از، عبادت، زیستن و مردن من از آن الله است که پروردگار جهانیان است که هیچ شریکی ندارد و به همین کار دستور داده شده ام و من اولین مسلمان (در میان امت خود) هستم).

الله می فرماید:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (٧٧)» [حج:77]

(ای کسانی که ایمان آورده اید ( برای پروردگار خویش) رکوع و سجده کنید و پروردگار خویش را پرستش نمايید و کارهای نیک انجام دهید تا رستگار شوید).

بنابراین هر کسی چیزی از این اعمال را جز برای الله تعالی انجام دهد، مشرک و کافراست وقوانین بر خورد با کفار در مورد او اجرا می شوند مگر اینکه توبه نماید و به دین الله تعالی برگردد.

الله تعالی در مورد سحر می فرماید:« وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ » [بقره:102]

(سلیمان - علیه السّلام- کفر نورزید بلکه این شیاطین بودند که کفر کردند و به مردم سحر آموختند.)

و بقیه موارد کفر آمیزی که با گفتار و یا کردار صورت عملی پیدا می کند، و همچنین مواردی که با اعتقاد به آن انسان، کافر می شود و مورادی که شک و تردید در آن منجر به کفر می شود. الله تعالی فرموده:« وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هَذِهِ أَبَدًا (٣٥)وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلَى رَبِّي لأجِدَنَّ خَيْرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًا (٣٦)قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلا (٣٧)» [کهف:35-36-37]

«( این شخص مغرور) که بر خویشتن ستمگر بود به باغش قدم نهاد و گفت: من باورم نمی شود که روزگاری این باغ سر سبز به باد فنا رود، و گمان نمی کنم که قیامت بر پا شود( و به فرض، اگر برپا شود) و من بسوی پروردگارم ارجاع داده شوم یقیناً در آنجا سرنوشت بهتری و موقعیت بهتری از این (باغ) خواهم داشت، دوست (با ایمانش) در حالی که با او گفتگو می کرد به او گفت: آیا منکر کسی شده ای که تو را از خاک و سپس از نطفه آفریده و بعد از آن تو را مرد کاملی کرده است) .

بنابراین کفر فقط با تکذیب صورت نمی گیرد(بلکه بسیاری از امور، انسان را به کفر می رساند) .

دو نوع کافر وجود دارد: کافر اصلی که هنوز اسلام نیاورده، و کافری که اسلام آورده و با انجام دادن یکی از نواقض اسلام از دین خارج شده و مرتد گشته است؛ انجام دادن نواقض اسلام  چه به صورت جدی و یا شوخی و یا بخاطر طمع دنیوی و رسیدن به مقام و موقعیت، در هر حال مسلمان را از دین خارج می کند؛ مگر اینکه شخصی از روی اجبار و اکراه مرتکب یکی از نواقض ایمان شود در حالی که قلبش معتقد به دین و اسلام و ایمان است.

الله تعالی فرموده « مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (١٠٦)ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ (١٠٧)»[نحل:106-107]

( کسانی که پس از ایمان آوردنشان کافر می شوند به جز آنان که تحت فشار و زور، وادار به اظهار کفر می گردند و در عین حال دل هایشان ثابت و مطمئن بر ایمان است، ولی کسانی که سینه خود را برای پذیرش مجدد کفر گشاده می کنند و با میل باطنی دوباره کفر را می پذیرند دچار خشم و عذاب بزرگ الله تعالی می شوند، این( خشم) بدان خاطر است که آنان زندگی دنیا را بر زندگی آخرت ترجیح می دهند و الله تعالی گروه کافران را رهنمون نمی سازد).

شیخ الاسلام محمد بن عبدالوهاب رحمه الله گفته است: الله تعالی هیچ یکی از مرتکبین نواقض ایمان را معذور قرار نداده است؛ مگر کسی را که در وضعیت اکراه و اجبار قرار گیرد، مشروط به اینکه قلبش به ایمان گواهی داده و مطمئن باشد. بجز این مورد اگر کسی مرتکب یکی از نواقض ایمان شود کافر شده است، هر چند که انجام آن از روی خوف و ترس و یا از روی مزاح و شوخی و یا وطن پرستی، نژاد پرستی و کسب ثروت و سرمایه و یا به هر  منظوری که باشد مگر شخص مُکرَه ( مجبور). آیه قرآن از دو جهت گویای همین است:

 اول: گفتار الهی که فرموده:« إِلا مَنْ أُكْرِهَ ».

الله تعالی فقط مُکرَه (مجبور) را استثنا نموده است، و معلوم است که انسان فقط در دو مورد در حالت اکراه و اجبار قرار می گیرد: بر انجام کاری و دیگری بر جاری کردن سخنی؛ اما از نظر اعتقاد قلبی نمی توان کسی را در وضعیت اجبار و اکراه قرار داد که شما حق ندارید اینگونه بیندیشید.

 دوم: گفتار الله تعالی که می فرماید:« ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ »

 ( این بدان خاطر بود که آنان زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دادند).

الله تعالی با صراحت بیان فرموده که: کفر(کافران) و عذابی که بدان گرفتار شدند به سبب اعتقادات دینی یا جهل نسبت به دین و یا عداوت و دشمنی با دین و یا محبت به کفر نبود بلکه چون کافران گرفتار محبت دنیا شدند و دین را به دنیا فروختند در نتیجه کافر شدند و گرفتار عذاب الهی گشتند. مطلب از «كشف الشبهات» به پايان رسيد.[1]

شیخ محمد بن عبد الوهاب رحمه الله پس از بیان نواقض دهگانه ی اسلام می گوید: انجام دهنده ی این نواقض بنا به هر هدفی چه به صورت شوخی، جدی، یا از روی ترس و خوف مرتکب یکی از آنها گردد، از اسلام خارج می شود؛ مگر درصورت اکراه که به نص قرآن عذرش پذیرفته است.

ارتکاب هرکدام از نواقض اسلام بسیار خطرناک است، در حالی که به کثرت انجام می گیرند. بنابراین هر مسلمان وظیفه دارد خود را از آنها بر حذر داشته و بر نفس خویش بیمناک باشد تا مبادا به آن گرفتار نشود، از غضب و عذابِ الله تعالی به او پناه می بریم.[2]

س2- بعضی از منتسبین به علم در این زمان می گویند:( انسان اگر چه انواع گفتارها و کردارهای کفر آمیز را از خود بروز دهد کافر نمی شود؛ مگر زمانی که با قلبش دین و شریعت را تکذیب کند).

ج2- این سخن با تمام زشتی ای که در بر دارد ابوجهل و ابوطالب و تمام کفار را در ردیف مؤمنین قرار می دهد؛ زیرا این کفار پیامبرصلی الله علیه وسلّم را از روی اعتقاد قلبی تکذیب نکردند بلکه به ظاهر از روی تکبر و عناد منکر رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلّم بودند. چنانکه الله تعالی فرموده است:« قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ (٣٣) »[انعام:33] 

( ای پیغمبر! ما می دانیم که سخنان (کفار مکه) تو را غمگین می سازد، ناراحت مباش چرا که آنان(به صداقت تو ایمان دارند) تو را تکذیب نمی کنند بلکه ستمکاران آیات الله تعالی را انکار می کنند).

الله تعالی در مورد دشمنان پیامبران گذشته نیز خبر دا