زدگی یا گزیدگی» جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم رقیه و رعا می خواند و می گفت: « بِاسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يُؤْذِيكَ؛ مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ اللَّهُ يَشْفِيكَ، بِاسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ»[4].

 «به نام الله تو را دم می کنم از شرّ هر چیزی که تو را آزار می دهد و از شرّ هر کس، یا چشم حسادت کننده ای خداوند تو را شفا بدهد، به نام الله تو را دم می کنم»

2- از کسی که چشم زده، خواسته شود که غسل کند: همان گونه که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم از عامربن ربیعهt خواست که وضو بگیرد... و آنگاه این آب را روی کسی بریزد که چشم خورده است. اما گرفتن مدفوع و ادرار چشم زننده اصلِ اساسی ندارد، همچنین برداشتن رَدّ پایش نیز اساسی ندارد، بلکه در حدیث آمده که اعضای بدن و عورتش را بشوید، شاید بتوان داخل چادر و لباس را به این قیاس کرد.

پیشگیری از چشم زخم اشکالی ندارد و با توکل منافاتی ندارد؛ بلکه عین توکل است، چون توکل یعنی تکیه کردن به الله تعالی به همراه استفاده از اسبابی که الله تعالی آن را جایز قرار داده است یا به استفاده از آن فرمان داده است.

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برای حسن و حسین رضی الله عنهما دعا می خواند و می گفت: « أُعِيذُكُمَا بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّةِ مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ وَهَامَّةٍ، وَمِنْ كُلِّ عَيْنٍ لَامَّةٍ. وَيَقُولُ: هَكَذَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يُعَوِّذُ إِسْحَقَ وَإِسْمَعِيلَ عَلَيْهِمْ السَّلَام»[5]

«شما دو تا را در پناه کلمات کامل خداوند قرار می دهم از شرّ هر شیطان و از شرّ هر حشره ای و از شرّ هر چشم زننده ای، و می گفت: ابراهیم، اسماعیل و اسحاق را اینگونه در پناه خدا قرار می داد».

شیخ ابن عثیمین – فتاوی العلاج بالقرآن والسنة. ص(41-42 )
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مسلم (2188)
[2] تخریج در فتوای سابق
[3] تخریج در فتوای (47)
[4] مسلم (2186). 
[5] البخاری (3371)، و الترمذی (2060) و غیرهما ، و هذا لفظ الترمذي. [77] معتقد بودن به تأثیر چشم زخم با آیات قرآن مخالفتی ندارد. بیان علاج چشم زخم

س: بعضی مردم در مورد تأثیرچشم زخم اختلاف کردند، بعضی گفتند: که چشم بد تأثیری نمی گذارد، چون مؤثّر دانستن آن با آیات قرآن مخالفت است. حق در این مسئله چیست؟

ج: سخن حق، همان چیزی است که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم گفته است که فرموده است: « الْعَيْنُ حَقٌّ » [1]«چشم زخم حق است» و واقیت امر بر مؤثر بودن چشم زخم شهادت می دهد، آیاتی که با این حدیث معارض و مخالف باشند سراغ ندارم، که اینها بگویند: مؤثر دانستن چشم زخم با قرآن مخالف است، بلکه الله تعالی برای هر چیزی سببی قرار داده است حتی بعضی از مفسرین گفته اند: « وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ» [القلم- 51 ] از آیه چشم زخم است. 

 به هر حال خواه مراد آیه همین باشد یا نباشد، چشم زدن ثابت است. و حقیقت دارد و هیچ شکّی در آن نیست، واقیت امر از دوران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم تا به امروز به اثبات این قضیه گواهی می دهد.

س2 :کسی که مورد اصابت چشم زخم قرار گرفت چکار کند؟

ج2: براو قرآن و دعا خوانده شود، و اگر کسی که او را چشم زده مشخص باشد از او خواسته می شود که وضو بگیرد و آب وضوی او را که از اعضای بدنش می ریزد درظرفی قرار دهند و آنگاه کسی که مورد اصابت چشم قرار گرفته آب را بر سر و پشت خود بریزد و از آن بنوشد به حکم الله تعالی بهبودی می یابد، نزد ما رسم بر این است که قسمتی از لباس چشم زننده را می گیرند و با آب شستشو می دهند و سپس آب آن را به فرد چشم زده شده می دهند تا آب را بنوشد و بر اساس نقل قول های زیادی این امر مفید است، اگر چنین باشد استفاده از این کار اشکالی ندارد چون هر آنچه از لحاظ شریعت یا در عمل ثابت شود که سبب است، درست است، اما آنچه به لحاظ شرعی و حسّی سبب نیست اعتماد بر آن جایز نمی باشد؛ مانند کسانی که بر تعویذها و امثال آن اعتماد می کنند و آن را بر خود می آویزند تا اینگونه به وسیله آن آثار چشم بد را از خود دور نمایند؛ زیرا این کار اساسی ندارد، خواه این تعویذها از قرآن باشند یا از غیر قرآن، و بعضی از سلف تعویذی را که از قرآن باشد اجازه داده اند مشروط به اینکه نیاز باشد.

ابن عثیمین – فتاوی العلاج بالقرآن و السنة ص(43 ، 44 ).
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مسلم (2188)[140] حكم بغير ما أنزل الله ( بحثي از شيخ فوزان)

شيخ صالح فوزان حفظه الله مي‌گويد:

از مقتضيات ايمان به الله و عبادت او تعالي اين است كه در برابر حكم او تسليم شويم  و به شريعت و قانون او راضي و خشنود باشيم و در هنگام اختلاف در گفتار، عقايد و درگيريها و اختلافات در خونها واموال و ساير حقوق به قرآن وسنت رجوع كنيم، چراكه تنها حاكم وداور الله تعالي است وداوري وحاكميت به او بر مي‌گردد، پس بر حاكم واجب است كه بر دستوراتي كه الله نازل كرده است ( قرآن وسنت) حكم كنند. وبر رعيت واجب است كه براي داوري و قضاوت به قوانيني كه الله در كتابش نازل كرده‌است و به سنت پيامبر صلی الله علیه وسلم رجوع كنند.

 الله تعالي در باره‌ي حاكمان مي‌فرمايد:‌» إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ »

(الله به شما فرمان ‌مي‌دهد كه امانت‌ها را به صاحبانش بر‌گردانيد و هر گاه بين مردم داوري مي‌كنيد به عدالت داوري كنيد...). «نساء/58»

الله تعالي درباره‌ي مردم مي‌فرمايد:«‌ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلا (٥٩)»

(اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! از الله و رسول و از صاحبان امر كه از شما هستند، اطاعت کنید و اگر در چيزي اختلاف كرديد، آن را به الله و پيامبر صلی الله علیه وسلم ارجاع دهيد. اگر به الله و روز آخرت ايمان داريد! اين [كار] براي شما بهتر و عاقبت و فرجام آن نيكوتر است). «نساء/59»

سپس توضيح مي‌دهد كه ايمان با مراجعه و رفتن به نزد كساني‌كه به غير ما انزل الله حكم مي‌كنند، يك جا جمع نمي‌شود مي‌فرمايد:‌» أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالا بَعِيدًا (٦٠)»

(آيا نديدي كساني را كه مي‌پندارند به آنچه به سوي تو نازل شده و آنچه پيش از تو نازل گشته ايمان دارند؟ [امّا] مي‌خواهند داوري را پيش طاغوت برند، حال آن‌كه دستور يافته‌اند كه به 