er" href="w:html:504.xml">فصل دهم: غسل جنابت </a><a class="folder" href="w:html:510.xml">فصل يازدهم: تيمم </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:434.txt">حكم تلفظ و گفتن نيت به زبان</a><a class="text" href="w:text:435.txt">مفهوم اخلاص</a><a class="text" href="w:text:436.txt">حكم ريا كاري </a><a class="text" href="w:text:437.txt">پيامدهاي ريا در عبادت</a></body></html>[1] حكم تلفظ و گفتن نيت به زبان

س: تلفظ نيت با زبان براي وضو و نماز چه حكمي‌دارد؟

ج: گفتن نيت به زبان بدعت است، زيرا، از پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم و صحابه‌ي كرام رضی الله عنهم چنين چيزي نقل نشده است، بنابراين ترك آن واجب است. بايد دانست جاي نيت در قلب است و بدين ترتيب به تلفظ و تكرار آن با زبان نيازي نيست.  

شيخ ابن باز- فتاوي المرأة، ص:29[2] مفهوم اخلاص

س: اخلاص چه معني و مفهومي‌دارد؟ اگر شخصي از عبادت قصد ديگري داشته باشد حكمش چيست؟

ج: معني اخلاص: هدف عبادت گزار تنها تقرب به «الله» و رسيدن به بهشت باشد. چنانچه كسي از عبادت منظور ديگري داشته باشد، در اين مسئله تفصيل وجود دارد:

1- قصدش تقرب به غیر از «الله» و كسب ستايش و تعريف از سوي مردم باشد؛ چنين نيتي موجب بطلان عمل شده و سبب مشرك شدن انسان مي‌گردد. در حديث صحيح از ابوهريره رضی الله عنه از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم نقل شده كه الله تعالي فرموده است:

« أَنَا أَغْنَى الشُّرَكَاءِ عَنْ الشِّرْكِ، مَنْ عَمِلَ عَمَلًا أَشْرَكَ فِيهِ مَعِي غَيْرِي تَرَكْتُهُ وَشِرْكَهُ»[1]

«من از شريك بي‌نيازترينم. هر كس در عملي، شخص ديگري را با من شريك سازد، او را با شركش رها مي‌سازم -او را به حال خودش واگذار مي‌كنيم-».

2- قصد و نيت وي رسيدن به هدفي دنيوي مانند رياست، پست و مال باشد و هيچ انگيزه‌اي براي تقرب به سوي الله تعالي نداشته باشد؛ اين عمل نيز باطل است و سبب قربت آن شخص به سوي الله تعالي نمي‌شود. 

الله تعالي مي‌فرمايد:[ مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لا يُبْخَسُونَ (١٥)أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٦)] 

«كساني كه -صرفاً- زندگي و زينت دنيا را خواستار هستند اعمال‌شان را در اين جهان بدون هيچ گونه كم و كاستي بطور كامل  مي‌دهيم. آنان كساني هستند كه در آخرت جز آتش دوزخ بهره و نصيبي ندارند و آنچه كه در دنيا انجام مي‌دهند ضايع و هدر مي‌رود و اعمال‌شان پوچ و بي‌فايده مي‌گردد».[هود:15-16]

فرق بين اين شخص و شخص اولي اين مي‌تواند باشد كه اولي قصد كسب ثنا و ستايش از طرف مردم را در سر دارد و توقع دارد كه مردم بگويند عبادتگزار خوبي است. امّا دومي به تحسين و ثناي مردم اهميت نمي‌دهد.

3- شخص، عبادتي انجام مي‌دهد كه از آن دو نيت دارد: يكي تقرب به سوي الله و ديگري رسيدن به هدفي دنيوي.

 بطور مثال: شخصي از عمل غسل جنابت دو نيت مي‌كند: يكي تعبد و پاكي از جنابت و ديگري سرحالي و ازاله‌ي چرك‌ از بدن، يا حاجي از رفتن به زيارت خانه‌ي كعبه هم قصد عبادت مي‌كند و هم قصد مشاهده‌ي آثار و ملاقات حجاج را اين گونه نيت‌ها موجب كاهش اجر اخلاص مي‌شود، ولي اگر نيت تعبد غالب و بيشتر باشد در اين صورت گناهكار نمي‌شود و صرفاً ثواب عملش بطور كامل به او نمي‌رسد.

 زيرا الله تعالي فرموده است: [لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلا مِنْ رَبِّكُمْ] [بقره:198]

«گناهي بر شما نيست اين‌كه از فصل و رزق پروردگارتان برخوردار شويد- در ايام حج به كسب و تجارت بپردازيد-».

ولي اگر چنانچه غالباً نيت وي اغراض دنيوي باشد، ثوابي در آخرت نخواهد داشت، بلكه اجر و مزد آن را در دنيا حاصل مي‌كند و شايد گناهكار نيز بشود، زيرا او عالي ترين اهداف (عبادت) را وسيله‌اي براي كسب دنياي ناچيز قرار مي‌دهد، چنين شخصي مانند كسي مي‌ماند كه الله تعالي در موردش فرموده است:[ وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ (٥٨) ][توبه: 58] 

«در ميان آنها –منافقين- كساني هستند كه در تقسيم زكات از تو عيب‌جويي مي‌كنند-نسبت بي‌عدالتي مي‌دهند- اگر به آنان چيزي از غنايم داده شود خوشنود مي‌شوند و اگر چيزي از آن به آنها داده نشود فوراً‌ خشم مي‌‌‌‌‌گيرند». 

در سنن از ابوهريره رضی الله عنه روايت شده است: « أَنَّ رَجُلًا قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ: رَجُلٌ يُرِيدُ الْجِهَادَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَهُوَ يَبْتَغِي مِنْ عَرَضِ الدُّنْيَا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم: لَا أَجْرَ لَهُ» فَأَعَادَ ثَلَاثَاً و النبي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم يَقُولُ:«لَا أَجْرَ لَهُ» ».[2] 

«شخصي به رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم گفت: شخصي مي‌خواهد در راه الله تعالي جهاد كند و در عين حال قصد برخورداري از غنيمت و نعمت دنيا را نيز دارد. پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم فرمود: «اجر و پاداشي ندارد». اين شخص تا سه بار سؤالش را تكرار كرد و پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم هر بار مي‌فرمود: «اجر و پاداشي ندارد». 

 در بخاري و مسلم از عمر بن‌خطاب رضی الله عنه روايت شده است كه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم فرمودند: «فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى دُنْيَا يُصِيبُهَا أَوْ إِلَى امْرَأَةٍ يَنْكِحُهَا فَهِجْرَتُهُ إِلَى مَا هَاجَرَ إِلَيْهِ»[3] 

«هر كس به خاطر اهداف دنيوي هجرت نمايد به آن دست مي‌يابد و اگر به قصد ازدواج با زني هجرت مي‌كند با آن زن ازدواج خواهد كرد و بالاخره حاصل هجرت هر كس همان چيزي است كه بخاطر آن هجرت كرده است». 

چنانچه جانب تعبد و غير تعبد در نيت مساوي باشد و هيچ كدام بر ديگري نچربد، در اين مورد بين علما اختلاف وجود دارد؛ فتواي أقرب به حق اين است كه چنين عملي بدون ثواب است. فرق بين اين نوع و نوع قبلي در اين است كه نيت غير تعبد در قسم سابق بالضرورة حاصل مي‌شود. ممكن است سؤال پيش آيد كه ميزان أغلب بودن نيت تعبد و غير تعبد و تشخيص آن چگونه ممكن است و حدود آن چیست؟ 

در جواب مي‌گوييم: چنانچه به جنبه‌ي غير تعبد اهميتي داده نشود و بصورت جنبه‌ي ثانويه نگريسته شود، در اين صورت تعبد أغلب و غير تعبد أقل است. 

به هر حال مسئله‌ي نيت، مسئله‌ي بسيار مهمّي است و چه بسا انسان را به درجه‌ي «صدّيقان» ارتقاء داده و چه بسا به درجه‌ي «اسفل السافلین» تنزل ‌دهد. برخي از علماي سلف گفته‌اند: «درباره‌ي اخلاص آن چنان با نفسم مبارزه كردم كه درباره‌ي چيز ديگري به آن اندازه مبارزه نكردم».  

بر‌ا‌ي خود و شما از خالق يكتا نيت خالص و عمل صالح مسئلت دارم. 

 شيخ ابن عثيمين- مجموعه فتاوا و رسايل(1/98-100)
-------------------------------------------------------------------------