيره جزو آن نيست.

 شيخ محمد بن عبد الوهاب رحمه الله در كتاب التوحيد فصلي در اين موضوع با اين عنوان ذكر كرده است:

باب در بيان اينكه پوشيدن حلقه و نخ و امثال آن براي دفع يا رفع بلا شرك است و در اين مورد دلايلي ذكر كرده از آن جمله حديث عمران بن حصين رضی الله عنه كه:« رَأَى رَجُلًا فِي يَدِهِ حَلْقَةٌ مِنْ صُفْرٍ فَقَالَ: مَا هَذِهِ؟ قَالَ: مِنْ الْوَاهِنَةِ؟ قَالَ: انْزِعْهَا فَإِنَّهَا لَا تَزِيدُكَ إِلَّا وَهْنًا؛ فَإِنَّكَ لَوْ مِتَّ وَهِيَ عَلَيْكَ مَا أَفْلَحْتَ أَبَدًا»[1] «پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم مردي را ديد كه در دست او حلقه اي از مس است، فرمود اين چيست؟ گ