تَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالا بَعِيدًا (٦٠)»

(آيا نديدي كساني را كه گمان مي‌كنند به آن‌چه بر تو و به آن‌چه پيش از تو نازل شده، ايمان آورده‌اند، ولي مي‌‌‌‌‌‌خواهند براي داوري نزد طاغوت {وحكّام باطل}بروند؟! با اين كه به آنها دستور داده شده است كه به طاغوت كافر شوند. امّا شيطان مي‌خواهدآنان را گمراه كند، گمراهي(بسيار) دور از حق!). «نساء/60» 

لطفاً اين دو مسئله را توضيح دهيد:

اول: بطور عام معناي طاغوت چيست؟

آيا آن‌طوركه ابن كثير مي‌گويد: طاغوت به هر كسي بجز الله‌كه براي داوري و قضاوت به او مراجعه مي‌كنند گفته مي‌شود؟ تا به اين نتيجه برسيم كه كساني كه مطابق شريعت حكم نمي‌كنند و كساني كه به طاغوت مراجعه مي كنند، كافر مي‌شوند.

دوم: « يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا » يعني چه؟ چرا كه برخي مي‌گويند: در اين جا منظور از اراده، اراده‌ي باطني است و اين را كسي نمي‌داند، پس بنابر اين نمي‌توان كسي را كه به نزد حاكم و قاضي غير مسلمان برود، تكفير كرد، مگر زمانِِِي كه  از اراده ي باطني فرد،آگاه باشيم و چنين چيزي ممكن نيست. (آيا) اراده ي فرد با استدلال از حديث پيامبر حمل بر منعاي ظاهري مي‌شود، كه فرد بدان حكم خشنود و راضي است  و از آن پيروي مي‌كند... كدام يك صحيح است ؟

ج: اولا: معناي عام طاغوت اين: هر آنچه كه به غير از الله تعالي عبادت شود، او طاغوت است، چه بوسيله‌ي نماز، يا روزه، يا نذر، يا ذبح، يا پناه بردن به او در  اموري كه به الله تعالي اختصاص دارد مانند: دفع ضرر يا جلب منفعت  يا بجاي قرآن و سنت  در اختلافات  او را حكم  و داور قرار دهند و مانند اين‌ها ... (همه طاغوت هستند). منظور از طاغوت در آيه ي فوق به هر چيزي جز قرآن و سنت گفته مي شود كه براي داوري و قضاوت به آن مراجعه كنند، (كه شامل ) قوانين و برنامه هاي ساخته وپرداخته‌ي بشر است . يا رسم و رسوم ارثي و يا سران قبايل است (كه طبق راي و نظر خود) بين مردم داوري مي‌كنند. يا هرچه رهبر يك حزب و گروه تشخيص دهد و اعلام بدارد و يا يكي از كاهنان و فالگيران اظهاركند.

 به اين ترتيب روشن مي‌شود كه: قوانين و برنامه‌هايي كه بشر از خود ساخته است تا مردم براي داوري به آن مراجعه كنند در واقع شبيه شريعت الهي در پذيرفتن است و در معناي طاغوت داخل است. البته هر كس بجز الله مورد عبادت مردم قرار گيرد و راضي نباشد مانند: پيامبران و صالحان، به اين‌ها طاغوت گفته نمي‌شود.بلكه طاغوت همان شيطان جني و انساني است كه آنان را به اين عمل دعوت داده و آن را برايشان زيبا جلوه داده است.

دوم: منظور از اراده در آيه‌ي:‌» يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ » «نساء/60» همان است كه با عمل، قرائن و نشانه‌هايي كه بيانگر قصد و اراده ي فرد است، همراه باشد، به دليل اين آيه‌ي بعدي كه مي‌فرمايد:‌‌‌ «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا (٦١)» (وهنگامي‌كه به آن‌ها گفته شود: «به سوي آن‌چه الله نازل كرده و به سوي پيامبر  صلی الله علیه وسلم بياييد منافقان را مي‌بيني كه از تو اعراض و رويگرداني مي‌كنند). «نساء/61»

و نيز سبب نزول اين آيه را كه ابن كثير و ديگر مفسران ذكر كرده‌اند،[1] بيانگر همين معناست.  پيروي كردن از حكم صادره دليل رضايت فرد است و به اين ترتيب اشكال فردي كه مي‌گويد: اراده، امري باطني است و نمي‌تواند بر فرد حكمي صادركرد مگر زماني كه از باطن فرد اطلاع داشته باشيم و اين امري غير ممكن است؛ بر طرف مي‌شود.

و بالله التوفيق و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

 انجمن دايم پژوهشهاي علمي و افتا (1/542)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] .ابن كثير 1/520 [39] شرايط دعا خوان و كسي كه بر او دعا خوانده مي شود

س: دعا خوان بايد داراي چه صفاتي باشد؟ 

ج: دعا خواندن بر بيمار مفید واقع نمي شود مگر با شرايطي كه عبارتند از: 

شرط اول: دعا خوان صلاحيت داشته باشد، به اين صورت كه از اهل خير و صلاح و استقامت در دين باشد و بر نمازها و اذكار و تلاوت قرآن و اعمال صالح پايبند باشد، از گناهان صغيره و كبيره و بدعت ها و منكرات دور باشد.

 شرط دوم: تلاش كند روزي حلال بخورد و از خوردن مال حرام يا مشكوك پرهيز كند؛ چون پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم مي فر مايد: « أَطِب مَطعمَكَ تَكُن مُستَجَابَ الدَّعوَة »[1] « غذايت را پاك كن دعايت قبول مي شود» 

 « و ذَكَرَ الرَّجُلَ يُطِيلُ السَّفَرَ، أَشْعَثَ أَغْبَرَ، ثُمَّ يَمُدُّ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ، يَا رَبِّ يَا رَبِّ، وَمَطْعَمُهُ حَرَامٌ وَمَشْرَبُهُ حَرَامٌ وَمَلْبَسُهُ حَرَامٌ وَغُذِّيَ بِالْحَرَامِ؛ فَأَنَّى يُسْتَجَابُ لِذَلِكَ »[2] 

«پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم از مردي سخن به ميان آورد كه سفر را طولاني مي كند و بر اثر سفر غبارآلود است موهايش ‍‍‍‍‍‍‍‍ژوليده است، با اين وضعيت دستها را به درگاه خدا بلند مي كند و مي گويد: پروردگارا!پروردگارا! پروردگارا! در حالي كه خوراك و نوشيدني و لباس او از حرام است و جسمش با حرام تغذيه شده است؛ چگونه دعاي او اجابت خواهد شد»

 پس پاك بودن غذا از اسباب قبول شدن دعاست.

 شرط سوم: بيمار را وادار نكند كه مزدي پرداخت كند، از گرفتن پولي كه بيشتر از هزينه كارش باشد بپرهيزد، چون رقيه و دعايش بهتر سودمند مي شود.

شرط چهارم: با دعاهاي قرآني آشنا باشد مانند سوره فاتحه، معوذتين، اخلاص، اواخر سوره بقره، اول سوره آل عمران و آخر آن، آية الكرسي، آخر سوره توبه، اول سوره ياسين، اول سوره نحل، آخر سوره اسراء، اول سوره طه، آخر سوره مؤمنون، اول سوره صافات، اول سوره غافر، آخر سوره جاثيه، آخر سوره حشر، و دعاهاي قرآني كه در كتاب «الكلم الطيب» امام ابن تيميه رحمه الله ذكر شده اند، بعد از خواندن آيات دم كند، و هر آيه اي را سه بار يا بيشتر تكرار كند. 

شرط پنجم: مريض از انسانهاي با ايمان و نيك و با تقوا و از اهل استقامت بر دين باشد، از محرمات و گناهان دوري كند، چون خداوند متعال مي فرمايد: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآَنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا (82) »[الإسراء] 

«و ما آیاتی از قرآن را فرو می فرستیم که مایه ی بهبودی و رحمت مومنان است، ولی بر ستمگران جز زیان نمی افزاید »

و مي فرمايد: «قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آَمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آَذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى» [فصلت-44] «بگو: قرآن برای مومنان مایه ی راهنمایی و بهبودی است. و اما برای غیر مومنان، کری گوشهای ایشان و کوری (چشمان)آنان است»

از اين رو اغلب در گناهكاران و آنهايي كه عبادات را انجام نمي دهند و متكبرند و همیشه لباسشان از شت