ده و فرموده است:« وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ (١٤) » [نمل:14]

(هر چند در دل به معجزات الله تعالی یقین و اطمینان داشتند؛ اما ستمگرانه و مستکبرانه معجزات را انکار کردند؛ بنگر که سرانجام تبهکاران چگونه شد).

جای تعجب است که بعضی از نویسندگان و سخن سرایان معاصر به نیابت از فرقه ی مرجئه خیلی راحت در این مسئله ی خطیر اظهار نظر نموده و اظهارات خود را به سلف صالح نسبت می دهند و خیلی زیرکانه بین نظریات متضاد جمع نموده به این گمان که بتوانند با این کار مسلک خویش را تقویت نمایند، اینان در واقع مصداق بارز ضرب المثل عربی «یجمع بین الضب و النون» می باشند.[3]

از الله تعالی می خواهیم به همه ما هدایت، علم نافع و عمل صالح عنایت کند و توفیق دهد تا از سخن گفتن بدون علم وآگاهی پرهیز نماییم و ما را در راستای قول حق و عمل به آن قراردهد.

و صلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه. الشیخ صالح الفوزان، مجلۀ الدعوۀ.

شماره(16048) مورخه 8/3/1419ه. ق
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  «كشف الشبهات» (1/181،180)
[2]  مراجعه كنيد به: «مجموعـة رسائل في التوحيد و الإيمان» ص (387)، و « الرسائل الشخصية» ص (214).
[3]  این ضرب المثل کنایه از جمع دو تا ضد در یکجاست، که ضب؛ سوسمار و النون ماهی؛ که یکی در دریا و دیگری در خشکی زندگی می کند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:201.txt">شرايط اقامت در كشورهاي كفر</a><a class="text" href="w:text:202.txt">معناي شرط اظهار دين واقامت در كشور‌هاي كفر</a><a class="text" href="w:text:203.txt">توضيح  شرط  اظهار دين براي اقامت  در دارالكفر</a><a class="text" href="w:text:204.txt">حكم سفر تفريحي به كشورهاي كفر</a><a class="text" href="w:text:205.txt">سفر تفريحي به كشورهاي غربي جواز شرعي ندارد.</a><a class="text" href="w:text:206.txt">حكم سفر به كشورهاي غربي به قصد درس خواندن</a><a class="text" href="w:text:207.txt">مسافرت به كشورهاي كفر و فسق براي گذراندن ماه عسل</a><a class="text" href="w:text:208.txt">پدر بايد پسرش را از مسافرت به كشور كفر باز دارد.</a><a class="text" href="w:text:209.txt">وظيفه‌ي  پدر زوجه است كه دخترش را از مسافرت به كشور‌هاي كفر باز دارد</a><a class="text" href="w:text:210.txt">وَليّ زن مي‌تواند عدم مسافرت به كشورهاي كفر را در ازدواج شرط قرار دهد.</a></body></html>[166] شرايط اقامت در كشورهاي كفر

س: حكم اقامت در ديار كفار چيست؟

ج: اقامت در دياركفار خطر بزرگي براي دين، اخلاق، سلوك وآداب زندگي فرد مسلمان در پي دارد، ما و كساني ديگر شاهد انحراف افراد زيادي بوديم كه در ديار كفار اقامت كردند، و ديديم كه موقع بر‌گشت به كلي عوض شده و فاسق برگشته بودند حتي بعضي مرتد شدند و به اديان ديگر گرويدند! «العياذ بالله!» تا جايي كه به انكارِ مطلق دين يا استهزاء دين و دينداران گذشته و آينده پرداخته‌اند؛ بنابراين شايسته و حتي الزامي است كه خود را از اين امر حفاظت كنند و بايد شرايطي مقرر شود كه مانع افتادن به هلاكت شود، لذا اقامت در كشور‌هاي كفر بايد با رعايت دو شرط اساسي باشد:

شرط اول: بايد دين فرد مقيم در امان باشد بگونه‌اي كه فرد، داراي علم، ايمان، قدرت و اراده‌اي باشد كه ثبات واستقامت در دين را براي او تضمين كند، از انحراف و كجي برحذر و بدور باشد، دشمني و بغض كفار را در دل داشته باشد، از دوستي و محبت نسبت به آنچه كه منافي ايمان اوست به كلي دوري گزيند.

الله تعالي مي‌فرمايد:« لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ »

(هيچ قومي را كه ايمان به الله و روز رستاخيز دارند نمي‌يابي كه با دشمنان الله و رسولش دوستي كنند، هرچند پدران يافرزندان يا برادران‌شان باشند). «مجادله/22»

و مي‌فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (٥١)فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ (٥٢)» «مائده/51-52»

(اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، يهود و نصارا را ولي [دوست و تكيه گاه] خود نگيريد. آن‌ها اولياي يكديگرند وكساني كه از شما با آنان دوستي كنند، ازآن‌ها هستند، الله ستمكاران را هدايت نمي‌كند، ولي كساني كه در دل‌شان بيماري است را مي‌بيني كه در[دوستي با]آنان بر يكديگر پيشي مي‌گيرند، و مي‌گويند: مي‌ترسيم حادثه‌اي براي ما اتفاق بيافتد، شايد الله پيروزي يا حادثه ديگري را از سوي خود [به نفع مسلمانان] بياورد و اين دسته از آنچه در دل پنهان داشتند، پشيمان گردند). 

پيامبر صلی الله علیه وسلم -در حديث صحيح- مي‌فرمايد: أن مَنْ أحَبَّ قوماً فهو منهم « الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ »:[1]

 (هركس قومي را دوست بدارد از همان‌هاست و هر شخص با كسي است كه او را دوست مي‌دارد).

به اين ترتيب يكي از خطرهاي بزرگي كه فرد مسلمان را تهديد مي‌كند، محبت و دوستي با دشمنان الله است؛ چرا كه لازمه محبت با آن‌ها موافقت و پيروي از آن‌ها است يا لا اقل عدم ردّ آن‌هاست، لذا از پيامبر صلی الله علیه وسلم حديثي روايت است كه معناي آن مي‌شود: «من أحَبَّ قوماً فهو منهم»:[2] 

(هر كس قومي را دوست بدارد، از همان قوم محسوب مي‌شود).

شرط دوم: اين‌كه بتواند به دين خود آشكارا عمل كند بگونه‌‌اي كه شعائر اسلام را بدون هيچ مانعي برپا دارد، در برپاداشتن نمازهاي جمعه و جماعات اگر كسانِ ديگر همراه هستند، برايش ممانعتي نباشد. مانع اداي زكات، روزه، حج... و ساير شعائر دين نشوند، اگر توان انجام اين اعمال را ندارد، اقامت در آن‌جا برايش جايز نيست و هجرت واجب است.

در كتاب «المغني ص457ج8» در بحث اقسام مردم در هجرت مي‌گويد:

اول: هجرت بر كسي واجب است كه توان هجرت را دارد و نمي‌تواند دين خود را آشكار كند و با ماندن در ميان كفار نمي‌تواند به واجبات دين خود عامل بوده و پايبند باشد، برچنين فردي هجرت واجب است، زيرا الله تعالي مي‌فرمايد: « إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا (٩٧)»

 (كساني كه فرشتگان[قبض ارواح] روح آن‌ها را گرفته‌اند در حالي كه به خويشتن ستم كرده بودند به آن‌ها گفتند: شما در چه حالي بوديد‌؟! گفتند: ما در سرزمين خود تحت فش