----------------------------------------------
[1]. سنن دارقطتي (4/206/207) و بيهقي در «الكبري» (20159، 20324)
[2]. مسلم (2361).
[3]. مسئله مشتركه بدين صورت است: زني فوت مي‌كند و بعد از خود ، شوهر، مادر و تعدادي برادر مادري و يك يا چند برادر پدري يا مادري بجاي مي‌گذارد. قاعدتاً: شوهر نصف، مادر سدس، و برادران مادري ثلث ميراث را مي‌برند و چيزي براي برادران پدري و مادري باقي نمي‌ماند تا به علت عصبه بودن آن را ببرند. ولي برادران پدري و مادري مي‌توانند استدلال كنند كه حداقل در برادر بودن مادري با برادران مادري ميت شريك هستيم هر چند كه برادر پدري وي نيستيم، پس بايد در سهميه برادران مادري شريك باشيم. اين مسئله محل نزاع علماست. [13] اگر عمل بر فتواي مفتي متضمن ضرر بر ديگري بشود... مسئوليت آن بر عهده‌ي چه كسي خواهد بود؟

س: شخصي به فتواي يكي از مفتيان معتبر شهرش عمل مي‌كند و بدين ترتيب ضرري را متوجه شخص ديگري مي‌كند، آيا قاضي حق دارد اين شخص را كه به فتواي فلان عالم اعتماد كرده مؤاخذه كند؟

ج: اگر مفتي به ناحق مسبِّب ضرر به شخص ديگري شود در اين صورت عتاب و سرزنش بر مفتي خواهد بود كه چرا بدون علم و آگاهي كامل مبادرت به صدور فتوا نموده است و در نتيجه مسبِّب اين خراب‌كاري شده است. بنابراين قاضي، مفتي را مؤاخذه نمايد، زيرا او در فتوايش جانب محكم كاري را رعايت نكرده است. قاضي بايد او ر ا از شتاب‌زدگي در امر فتوا بر حذر دارد زيرا عجله در صدور فتوا مضر است. هر چند كه مفتي، بر مستفتي الزام ننموده است كه حتماً بر فتواي او عمل نمايد. ولي اگر مستفتي خودش دچار اشتباه و سوء تفاهم شده باشد و طور ديگري بر فتوا عمل كند در اين صورت قاضي بايد خود مستفتي را مؤاحذه كند، زيرا او فتواي مفتي را تغيير داده است. چنانچه  اين فتوا موجب ضرر به كسي نشد و صرفاً عمل مستفتي را باطل كرد در اين صورت نه مفتي و نه مستفتي هيچ كدام مؤاحذه نمي‌شوند. اين عمل اگر از واجبات باشد اعاده‌ي آن لازم است.

 فتوا با امضاي شيخ ابن جبرين.[14] آيا عمل به فتواي مفتي واجب است؟

س: يكي از مفتيان- مانند مفتي ديار سعودي- را درباره‌ي مسئله‌اي داور قرار مي‌دهيم، وي فتوا را صادر مي‌كند، ولي ما به فتواي ايشان اطمينان پيدا نمي‌كنيم، زيرا هر انساني ممكن است به صواب برسد و هم ممكن است به خطا برود. آيا فتواي مفتي بر ما حجت است؟ اگر به آن عمل نكنيم در شمار عاصيان و نافرمانان قرار مي‌گيريم؟

ج: قطعاً كسي كه مي‌خواهد مسايل ديني را جويا شود به معتبرترين عالمي‌كه در دسترس باشد مراجعه مي‌كند و ضرر و زيانش را از او مي‌پرسد، پس هر گاه چنين عالمي براي او فتوا صادر كند بر او لازم است كه به اقتضاي آن عمل نمايد، مگر آن‌كه سؤال كننده خودش از طلاب علوم ديني باشد و تشخيص بدهد كه فتواي مذكور برخلاف نصي از كتاب و سنت، يا برخلاف اجماع است، آن‌ وقت نبايد به آن عمل كند، بلكه بايستي حق را به‌ همراه دليل آن جستجو نمايد.

و بالله التوفيق، وصلي الله علي نبينا محمد وآله وصحبه وسلم.

  فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (12/92)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:40.txt">حکم شخصی که معتقد است پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بشر نیست</a><a class="text" href="w:text:41.txt">صورتهای مختلف غلو در مورد رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ</a><a class="text" href="w:text:42.txt">حکم اعتقاد به حاضر بودن رسول الله در هر جا و هر مکان و این که پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ علم غیب  می داند</a><a class="text" href="w:text:43.txt">حکم اعتراض بر احکام شرعی که الله تعالی آن ها را نازل کرده است</a><a class="text" href="w:text:44.txt">حکم منکر آخرت</a><a class="text" href="w:text:45.txt">حکم کسی که فکر می کند علت عقب ماندگی مسلمانان تمسک به دین است</a><a class="text" href="w:text:46.txt">حکم کسی که از اسلام در جهت اغراض و اهداف شخصی استفاده نماید</a><a class="text" href="w:text:47.txt">حکم کسی که کافر را تکفیر نکند</a><a class="text" href="w:text:48.txt">تکفیر افراد بصورت معین وغیر معین</a><a class="text" href="w:text:49.txt">حکم کشتن مأموران امنیتی و انتظامی</a></body></html>[15] حكم انتقال از مذهبي به مذهبي ديگر

س: آيا براي مسلمان جايز است كه از مذهب فقهي خودش به مذهب فقهي ديگري منتقل شود؟ مثلاً؛ شخصي كه پيرو مذهب مالكي است و گاهي به مذهب حنبلي عمل كرده و دوباره به مذهب مالكي بر مي‌گردد. آيا اين كار اشكالي دارد؟

ج: بر مسلمان واجب است كه به مدلول كتاب و سنت عمل كند، خواه موافق مذهب وي باشد و خواه نباشد. بدليل گفتار الله تعالي: [فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلا] [نساء:59] 

«و اگر در چيزي اختلاف داشتيد آن را به الله و پيغمبرش برگردانيد، اگر به الله و روز رستاخيز ايمان داريد. اين كار براي شما بهتر و خوش فرجام‌تر است».

البته هيچ كس حق ندارد بدليل پيروي از هواي نفس و انگيزه‌هاي شخصي از يك مذهب به مذهب ديگر برود. زيرا الله تعالي فرموده است: [وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ] [شوري:10] 

«در هر چيزي كه اختلاف داشته باشيد داوري آن را به «الله» واگذار كنيد»

و بالله التوفيق، وصلي الله علي نبينا محمد وآله وصحبه وسلم.

  فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (12/96)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:392.xml">10 مسئله اول</a><a class="folder" href="w:html:403.xml">10 مسئله دوم</a><a class="folder" href="w:html:414.xml">10 مسئله سوم</a><a class="folder" href="w:html:425.xml">مسايل آخر</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:393.txt">جايگاه و فضيلت علما</a><a class="text" href="w:text:394.txt">بر طلاب علوم ديني لازم است كه نيت شان را صحيح كنند.</a><a class="text" href="w:text:395.txt">نخست بايد كتاب‌هاي سلف را خواند و سپس كتاب‌هاي معاصرين را</a><a class="text" href="w:text:396.txt">انباشته كردن كتاب و نخواندن آن‌ها</a><a class="text" href="w:text:397.txt">وظايف معلمين مرد و زن </a><a class="text" href="w:text:398.txt">نحوه‌ي توجيه و برخورد معلم راهنما با آموزگاران و دبيران</a><a class="text" href="w:text:399.txt">خارج شدن مدير مدرسه براي كارهاي شخصي</a><a class="text" href="w:text:400.txt">حكم استفاده از كامپيوتر مدرسه براي امور شخصي</a><a class="text" href="w:text:401.txt">حكم اسلام درمورد دانشگاه‌هايي كه پسران و دختران در يك مكان درس مي‌خوانند</a><a class="text" href="w:text:402.txt">حكم تعليم و تدريس در مدارسي كه بين پسران و دختران اختلاط وجود دارد و شرايط توبه</a></body></html>[1] جايگاه و فضيلت علما

س: علما چه جايگاه و فضيلتي در اسلام دارند؟

ج: علما بزرگترين جايگاه و منزلت در اسلام را دارند، زيرا آنان وارثان انبيا هستند. بنابراين برآنان واجب است كه به بيان علم پرداخته و مردم را بسوي «الله» فراخوانند. علما در روي زمين چون ستارگان در آسمان‌اند، بندگان گمراه و سرگردان را رهنمون ساخته و حق را برايشان آشكار نموده و از شر و بدي هشدار مي‌دهند. آنان چون باراني مي‌مانند ك