َلَى الْخَلْقِ أَحْيِنِي مَا عَلِمْتَ الْحَيَاةَ خَيْرًا لِي »: (بارالها! با علم غيب خود و قدرتت بر خلق [از تو مي‌خواهم كه] مرا تا زماني كه زندگي برايم خير است، زنده نگه داري).[1] و به امتش آموزش داده است كه در درود فرستادن برايشان در نماز بگويند: « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ »: (بارالها، بر محمد صلی الله علیه وسلم وآل محمد صلی الله علیه وسلم درود بفرست همان طور كه بر ابراهيم و آلش درود فرستادي).[2]

دوم- توسل با ايمان به الله تعالي و فرمان‌برداري از او. مانند: اين كه الله از زبان خردمندان مي‌فرمايد: ‌ «رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ (١٩٣)»

 (پروردگارا! ما صداي [نادي] تو را شنيديم كه به ايمان دعوت مي‌كرد كه به پروردگار خود ايمان بياوريد، و ما ايمان آورديم، پروردگارا! گناهان ما را ببخش و بدي‌هاي ما را بپوشان و ما را با نيكان و در مسير آن‌ها بميران). «آل‌عمران/193»

و مي‌فرمايد: «إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (١٠٩)»

 (گروهي از بندگانم مي‌گفتند: پروردگارا! ما ايمان آورديم، ما را ببخش و بر ما رحم كن كه تو بهترين رحم‌كنندگاني). «مؤمنون/109»

و از قول حواريون مي‌فرمايد: «رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ (٥٣)» 

(پروردگارا! به آن‌چه نازل كرده‌اي ايمان آورديم و از رسول تو پيروي نموديم ما را در زمره گواهان بنويس). «آل عمران/53»

سوم- به وسيله‌ي حال و وضعيت دعاكننده كه بيانگر احتياج و نياز شديد وي است، به الله متوسل مي‌شود. مانند: قول موسي عليه الصلاة و السلام: (كه الله از زبان او) مي‌فرمايد: ‌» فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ (٢٤)»

 (موسي براي گوسفندان آن دو آب كشيد، سپس به سايه‌اي رفت و عرض كرد، پروردگارا! هر خير و نيكي بر من بفرستي به آن نيازمندم). «قصص/24»

چهارم- توسل به الله به وسيله‌ي دعاي كسي كه اميد اجابت آن مي‌رود. مانند: صحابه كه از پيامبر صلی الله علیه وسلم درخواست دعا مي‌كردند. (از جمله): آن مردي كه روز جمعه در حالي وارد مسجد شد كه پيامبر صلی الله علیه وسلم خطبه مي‌خواند، گفت: « اُدْعُ اللَّهَ أَنْ يُغِيثَنَا »

 (اي پيامبر صلی الله علیه وسلم از الله بخواه كه به ما باران بدهد).[3]

عكاشه رضی الله عنه به پيامبر صلی الله علیه وسلم گفت: « ادْعُ اللَّهَ أَنْ يَجْعَلَنِي مِنْهُمْ »

 (از الله بخواه تا مرا از آن‌ها بگرداند).[4]

اين درخواست تا زماني درست است كه دعاكننده در قيد حيات باشد. اما بعد از مردنش درست نيست؛ زيرا آن فرد ديگر عملي ندارد و به ديار پاداش و مجازات منتقل شده است. «و لذلك لما أجدب الناس في عهد عمربن الخطاب رضی الله عنه لم يطلبوا من النبي صلی الله علیه وسلم أن يستسقي لهم؛ بل استسقي عمر رضی الله عنه بالعباس رضی الله عنه عمّ النبي صلی الله علیه وسلم فقال له: قُم فاستَسقِ، فقام العباس فدعا»

 (به همين علت است كه وقتي مردم در عهد خلافت عمر رضی الله عنه گرفتارخشك‌سالي شدند. از پيامبر صلی الله علیه وسلم تقاضاي طلب باران نكردند. بلكه عمر رضی الله عنه از عباس رضی الله عنه عموي پيامبر صلی الله علیه وسلم طلب باران كرد. عمر رضی الله عنه به او گفت: بلند شو و طلب باران كن. عباس رضی الله عنه بلند شد و دعا كرد).[5]

اما اين كه از عتبي روايت است كه باديه‌نشيني به كنار قبر پبامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: السلام عليك يا رسول الله صلی الله علیه وسلم، از الله شنيدم كه مي‌فرمايد:« وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا (٦٤)»

 (ما هيچ پيامبري را نفرستاديم، مگر براي اين كه به فرمان الله از وي اطاعت شود و اگر اين مخالفان هنگامي ‌كه به خود ستم كردند و دستورات الله را زير پا مي‌گزارند، به نزد تو مي‌آمدند و از الله طلب آمرزش مي‌كردند و پيامبر صلی الله علیه وسلم هم براي آن‌ها طلب استغفار مي‌كرد الله را توبه‌پذير و مهربان مي‌يافتند). «نساء/64»

من درحالي به نزد تو آمدم كه از گناهانم طلب استغفار مي نمايم و از شما در نزد الله طلب شفاعت مي‌كنم... و تمام اين ماجرا را ذكر كرد. اين روايت دروغي است كه صحت ندارد. و اين آيه بر اين مسئله دلالت ندارد. چرا كه الله مي‌فرمايد: « وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» (و زماني كه آن‌ها بر نفس‌هاي‌شان ظلم كردند).

نگفت: « إِذْا ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ » و «إذ» براي گذشته است نه براي آينده و اين آيه براي قومي نازل شده است كه برخلاف حكم الله و رسول صلی الله علیه وسلم قضاوت كردند و يا مي خواستند قضاوت كنند. همان طور كه سياق آيه بيانگر اين حقيقت است.

قسم دوم- به وسيله‌اي توسل شود كه از شريعت ثابت نيست و اين بر دو نوع است:

اول- توسل به وسيله‌اي باشد كه شرع آن را باطل كرده است، مانند: توسل مشركين به بت‌هاي خود كه بطلان آن واضح است.

دوم- توسل به وسيله‌اي كه شريعت درباره آن سكوت كرده است،‌ بايد دانست كه اين عمل از محرمات و از انواع شرك است. مانند: توسل به مقام فردي كه در پيشگاه الله داراي مقام و مرتبه‌اي است به طور مثال بگويد: من از تو به مقام پيامبرت صلی الله علیه وسلم ، فلان چيز را مي‌خواهم، اين عمل جايز نيست، چون اثبات‌كننده‌ي سببي است كه از نظر شريعت اعتبار ندارد، چرا كه مقام فرد هيچ تأثيري دراجابت دعا ندارد. چون ربطي به دعاكننده و دعا شونده، ندارد و جاه و مقام فقط مختص خود فرد است لذا براي تو نفعي نمي‌رساند كه خواسته‌ات را برآورده سازد يا مشكلات تو را رفع كند. وسيله آن چيزي است كه انسان به آن برسد و توسل به چيزي كه كار را به جايي نمي‌رساند، عملي عبث و بيهوده است. پس شايسته نيست كه آن را بين خود و الله قرار دهي.

  شيخ ابن عثيمين- فتاوي عقيده- ص(267-270)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] احمد(4/264)، ابويعلي(1624)، نسائي(1305،1306)، ابن ابي شيبه(29346)، ابن حبان (1971)، حاكم 1/524(1923) آن را صحيح دانسته و ذهبي با او موافق است.
[2] درود بر پيامبر صلی الله علیه وسلم با الفاظ مختلف از تعدادي از صحابه در احاديث صحيح ثابت است. نگا: صحيح بخاري(339)ومسلم (407) به روايت ابوحميد ساعدي و بخاري (3370) و مسلم (406) بروايت كعب بن عجره و بخاري در تفسير(4798) بروايت ابو سعيد و مسلم (