ق] براي اطرافيانش اظهار كند، ماندنش در بين مشركان جايز نيست، چرا كه‌ رسول‌الله صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: «أنا بريءٌ مِن كُلِّ مُسلِمٍ يُقيمُ بَينَ أظهُرِ المُشرِكينَ»:[2]

 (من از هر مسلماني‌كه بين مشركين اقامت مي‌كند، بيزارم).

شيخ ابن باز – مجموع فتاوا ومقالات متنوعة(9/401)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] در مجله ي دعوت شماره 1511 تاريخ (11/5/1416) منتشر شده است. 
[2] تخريج در فتاواي (154) از همين باب<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">درباره سایت نوار اسلام </a><a class="text" href="w:text:5.txt">تقريظ و اجازه ي شیخ ابن جبرین</a><a class="text" href="w:text:6.txt">پيشگفتار شيخ ابو عبدالله سعد بن عبدالله البريك</a><a class="text" href="w:text:7.txt">مقدمه د. خالد بن عبدالرحمان الجریسي</a><a class="text" href="w:text:8.txt">اللجنة الدائمة، در چند جمله</a><a class="text" href="w:text:9.txt">فرازی از زندگیِ شیخ ابن باز</a><a class="text" href="w:text:10.txt">مختصري از زندگي شيخ ابن عثيمين رحمة الله عليه</a><a class="text" href="w:text:11.txt">معرفي شيخ صالح الفوزان   </a><a class="text" href="w:text:12.txt">گفتاري مختصر در مورد فتوا و احكام آن</a><a class="text" href="w:text:13.txt">آداب مفتي و مستفتي</a><a class="text" href="w:text:14.txt">آیا با تغییر زمان و مکان فتوا تغییر می کند؟</a><a class="folder" href="w:html:15.xml">باب اول:  عقیده </a><a class="folder" href="w:html:375.xml">باب دوم: فتوا و اجتهاد  </a><a class="folder" href="w:html:391.xml">باب سوم: دانش و آموزش </a><a class="folder" href="w:html:432.xml">باب چهارم: نيت و طهارت و سنتهاى فطرت</a><a class="folder" href="w:html:517.xml">باب پنجم:  نماز و اذان</a><a class="folder" href="w:html:637.xml"> باب ششم: جنائز </a><a class="folder" href="w:html:686.xml">باب هفتم:  زکات </a><a class="folder" href="w:html:743.xml">باب هشتم:احكام و مسايل روزه </a><a class="folder" href="w:html:832.xml">باب نهم: حج، عمره و ذبايح </a><a class="folder" href="w:html:940.xml">باب دهم: هجرت، جهاد و بردگي </a><a class="folder" href="w:html:972.xml">باب يازدهم: دعوت و امر به معروف و نهي از منكر </a><a class="folder" href="w:html:1045.xml">باب دوازدهم: فتاواي معاملات</a><a class="folder" href="w:html:1229.xml">باب سیزدهم: وصیت و ارث </a><a class="folder" href="w:html:1252.xml">باب چهاردهم: نکاح</a><a class="folder" href="w:html:1436.xml">باب پانزدهم: سوگند</a><a class="folder" href="w:html:1456.xml">باب شانزدهم: قضا و شهادت </a><a class="folder" href="w:html:1468.xml"> باب هفدهم: آداب </a><a class="folder" href="w:html:1629.xml">باب هجدهم: فتاواي طب</a><a class="folder" href="w:html:1743.xml">باب نوزدهم: احکام بانوان </a></body></html>[3] مفهوم ایمان و کفر

س1- مفهوم ایمان و کفر چیست؟

ج1- ایمان و کفر دو اعتقاد متضاد هستند، ایمان یعنی: دین الله تعالی، همان دینی که الله تعالی آن را برای بندگانش نازل کرده و بخاطر آن مخلوقات را آفریده و هدایت را برای دینداران در دنیا و امنیت را در آخرت مهیا نموده است، آنگونه که الله تعالی  فرموده:« الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الأمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ (٨٢)»[انعام:82] 

( کسانی که ایمان آورده و ایمان خود را با شرک نیامیختند، امنیت مال آنها است وآنها هدایت یافتگانند.) 

 الله تعالی فرموده:« اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ »[بقره:257] 

( الله تعالی عهده دار و متولی امور کسانی است که ایمان آورده اند؛ آنها را از تاریکی ها بیرون آورده و به سمت نور رهنمون می شود.)

کفر، یعنی: دینِ شیطان، که در دنیا سبب گمراهی و در آخرت مایه ی بدبختی است، آنگونه که الله تعالی در مورد کفاری که هدایت الهی را نپذیرفتند و از آن رویگردان شدند، فرموده:« وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢٥٧)»[بقره:257]

 ( و اما کسانی که کفر ورزیده اند متولی و سرپرست آنها طاغوت است که آنان را از نور به سوی تاریکی ها بیرون می آورد؛ اینان دوزخیانند و در آنجا جاودانه می مانند.).

با توجه به این که موضوع ایمان و کفر از اهمیت ویژه ای بر خوردار است ضرورت دارد تا هر دو را بشناسیم.

ایمان عبارت است از: پذیرفتن دین الله تعالی با میل و رغبت و تسلیم شدن در برابرآن؛ در واقع ایمان، گفتار با زبان، اعتقاد با قلب و عمل با اعضا و جوارح است که با اطاعت افزایش می یابد و با معصیت کم می شود. بنابراین فردی که مرتکب گناهانی پايین تر از درجه ی شرک شود، اسم ایمان کاملاًً از او سلب نمی شود و از طرفی به او مؤمن کامل هم نمی گویند، بلکه او مؤمنی ناقص الایمان است.

کفر یعنی: امتناع از پذیرفتن دین اسلام، یا خروج از دین اسلام و اختیار دینی جز دین الله تعالی، چه از روی تکبر و عناد و چه از روی تعصب نسبت به پدران و نیاکان گذشته، و یا بخاطر طمع در مال و جاه و موقعیت و منصب.

موارد کفر

1- کفر با تکذیب گفتار الله تعالی و رسول صلی الله علیه وسلّم؛ آنگونه که الله تعالی فرموده است: « وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٤٧)» [اعراف:147] 

( وکسانی که آیات ما را و لقای آخرت را تکذیب کنند اعمالشان نابود می گردد آیا جز آنچه را عمل کرده اند پاداش داده می شوند؟!)

2- کفر با زبان: چنانکه الله تعالی فرموده:« وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ » 

[توبه:74] ( منافقان به الله سوگند می خورند که (سخنان زننده ای) نگفته اند در حالی که قطعاً سخنان کفرآمیز گفته اند و پس از اسلام کافر شده اند).

   صدا زدن دیگران به جز الله و استغاثه از اموات شامل کفر زبانی است.

3- استهزا به الله و رسول و قرآن؛ آنگونه که الله فرموده«قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ (٦٥)لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ » [توبه :65-66]

(بگو: آیا الله و رسولش را مسخره می کردید؛ بگو: با چنین معذرت های بیهوده عذر خواهی نکنید شما پس از ایمان آوردن کافر شده اید.)

4- کفر با استکبار و امتناع از اطاعت الله؛ آنگونه که الله تعالی در مورد ابلیس فرموده:« أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ (٣٤)»[بقره:34] ( حکم الله را انکار نمود و از کافران گردید).

5- اعراض و رویگردانی از دین الله تعالي که نه آن را فرا گیرد ونه بدان عمل نماید. الله تعالي می فرماید:« وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ (٣)» [احقاف:3]

 (کافران از آنچه بیم داده می شوند روی می گردانند.)

بنابراین چنین شخصی توحید را نمی شناسد و موارد ضد توحید را نمی داند. البته بسیاری از موارد کفر در عمل صورت می گیرند؛ مانند: ذبح و قربانی و سجده برای غیر الله، سحر کردن، تعلیم وتعلم آن؛ الله فرموده:« قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (١٦٢)لا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ (١٦٣)» [انعام:162-163]

(بگو: نم