نشمندتر بودند. عدم عكس به درس آنان ضرري نرساند. فهم و درك علمشان را كم نكرد. بنابراين بر ما روا نيست كه به گمان ضرورت، از تصوير، كه الله تعالي آن را حرام كرده است استفاده كنيم. زيرا واقعيت، گواه اين مطلب است كه قرن‌هاي طولاني بدون نياز به عكس كتب اسلامي مورد استفاده قرار گرفته است. 

و بالله التوفيق . و صلي الله علي نبينا محمد وآله و صحبه و سلّم.

انجمن دائم پژوهشهاي علمي وافتا (1/471 )[261] حكم عكس براي تعليم

س: درباره ي عكس حيوانات براي تعليم حروف الفبا به كودكان، بدين گونه: كه زير عكسِ هر حيوان، حرفي از حروف الفبا به طور مثال جيم زير جمل قرار داده مي‌شود كه براي آموزش كودكان سودمند است حكمش چيست؟

ج: ايرادي ندارد براي دانش آموزان به اين شكل حروف را تعليم دهند به شرطي كه سر حيوان  را رسم نكند و شتر، بي سر باشد.

 شيخ ابن عثيمين – لقا الباب المفتوح ( 5/66 )[262] حكم عكس بر وسايل توضيحي

س: حكم اسلام در مورد نقاشي بر تخت سياه هنگام آموزش چيست؟ با توجه به اين كه نقاشي عبارت از شكل حيوانات و گياهان در رشته ي زيست شناسي است. گاهي اين نقاشي‌ها در يادگيري خيلي مهم است و به شكل تنديس هم نيستند و اهميت آن در علم پزشكي و كشاورزي بسيار مهم است.

ج: عكس هر موجود جانداري هم‌چون پشه و ساير حيوانات ناجايز است؛ اگر چه عكس روي تخته سياه و كاغذ باشد و هدف از آن كمك به يادگيري باشد. زيرا اين كار ضرورتي ندارد. احاديث در اين مورد عام است. عكس چيزهاي بي‌جان براي تعليم و ديگر موارد جايز است. 

 و بالله التوفيق . و صلي الله علي نبينا محمد وآله و صحبه و سلّم.

انجمن دائم پژوهشهاي علمي وافتا (1/472،471 )[13]  کفر کسی که نماز نمی خواند

س: شخصی که خانواده ی خویش را به نماز امر می کند؛ اما آنان توجهی به صحبتهای او ندارند، آیا در همان منزل با آنان سکونت کند یا از منزل خارج شود؟

ج: در صورتی که اهل منزل اصلاً نماز نمی خوانند کافر، مرتد و خارج از اسلام هستند، زیرا طبق آیات و احادیث و اقوال صحابه رضی الله عنهم و دیدگاه صحیح ( فقها و محدثین) تارک نماز کافر است. بنابراین شما اجازه ندارید با آنان در یک منزل سکونت کنید، بر شما لازم است با دلسوزی و اصرار، آنها را به خواندن نماز فرا خوانید. امید است که الله تعالی آنها را هدایت دهد.

الله تعالی در قرآن در مورد مشرکان می فرماید:« فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (١١) » [توبه:11]

 ( اگر آنان ( از کفر) توبه کردند و نمـاز خواندند و زکـات دادند، در این صورت برادران دینـی شما هستند. ما آیـات خود را برای اهل دانـش شـرح می دهیم).

آیه بیانگر این مطلب است که چنانچه آنان این امور را انجام نمی دهند جزو برادران ما نیستند، در صورتی که گناهان هر چند هم بزرگ باشند اخوت و برادری ایمانی را منتفی نمی سازند، بلکه تنها خروج از اسلام رشته اخوت دینی را از بين مي برد.

رسول الله صلی الله علیه وسلّم می فرماید:« إِنَّ بَيْنَ الرَّجُلِ وَبَيْنَ الشِّرْكِ وَالْكُفْرِ تَرْكَ الصَّلَاةِ»[1] 

( مرز بین شخص و شرک و کفر، ترک نماز است).

در سنن، از بریده رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلّم فرمودند:« الْعَهْدُ الَّذِي بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ الصَّلَاةُ فَمَنْ تَرَكَهَا فَقَدْ كَفَرَ»[2] 

(عهد میان ما و مشرکین نماز است، کسی که نماز را ترک دهد قطعاً کفر ورزیده است).

از میان صحابه، امیر المومنین، عمر رضی الله عنه می فرماید:« لاَ حَظَّ فِى الإِسْلاَمِ  لِمَن تَرَکَ الصَّلاۀِ»[3] ( کسی که نماز را ترک دهد هیچ بهره ای در اسلام ندارد).

« حظ»: در لغت عرب به معنای بهره و نصیب است. واژه ی «حظ» به صورت نکره در سیاق نفی آمده است که معنای عام می دهد و هر نوع  بهره ی کم یا زیاد را نفی می کند.

عبدالله بن شقیق گوید: اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلّم هیچ عملی را کفر نمی دانستند جز ترك نماز.[4]

( گفتیم که) قول صحیح علما بر این است که تارک نماز کافر است به دلیل اینکه: مگر ممکن است شخصی که ذره ای ایمان در قلبش باشد و از عظمت نماز و اهمیتی که الله تعالی برای نماز قائل شده، مطلع باشد باز هم همواره نماز را ترک دهد؟! این غیر ممکن است، بنده دلایل کسانی را که معتقد هستند تارک نماز کافر نیست مورد مطالعه و باز بینی قرار دادم و متوجه شدم همه ی سخنان از پنج حالت بیرون نیستند:

1- دلایلی که بیان کرده اند به هیچ عنوان در موضوع تارک نماز نیستند.

2- این دلایل مقید به حالت و وضعیتی هستند که درآن حالت نماز خواندن ممکن نیست.

3- دلایل مقید به حالتی هستند که تارک نماز، صاحب عذر محسوب می شود.

4- دلایل عام هستند و با احادیث کفر تارک نماز، خاص می شوند.

5- دلایل ضعیف هستند و قابل استدلال نمی باشند.

وقتی که ثابت شد تارک نماز کافر است، احکام مرتدین بر او جاری می شود. در آیات و روایات مطلبی مبنی بر اینکه تارک نماز مؤمن باشد، یا به بهشت وارد شود یا از آتش جهنم رهایی یابد و مانند این موارد که الفاظ کفر در مورد تارک نماز را به کفرِ نعمت و یا کفرِ اصغر تأویل نمائیم، وجود ندارد.

احکام مرتدین که شامل تارک نماز می باشند:

1- تارک نماز حق ازدواج ندارد، چنانچه عقد کرد و اهل نماز نبود، نکاحش باطل است و همسرش بر او حلال نیست. زیرا الله تعالی در مورد زنان مهاجر فرموده است:« فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ » [ممتحنه:10]

 (هر گاه ایشان را مؤمن یافتید آنان را بسوی کافران بر نگردانید. این زنان برای آن مردان و آن مردان برای این زنان حلال نیستند).

2- چنانچه شخصی اهل نماز بود، ازدواج کرد پس از آن تارک نماز شد نکاحش فسخ می شود به دلیل آیه ی قبل و با توضیحی که علما ذکر نموده اند که بعد از نکاح، شامل قبل از زفاف و بعد از آن، نیز می شود.

3- ذبیحه ی تارک نماز حرام است و خورده نمی شود، چنانچه یهودی یا نصرانی، حیوانی را ذبح نماید ما اجازه داریم از آن بخوریم، بنابراین ذبیحه ی تارک نماز، از ذبیحه ی یهودی و نصاري هم بدتر است.

4- تارک نماز حق ورود به شهر مکه و حدود حرم را ندارد. به دلیل اینکه الله تعالی می فرماید:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (٢٨) » [توبه:28]

( ای مؤمنان! بی گمـان مشرکان ( از لحاظ عقیده) نجس هستند، لذا نباید پس از امسال( نهم هجری) به مسجد الحرام وارد شوند، اگر( به علت قطع روابط تجاری آنان با شما ) از فقر می ترسید (نترسید) زیرا الله تعالی اگر بخواهد شما را به فضل و رحمت خود بی نیاز می گرداند چرا که الله تعالی آگاه و دارای حکمت است.)

5- تارک نماز از خویشاوندان 