غْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ (١٢)] «سبا/12»

(و براي سليمان باد را مسخر ساختيم كه صبحگاهان مسير يك ماه را مي‌پيمود و عصرگاهان مسير يك ماه را؛ و چشمه مس را براي او روان ساختيم؛ و گروهي از جنيان را رام كرده و به اذن پروردگارش در پيش او كار مي‌كردند؛ و هر كدام از آن‌ها كه از فرمان ما سرپيچي مي‌كرد، او را از عذاب آتش سوزان مي‌چشانديم)

 الله تعالي مي‌فرمايد: [وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلا دُونَ ذَلِكَ] «انبياء/82» 

 (گروهي از شياطين برايش غواصي مي‌كردند و كارهايي غير از اين (نيز) برايش انجام مي‌دادند). 

الله تعالي مي‌فرمايد:[ وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ (٢٩)قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ (٣٠)يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ (٣١)وَمَنْ لا يُجِبْ دَاعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الأرْضِ وَلَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَولِيَاءُ أُولَئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ (٣٢)]  احقاف‌

 (هنگامي كه گروهي از جن را به سوي تو متوجه ساختيم كه قرآن را بشنود؛ وقتي حضور يافتند به يكديگر گفتند(خاموش باشيد و بشنويد) و هنگامي كه پايان گرفت، به سوي قوم خود بازگشتند و آن‌ها را بيم دادند«29» گفتند: اي قوم ما! ما كتابي را شنيديم كه بعد از موسي علیه السلام نازل شده است، هماهنگ با نشانه هاي كتاب‌هاي پيش از آن، كه به سوي حق و راه راست هدايت مي‌كند. «30» اي قوم ما! دعو‌ت كننده الهي را اجابت كنيد و به او ايمان آوريد تا گناهان‌تان را ببخشد و شما را از عذابي دردناك پناه دهد«31» و هركس به دعوت كننده الهي پاسخ نگويد، هرگز نمي‌تواند از چنگال عذاب الهي در زمين فرار كند و غير از خدا يار و ياوري براي او نيست. چنين كساني در گمراهي آشكارند «32» ) 

 الله تعالي مي‌فرمايد:[ وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الإنْسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنَ الإنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ (١٢٨)وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (١٢٩)]

 (و آن روز كه (الله) همه آن‌ها را جمع و محشور مي‌سازد،(مي‌گويد): اي جمعيت جن! شماافراد زيادي از انسان‌ها را گمراه ساختيد! دوستان و پیروان آنان از میان انسانها می گویند: پروردگارا! هر يك از ما دو گروه از ديگري استفاده كرديم؛ و به اجلي كه براي ما مقرر داشته بودي رسيديم)(خداوند) مي‌‌گويد: آتش جايگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهيد ماند مگر آنچه خدا بخواهد پروردگار تو حكيم و داناست«128» ما اين‌گونه بعضي از ستمكاران را به بعضي ديگر وا مي‌گذاريم به سبب اعمالي كه انجام مي‌دادند «129» ) [سوره: انعام]

آيات سوره جن را در تفصيل احوال جن‌ها و اعمال آن‌ها و براي مؤمنان و كافران، قرائت كن. جاي تعجب نيست كه جن بر انسان تسلط يابد يا او را اذيت كند همان‌طور كه انسان بر جن مسلط مي‌شود و به او ضرر مي‌رساند – به طور مثال وقتي به شكل حيوان در مي‌آيد – چنانچه در حديث فوق گذشت. 

در حديثي كه بخاري از ابوهريره رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ نقل مي‌كند آمده است كه پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود:[ إِنَّ عِفْرِيتًا مِنْ الْجِنِّ تَفَلَّتَ الْبَارِحَةَ لِيَقْطَعَ عَلَيَّ صَلَاتِي فَأَمْكَنَنِي اللَّهُ، مِنْهُ فَأَخَذْتُهُ فَأَرَدْتُ أَنْ أَرْبُطَهُ عَلَى سَارِيَةٍ مِنْ سَوَارِي الْمَسْجِدِ حَتَّى تَنْظُرُوا إِلَيْهِ كُلُّكُمْ، فَذَكَرْتُ دَعْوَةَ أَخِي سُلَيْمَانَ: رَبِّ هَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي؛ فَرَدَدْتُهُ خَاسِئًا  ] [2] 

(ديشب شيطاني از جن ظاهر شد تا نمازم را قطع كند و خداوند مرا بر او چيره ساخت او را گرفتم و خواستم او را به ستوني از ستون‌هاي مسجد ببندم تا همه شما او را ببينيد. دعاي برادرم سليمان به خاطرم آمد، پروردگارا به من پادشاهي بده كه هيچ كس بعد از من سزاوار آن نباشد، پس او را رها كردم)

 به طور كلي هر يك از جن و انسان يا مؤمن است يا كافر، و يا پاك است يا پليد، براي ديگران سودمند است و يا باعث آزار و اذيت است. همه اينها به اراده خداوند است. چنانچه گذشت.

 در خاتمه، عالم جن و احوال آن‌ها برای انسان‌ها امری غيبي است و جز آنچه در كتاب خدا و سنت صحيح پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ آمده است، چيزي از آن دانسته نمي‌شود. پس ايمان به آنچه در كتاب و سنت آمده است بدون تعجب و انكار و نيز سكوت در چيزي كه درباره آن در كتاب و سنت چيزي نيامده است، واجب است. زيرا تلاش بیهوده براي نفي يا اثبات، گفتار بدون علم است كه خداوند از آن نهي فرموده است.

 خداوند مي‌فرمايد:[ وَلا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولا (٣٦)] «اسراء /36»

(و از آنچه به آن آگاهي نداري، پيروي مكن؛ چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسئولند).  و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم.

  انجمن دايمي- مجله مباحث اسلامي – شماره 27 – ص 74 – 71 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - مسلم (2236) با اندكي اختلاف 
[2] - بخاري (3423) و مسلم (541)[298] ربوده شدن انسان توسط جن

س: قصه هاي زيادي در مورد ربوده شدن انسان توسط جن شنيده‌ام. قصه‌اي با اين مضمون خوانده‌ام كه مردي از انصار براي نماز عشاء بيرون شد. جن‌ها او را اسير كردند و چند سال گم بود. آيا اين كار ممكن است؟

ج: اين كار ممكن است. مشهور است كه سعد بن عباده رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ را جن‌ها به قتل رساندند وقتي در سوراخي كه خانه جن‌ها بود ادرار كرد. جنها گفتند:

نحن قتلنا سيد الخزرج سَعْدَ بْنَ عُبَادَةِ  و رمينَاهُ بسهمٍنحن لم نُخْطِئ فُؤَادَه[1]

 ما بزرگ خزرج، سعد بن عباده را كشتيم و به سوي او تير پرتاب كرديم. ما كساني هستيم كه تير ما از قلبش خطا نمي‌رود. 

در زمان عمر رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ حادثه‌اي به اين شكل اتفاق افتاد كه جن‌ها مردي را ربودند. آن مرد پس از چهار سال آمد و خبر داد که جن‌هاي مشرك او را ربوده و نزدشان اسير بوده است تا اين كه جن‌هاي مسلمان آن‌ها را شكست دادند و او را به خانه‌اش باز گرداندند. در كتاب منار السبيل[2] و ديگر كتب اين حادثه ذكر شده است و خدا آگا