 را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصي برد).[اسراء:1]

كلمه (عبد، بنده اش) اسمي است كه شامل روح و جسد هر دو مي‌شود.

و با همين حالت الله تعالي او را از مسجدالاقصي تا آسمان‌ها با روح و جسد هر دو بلند كرده است، در اين مورد احاديث زيادي را ابن كثير و ديگر مفسرين در تفسير اين آيه ذكر كرده‌اند.

 وبالله التوفيق. و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

انجمن دائم پژوهشهاي علمي و افتا3/267

س2: آيا اسراء و معراج پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در بيداري بوده؟ وآيا پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ پروردگارش را ديده است ؟

ج2: اسراء و معراج پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ طبق ادله‌ي شرعي در حالت بيداري بوده و پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ پروردگارش را طبق قول جمهور اهل سنت با چشم خود نديده است.

وبالله التوفيق. و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

انجمن دائم پژوهشهاي علمي و افتا3/267،266[287] عقيده ي فرد مسلمان در مورد عيسي علیه السلام

س: عيسي علیه السلام از ديدگاه قرآن و احاديث صحيح زنده است يا مرده؟

ج: جمهور اهل سنت بر اين عقيده‌اند كه عيسي علیه السلام زنده است و الله تعالي او را به آسمان برده است. در آخر الزمان مي‌آيد و مطابق شريعت محمد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ  در جهان حكومت مي‌كند و مردم را به حقانيت خويش دعوت مي‌دهد. نصوص قرآن و سنت همين حقيقت را تأييد مي‌كند.

الله تعالي در ردّ افتراء يهود بر عيسي علیه السلام مي‌فرمايد:« وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا (١٥٧)بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا (١٥٨) »

( و گفتارشان كه: «ما، مسيح عيسي بن مريم علیه السلام ، پيامبر الله را كشتيم!»در حالي كه نه او را كشتند، و نه بر دار آويختند؛ لكن امر بر آن‌ها مشتبه شد. وكساني كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و به آن علم ندارند و تنها از گمان پيروي مي‌كنند و قطعاً او را نكشتند بلكه الله او را بسوي خود، بالا برد. و الله تعالي، توانا و حكيم است. ) (نساء/ 157-158)

الله تعالي اين تصور يهود را، كه ما عيسي علیه السلام را كشتيم و به صليب كشيده‌ايم، رد مي‌كند و خبر مي‌دهد كه خداوند او را به لطف و مرحمت خويش به آسمان بلند كرده است و اين را نشانه‌اي از نشانه‌هاي خويش خوانده است! كه به هر كس بخواهد مي‌دهد. آيات زيادي در اين زمينه نازل شده است.

استدلال مورد نظر در آيه « بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ » اين است كه الله تعالي جهت تحقق ابطال گمان يهود‍‍‍( مبتني بر قتل و به دار آويختن مسيح) او را با روح و جسد بلند كرده است. چون كشتن و به دار آويختن براي جسد محقق مي‌شود؛ و بلند كردن روح به تنهايي با ادعاي يهود مبني بر قتل و صلب يهود نسبت به مسيح علیه السلام منافات ندارد، پس تنها بلند كردن روح، گمان يهود را باطل نمي‌كند، بلكه بلند نمودن روح با جسم، ادعاي يهود را باطل مي كند. بنابراين عزت، قدرت، نصرت وتكريم پروردگار نسبت به هر يك از پيامبرانش كه بخواهد مقتضي اين امر است،و در آخر آيه به اين امر اشاره شده است، «وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا »: (الله تعالي عزيز و حكيم است).

 الله تعالی فرموده است:« وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا (١٥٩)» 

(و هيچ يك از اهل كتاب نيست؛ مگر آنكه پيش از مرگش به او ‌‌‌‌‌‍[مسيح] ايمان مي‌آورد، و روز قيامت بر آن‌ها گواه خواهد بود). «نساء/159»

الله تعالي خبر داده است كه تمام اهل كتاب به زودي قبل از وفات عيسي علیه السلام به او ايمان مي‌آورند. اين مسئله هنگام نزول عيسي علیه السلام در آخرالزمان جهت بر پايي عدالت و دعوت به اسلام و آيين محمدي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ محقق مي‌شود. در مباحث بعدي حديث نزول عيسي علیه السلام به طور كامل شرح داده خواهد شد.

پس ايمان اهل كتاب به عيسي علیه السلام قبل از وفات ايشان مفهومي است كه از اين آيه در مرحله ي اول به ذهن مي‌رسد. چون آهنگ كلام در مورد نظريه ي يهود درباره ي عيسي علیه السلام و برخورد ايشان با وي و نجات عيسي علیه السلام طبق سنت تغيير ناپذير الله تعالي و ناكام ماندن كيد آن‌ها مي‌باشد. پس رجوع دو ضمير «به، موته» به طرف عيسي علیه السلام براي رعايت آهنگ كلام تعيين مي‌گردد.

 از ابوهريره رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روايت است كه پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود:« وَالَّذِى نَفْسِى بِيَدِهِ لَيُوشِكَنَّ أَنْ يَنْزِلَ فِيكُمُ ابْنُ مَرْيَمَ حَكَمًا مُقْسِطًا، فَيَكْسِرَ الصَّلِيبَ، وَيَقْتُلَ الْخِنْزِيرَ، وَيَضَعَ الْجِزْيَةَ، وَيَفِيضَ الْمَالُ حَتَّى لاَ يَقْبَلَهُ أَحَدٌ »

 « قسم به ذاتي كه جانم در دست اوست به زودي فرزند مريم فرود مي‌آيد و به عنوان حاكمي عادل، صليب را مي‌شكند و خوك را به قتل مي‌رساند و جزيه را بر اهل كتاب تعيين مي‌كند، اندوخته ي بيت المال زياد مي‌شود. به نحوي كه فقيري پيدا نمي شود كه وجوهات شرعي را قبول كند،» در ادامه ابو هريره رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ مي‌گويد: اين آيه را بخوانيد:  « وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ » نساء/159 « هيچ يك از اهل كتاب نيست؛ مگر آن كه پيش از مرگش به او (مسيح ) ايمان مي‌آورد.»[1] 

در روايتي ديگر پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مي‌فرمايد: « كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا نَزَلَ فِيكُمْ ابْنُ مَرْيَمَ وَإِمَامُكُمْ مِنْكُمْ » «حال‌تان چگونه خواهد بود آن زماني كه عيسي بن مريم در ميان شما فرود آيد و امام‌تان از خودتان باشد.»[2]

در حديث صحيح ثابت است كه جابر بن عبدالله رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ شنيده است كه فرمود:« لَا تَزَال طَائِفَة مِنْ أُمَّتِي ظَاهِرِينَ عَلَى الْحَقّ إِلَى يَوْم الْقِيَامَة » « هميشه گروهي از امت من هستند كه به خاطر حقيقت مي‌جنگند و اين تا قيامت ادامه دارد. در ادامه فرمود: « فينزل عيسى بن مريم علیه السلام فيقول أميرُهُم: تعالَ صَلِّ لنا، فيقول: لا، إن بعضَكُم على بعضٍ أمراء؛ تَكرِمَةَ اللهِ هذه الأمة»

 « عيسي بن مريم علیه السلام فرود مي‌آيد و امير مسلمانان به عيسي مي‌گويد: بيا تا به شما اقتدا كنيم و نماز بخوانيم. عيسي بن مريم علیه السلام مي‌گويد خير؟ بعضي از شما بر بعضي ديگر امير هستيد. اين اكرام الله تعالي براي اين امت است».[3]

اين احاديث بر نزول عيسي علیه السلام در آخرالزمان و بر اجرا