رُ وَالْأَرْضَ فَتُنْبِتُ » 

«نزد مردم مي‌آيد و آنهارا فرا مي‌خواند و به او ايمان مي‌آورند، به آسمان دستور مي‌دهد كه ببارد و آسمان مي‌بارد و به زمين امر مي‌كند تا (علف) بروياند و زمين چنين مي‌كند». پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در ادامه فرمود: « ثُمَّ يَدْعُو رَجُلًا مُمْتَلِئًا شَبَابًا فَيَضْرِبُهُ بِالسَّيْفِ فَيَقْطَعُهُ جَزْلَتَيْنِ رَمْيَةَ الْغَرَضِ ثُمَّ يَدْعُوهُ فَيُقْبِلُ وَيَتَهَلَّلُ وَجْهُهُ يَضْحَكُ »[1] 

«سپس مرد توانمند و جواني را گرفته و با يك ضربه‌ي شمشير به دو نيمش كرده و هر قطعه‌اي را به جايي مي‌اندازد كه فاصله‌ي بين دو قطعه به اندازه‌ي مسافت شليك تير به هدف است. سپس او را صدا مي‌زند كه شاداب و خندان بسوي او مي‌آيد».

 در روايت ديگر مسلم، ابو سعيد خدري رضی الله عنه از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نقل كرده است:

« فَيَخْرُجُ إِلَيْهِ يَوْمَئِذٍ رَجُلٌ هُوَ خَيْرُ النَّاسِ أَوْ مِنْ خَيْرِ النَّاسِ فَيَقُولُ لَهُ: أَشْهَدُ أَنَّكَ الدَّجَّالُ الَّذِي أَخْبَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَدِيثَهُ فَيَقُولُ الدَّجَّالُ: أَرَأَيْتُمْ إِنْ قَتَلْتُ هَذَا ثُمَّ أَحْيَيْتُهُ أَتَشُكُّونَ فِي الْأَمْرِ؟ فَيَقُولُونَ: لَا، فَيَقْتُلُهُ ثُمَّ يُحْيِيهِ، فَيَقُولُ حِينَ يُحْيِيهِ: وَاللَّهِ مَا كُنْتُ قَطُّ أَشَدَّ بَصِيرَةً مِنِّي الْآنَ، قَالَ: فَيُرِيدُ الدَّجَّالُ أَنْ يَقْتُلَهُ، فَلَا يُسَلَّطُ عَلَيْهِ».[2] 

« در آن روز مردي رو در روي او مي‌شود كه بهترين مردم است- يا گفت كه از بهترين‌هاست- و به دجال مي‌گويد. گواهي مي‌دهم كه تو همان دجالي هستي كه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قصه‌اش را براي ما بيان نموده است. در اين هنگام دجال مي‌گويد: چه مي‌گوييد، اگر اين مرد را بكشم و دوباره زنده‌اش بگردانم، آيا باز هم در كارم شك مي‌كنيد؟ مردم مي‌گويند: نه. دجال آن مرد را گرفته و مي‌كشد و سپس زنده‌اش مي‌كند. در اين بين شخص (مذكور) مي‌گويد: سوگند به الله، الآن آگاهي و بصيرتم درباره‌ي تو نسبت به قبل بيشتر شد. در اين لحظه دجال اراده‌ي كشتن او را مي‌كند اما راهي به كشتنش پيدا نمي‌كند».

همچنين در صحيح مسلم روايت است: «أن مع الدّجال ماءٌ و نارٌ؛ فنارُهُ ماءٌ باردٌ و ماءُه نارٌ فلا تَهْلِكُوا»[3] 

«بي‌گمان دجال با خود آب و آتش را به همراه دارد، آتشش آب سرد و آبش آتش است.(مواظب باشيد) خويشتن را هلاك نسازيد».

اين صفت آخري همان موردي است كه مي‌گويند: خيال پردازي و چشم‌بندي است. البته كارهاي ديگرش واقعي است كه الله تعالي بوسيله‌ي آن مؤمن و غير مؤمن را از همديگر جدا مي‌گرداند.

و بالله التوفيق. وصلي الله علي نبينا محمد وآله وصحبه وسلم.

فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (3/103-104)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. مسلم (2937).
[2]. مسلم (2938)
[3]. بخاري (7130) و مسلم (2934)[311] پيروزي مسلمانان بر يهود پيش رو است

س: آيا اين حديث صحيح است: «أنه سيأتي يوم ينتصر المسلمون علي اليهود، حتي الحجر الذي يختفي فيه اليهودي يتكلم و ينادي بأنه تحتي يهودي فاقتله».؟

«بي‌شك روزي فرا مي‌رسد كه مسلمانان بر يهود چيره مي‌شوند، تا جايي كه اگر شخصي يهودي پشت سنگي خود را مخفي كند آن سنگ به صدا در آمده و مي‌گويد: پشت سرم يهودي مخفي است، بيا و او را بكش»

ج: ابن عمر رضی الله عنه مي‌گويد: از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ شنيدم كه ايشان فرمود: « تُقَاتِلُكُمْ الْيَهُودُ فَتُسَلَّطُونَ عَلَيْهِمْ ثُمَّ يَقُولُ الْحَجَرُ: يَا مُسْلِمُ، هَذَا يَهُودِيٌّ وَرَائِي فَاقْتُلْهُ »[1] 

«يهود با شما مي‌جنگد و شما بر آنهاچيره مي‌شويد، تا جايي كه سنگ مي‌گويد: اي مسلمان اين يك نفر يهودي است كه پشت سر من مخفي است، بيا و او را بكش».

همچنين امام احمد و امام ترمذي با سندهايشان اين حديث را از ابن عمر رضی الله عنه روايت كرده‌اند و ترمذي گفته است: «اين حديث حسن است»[2] 

روايت ديگري از ابن عمر رضی الله عنه از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ چنين است: « يَنْزِلُ الدَّجَّالُ فِي هَذِهِ السَّبَخَةِ بِمَرِّقَنَاةَ فَيَكُونُ أَكْثَرَ مَنْ يَخْرُجُ إِلَيْهِ النِّسَاءُ حَتَّى إِنَّ الرَّجُلَ لَيَرْجِعُ إِلَى حَمِيمِهِ وَإِلَى أُمِّهِ وَابْنَتِهِ وَأُخْتِهِ وَعَمَّتِهِ فَيُوثِقُهَا رِبَاطًا مَخَافَةَ أَنْ تَخْرُجَ إِلَيْهِ، ثُمَّ يُسَلِّطُ اللَّهُ الْمُسْلِمِينَ عَلَيْهِ فَيَقْتُلُونَهُ وَيَقْتُلُونَ شِيعَتَهُ؛ حَتَّى إِنَّ الْيَهُودِيَّ لَيَخْتَبِئُ تَحْتَ الشَّجَرَةِ أَوْ الْحَجَرِ فَيَقُولُ الْحَجَرُ أَوْ الشَّجَرَةُ لِلْمُسْلِمِ: هَذَا يَهُودِيٌّ تَحْتِي فَاقْتُلْهُ »[3] 

«دجال در زميني شوره زار و در گذرگاه يك كانال فرود مي‌آيد و اكثراً زنان به سوي او مي‌شتابند، تا جايي كه شخص به طرف فاميل خودش و بطرف مادر، خواهر و عمه‌اش بر مي‌گردد و آنهارا به بند مي‌كشد تا مبادا نزد دجال روند، سپس الله مسلمانان را بر او مسلط مي‌گرداند، او و طرفدارانش را مي‌كشند، حتي اگر يك نفر يهودي زير درخت يا سنگي پنهان بشود آن سنگ يا درخت به مسلمان مي‌گويد: «پشت سرم يهودي پنهان شده، بيا و او را بكش».

 اين حديث را امام احمد در مسندش و امام ابن ماجه از ابو امامه‌ي باهلي رضی الله عنه از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ درباره‌ي مسيح دجال روايت كرده‌اند. و بالله التوفيق. وصلي الله علي نبينا محمد وآله وصحبه وسلم.

 فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (3 / 90 ، 91)
------------------------------------------------------------------------------
[1]. بخاري (3593) و با الفاظ ديگر: (2925، 3593) و مسلم(2921،2922)
[2]. مسند امام احمد (2/121، 135، 149) و ترمذي (2236)
[3]. احمد (2/67) ابن ماجه (4077) طبراني در« الكبير» (12/307- 13197- مجمع الزوائد 7/347: (احمد و طبراني در اوسط) در سند آن ابن اسحاق موجود است كه مدلس است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:365.txt">مفهوم قدر</a><a class="text" href="w:text:366.txt">آيا انسان مختار است يا مجبور؟</a><a class="text" href="w:text:367.txt">اسباب و مسببات</a><a class="text" href="w:text:368.txt">حكم وابستگي به اسباب</a><a class="text" href="w:text:369.txt">مصايب نتيجه‌ي گناهان است</a><a class="text" href="w:text:370.txt">راضي شدن در برابر تقدير</a><a class="text" href="w:text:371.txt">حكم ابراز نارضايتي از مصايب</a><a class="text" href="w:text:372.txt">حكم ناسزاگويي به زمان</a><a class="text" href="w:text:373.txt">حكم شوم دانستن منزل </a><a class="text" href="w:text:374.txt">فلسفه‌ي تعيين فرشتگان «كراماً كاتبين» بر انسان</a></body></html>[312] مفهوم قدر

س: تقدير يعني چه؟ لطفاً توضيح دهيد.

ج: قدر- يا تقدير- بدين معني است كه الله تعالي عالم به اشيا بوده قبل از آن‌كه آنهارا بوجود بياورد، و آنهارا نزد خود نوشته و آنچه كه خداوند خواسته بوجود آمده است 