نهُم»:[1]

(هركس خود را شبيه قومي كند از آن‌هاست).

اما صنعت و فنون كه درآن منفعت و مصالح عموم است، اشكالي ندارد آنچه را كه آن‌ها اختراع كردند ياد بگيريم و مورد استفاده قرار دهيم از نوع تشبيه به كفار نيست از اين جهت كه مشاركت در كارهاي مفيد است اگر كسي چنين اقدامي كند شبيه به كفار نمي‌شود در نتيجه اشكالي در آن نيست.

ما مي‌گوييم: شايسته نيست كه مصالح مرسله دليل مستقلي قرار گيرد. بلكه مي‌گوييم: اگر بعد از بررسي و تحقيق به اين نتيجه رسيديم كه جزو مصالح عمومي است و شريعت به صحت و قبول آن گواهي داده است از شريعت است و اگر بطلان آن به گواهي شريعت اثبات شد از مصالح مرسله نيست، هر چند انجام دهنده ي آن تصور كند كه از مصالح مرسله است. اگر نه از اين باشد ونه از آن، به اصل خود ارجاع داده مي‌شود تا روشن شود اگر آن مسئله از عبادات باشد، كه اصل در عبادات منع است اما اگر از غير عبادات باشد، اصل در آن‌ها حلال بودن است، به اين ترتيب مصالح مرسله دليل مستقلي در شريعت نيست.

شيخ ابن عثيمين مجموع فتاواي و رسايل(3/40)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] تخريج آن گذشت درفتاواي (159)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:234.xml">10 مسئله اول</a><a class="folder" href="w:html:245.xml">10 مسئله دوم</a><a class="folder" href="w:html:256.xml">10 مسئله سوم</a><a class="folder" href="w:html:267.xml">10 مسئله چهارم</a><a class="folder" href="w:html:278.xml">مسايل آخر</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:235.txt">منظور از بدعت چيست؟ بدعت حسنه و سيئه كدام است؟</a><a class="text" href="w:text:236.txt">آيا بدعت منحصر به مسايل عبادي است؟</a><a class="text" href="w:text:237.txt">قوانين بدعي</a><a class="text" href="w:text:238.txt">حقيقت بدعت چيست؟</a><a class="text" href="w:text:239.txt">حكم احترام به پرچم در ارتش</a><a class="text" href="w:text:240.txt">حكم برخي از قوانين نظامي </a><a class="text" href="w:text:241.txt">احترام ملي يا احترام پرچم ملي</a><a class="text" href="w:text:242.txt">حكم تعظيم پرچم در مدارس</a><a class="text" href="w:text:243.txt">حكم جشن تولد</a><a class="text" href="w:text:244.txt">حكم جشن به مناسبت شب اسرا و معراج</a></body></html>[196] منظور از بدعت چيست؟ بدعت حسنه و سيئه كدام است؟

س: علماي ما در مورد بدعت اختلاف كردند: بعضي مي‌گويند: بدعت بر دو قسم بدعت حسنه و بدعت قبيحه (سیئه) است، آيا اين صحيح است؟

ج: بدعت: هرچيز جديدي است كه قبلاً مانند آن وجودي نداشته باشد، برخي از بدعت‌ها مربوط به معاملات و امور دنيوي است. مانند: اختراع دستگاههاي حمل و نقل هوايي، زميني، ماشين‌ها، قطارها، تجهيزات برقي، وسايل پخت و پز، دستگاه‌هاي گرمكن و سردكن و وسايل جنگي مثل بمب، ناوگان زيردريايي، تانك، از مصالح دنيوي بندگان به شمار مي‌آيد لذا اين‌ها ذاتاً مانعي ندارد و اختراع آن گناهي نيست. اما نسبت به اهداف و كاربرد آن بايد گفت: كه اگر به قصد استفاده در جهت خير باشد و در اين زمينه به كار گرفته شود كه خوب است اما اگر هدف از آن شرّ، تخريب، ويراني و فساد در زمين باشد و از آن در اين موارد استفاده شود؛ شرّ و بد است.

گاهي اوقات بدعت در دين، عقيده ياعبادت اعم از قولي يا عملي است. مانند: بدعت نفي تقدير يا بدعت ساختن مسجد بر روي قبرها يا درست كردن گنبد روي قبرها، خواندن قرآن براي مرده‌ها بر سر قبرستان، جلسه گرفتن براي يادبود ذكر صالحان و نيكان، طلب فريادرسي از غيرالله، طواف زيارتگاه‌ها تمامي اين‌ها و امثال اين‌ها گمراهي است.

پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: «إيّاكُم وَ مُحدَثاتِ الأُمورِ؛ فإنَّ كُلَّ مُحدَثَةٍ بِدعَةٌ، و كُلَّ بِدعَةٍ ضَلالَة»: (از امور نوپيدا در دين بپرهيزيد كه هر نوپيدايي بدعت است و هر بدعتي گمراهي است).[1]

البته بايد توجه داشت كه برخي از مواردِ فوق، شرك اكبر است و انسان را از اسلام خارج مي‌كند. مانند: استغاثه (فريادرسي) از غيرالله در ماوراي اسباب عادي، ذبح و نذر براي غيرالله و... و ديگر عباداتي كه مختص الله تعالي است.

برخي از بدعت‌ها وسيله ي مبتلا شدن به شرك است، مانند: توسل به الله به مقام و حرمت نيكوكاران و يا سوگند به غيرالله و يا اين كه برخي مي‌گويند:(هر چه الله بخواهد و تو بخواهي مي‌شود.)

آن طوركه برخي با استناد به معناي عام حديث «كل بدعة ضلالة»-هر بدعتي گناه است» گمان كردند بدعت هم مانند عبادات به پنج قسم (فرض، سنت، مستحب، مكروه، حرام)تقسيم مي‌شود. اين تقسيم بندي اشتباه است؛ بلكه بايد دانست كه هر بدعتي گمراهي است.

و بالله التوفيق. و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه وسلم. 

  انجمن دايم پژوهشهاي علمي و افتا (2/321)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ابوداود(4607)وترمذي(2676)به همين معنا و گويد:حسن صحيح.وابن ماجه (42).ونسائي(1578)باافزوده‌ي:«وكل ضلالة في النار» .وآلباني در صحيح ابي داود(3851) آن را صحيح دانسته است.[197] آيا بدعت منحصر به مسايل عبادي است؟

س: چه عملي در شريعت پاك بدعت محسوب مي‌شود؟ آيا بدعت فقط در عبادات است يا عبادات و معاملات هر دو را شامل مي‌شود؟

ج: بدعت در شريعت: به هر عبادتي گفته مي‌شود كه مردم از خودشان پديد آورند و هيچ اصلي در قرآن سنت نداشته باشد. به دليل حديث پيامبر صلی الله علیه وسلم كه مي‌فرمايد: «مَن أحدثَ في أمرِنا هذا ما لَيسَ فيهِ فَهُوَ رَدٌّ»: (هر كس در امر [دين] ما عملي را پديد آورد كه از آن نباشد، مردود است)[1]

و مي‌فرمايد: «مَن عَمِلَ عَمَلاً لَيسَ عَلَيهِ أمرُنا فَهُوَ رَدٌّ»: (هر كس عملي انجام دهد كه مطابق دستور [دين] ما نباشد، مردود است)[2]

بدعت در لغت عربي به هر چيز جديدي كه نمونه‌اي از پيش نداشته باشد اطلاق مي‌شود اما حكم منع شريعت تا زماني كه در دين نباشد به آن تعلق نمي‌گيرد.‌

اما در معاملات، اگر موافق با شريعت باشد، عقد شرعي گفته مي‌شود و اگر مخالف شريعت باشد، آن عقد باطل است اما اين در شريعت بدعت ناميده نمي‌شود، چون از عبادات نيست.

الشيخ ابن باز- مجلة الدعوة ،7/10/1410ه-شماره(1244)
-------------------------------------------------------------------------------
[1] بخاري(2697)ومسلم(1718)
[2] بخاري در اليبوع و در الاعتصام بصورت معلق آورده است، و مسلم ش(1718)-(18) بصورت متصل آورده است.[198] قوانين بدعي

س: بدعت يعني چه؟ قواعد و ضوابط آن كدام است؟ آيا بدعت حسنه وجود دارد؟ معناي اين كه پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: «مَن سَنَّ في الإسلام سُنَّةً حَسَنَةً»: (هركس در اسلام سنت حسنه‌اي زنده كند) چيست؟ «جزاكم الله!»

ج: بدعت از ديدگاه شرع، به عبادت و پرستش الله تعالي به روش غير مشروع و ناجايز، گفته مي‌شود. يا مي‌تواني بگويي: عبادت بر خلاف روش پيامبر صلی الله علیه وسلم و خلفاي راشدين بدعت است.

تعريف اول: به استدلال از قرآن كريم – «أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ »

(آيا معبودان باطل مشركان برآنها شرع و احكامي كه الله اجازه نفرموده جعل كرده‌اند). «شوري/21»

تعريف دوم: استدلال از حديث پيامبر صلی الله علیه وسلم -كه مي‌فرما