ته‌هاي خود را به سبب ختنه شدن آنها مي‌شناختند و مي‌گفتند: ختنه وسيله‌ي شناخت مسلمان از غير مسلمان است. پس به همين علت ختنه واجب است چون تشخيص مسلمان از كافر واجب است. از همين رهگذر است كه تشبه به كفار حرام است: « مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ »[1]

«هر كس خودش را به قومي تشبيه كند از همان قوم است».

3- ختنه، عبارت است از قطع پاره‌اي از بدن؛ نيك مي‌دانيم كه قطع هيچ جزئي از اجزاي بدن جايز نيست مگر بخاطر امري واجب. بنابراين ختنه واجب است

5- مسئوليت ختنه‌ي يتيم بر عهده‌ي ولي و سرپرست اوست و به ظاهر قضيه كه بنگريم، عمل ختنه، ستم بر بدن بچه و دست برد زدن به مال اوست، زيرا دست‌مزد ختنه‌گر، از مال يتيم پرداخت مي‌شود. نتيجه مي‌گيريم كه اگر ختنه واجب نبود چنين امری بر يتيم و مالش جاری نمی شد.

همه‌ي اينها دلايلي نقلي و نظري در مورد وجوب ختنه‌ي پسران است نه دختران. در اين زمينه حديث ضعيفي وجود دارد كه به علت ضعفش نمي‌توان از آن استدلال نمود:

« الْخِتَانُ سُنَّةٌ في حق الرجال مَكْرُمَةٌ في حق النساء»[2] 

«ختنه در حق مردان سنت و در حق زنان اكرام است». 

اگر اين روايت صحيح باشد مي‌تواند دليلي قاطع و فيصله كننده باشد.

شيخ ابن عثيمين- مجموع فتاوا و رسائل (11/117)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. احمد با كمي زيادتي (2/50-92). ابوداود (4031) و طبراني در «الاوسط» (8327). حديث مذكور به‌همراه توابع و شواهدش به درجه‌ي حسن مي‌رسد.  مراجعه شود به فتح‌الباري (10/271) و فيض‌القدير، از مناوي (6/105) (8593).
[2]. اين حديث با وجود ضعف شواهدي دارد. مراجعه شود به: مسند احمد (5/75) «معجم الكبير» طبرانی (7112، 7113، 11590، 12009، 1228) و... مصنف بن ابی شیبه (26468). ملا علی قاری در «مرقاة المفاتیح»، اسناد حدیث احمد را حسن قرار داده است (8/272)، و لفظ: (حق) در این روایت موجود نیست.[15] آيا براي پذيرفتن دين اسلام ختنه شرط است؟

س: آيا ختنه براي صحت اسلام شرط است؟

ج: ختنه از سنن فطري و طبيعي در حق مردان و زنان است، البته مناسب است كه دعوتگران دين اسلام هنگامي‌كه كفار را به دين اسلام دعوت مي‌دهند در وهله‌ي اول با آنان در مورد ختنه، صحبت نكنند، زيرا ممكن است اين امر موجب نفرت و فراري شدن آنان از دين اسلام شود، هر چند كه اسلام و ايمان از افراد بدون ختنه، نيز پذيرفته مي‌شود. دعوتگران اسلامي پس از آن‌كه ايمان در قلوب كفارِ تازه ايمان، جاي گرفت در مورد ختنه با آنها صحبت كرده و مسئله را برايشان توضيح دهند.

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم 

فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (5/116)[16] سن مناسب براي ختنه

س: بهترين و مناسب‌ترين سن براي ختنه كدام است؟

سن شيرخوارگي يا سن بلوغ؟

ج: بر اساس مطالعات ما در علوم شرعی، براي ختنه، سن محدود و معيني در نظر گرفته نشده است، ولي اگر در سنين پايين‌تر باشد به حال شخص بهتر و مناسب‌تر است. از اين جهت در سن شيرخوارگي نيز اشكالي ندارد.

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم 

 فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (5/124،123)[17] تراشيدن و زايل كردن موهاي زير ناف و انجام دادن سنن فطرت

س: آيا بر زن لازم است كه بعد از سپري كردن هر دوره از قاعدگي موهاي زائدش را از بين ببرد؟

ج: زائل كردن موهاي زير ناف بوسيله‌ي كندن يا ماده‌ي موبر، تراشيدن و چيدن، از سنن فطرت است و دين اسلام به رعايت آن تأكيد زيادي كرده است ولي دستور نداده است كه اين كار حتماً بعد از هر دوره، قاعدگي انجام بگيرد. امام احمد، بخاري، مسلم و اصحاب سنن از رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم روايت كرده‌اند: (خَمْسٌ مِنْ الْفِطْرَةِ: الِاسْتِحْدَادُ وَ الْخِتَانُ وَقَصُّ الشَّارِبِ وَنَتْفُ الْإِبْطِ وَتَقْلِيمُ الْأَظْفَارِ)[1]

«پنج چيز از فطرت است؛ تراشيدن موهاي زير ناف، ختنه، كوتاه كردن سبيل، كندن موهاي زير بغل و كوتاه كردن ناخنها».

أنس رضی الله عنه گفته است: « وَقَّتَ لَنَا فِي قَصِّ الشَّارِبِ وَتَقْلِيمِ الْأَظْفَارِ وَنَتْفِ الْإِبِطِ وَحَلْقِ الْعَانَةِ أَنْ لَا نَتْرُكَ أَكْثَرَ مِنْ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً»[2]

«پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم براي كوتاه كردن سبيل، ناخن‌ها، كندن موي زير بغل و تراشيدن موي زير ناف چهل شبانه روز را مقرر كرد؛ كه اينها را بيشتر از اين نگه نداريم‌».

حديث مذكور را مسلم، ابن ماجه، امام احمد، نسائي، و ابوداود روايت كرده و گفته‌اند: «وقّت لنا رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم - پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم براي اين موارد چهل شبانه روز را براي ما مقرّر كرد-.

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم 

 فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (5/128،127)
--------------------------------------------------------------------------------
[1].  بخاري(5889، 5891، 6297) و مسلم (257).
[2]. مسند احمد (3/122، 203، 255). مسلم (258). ابوداود (4200). نسائي (14). ترمذي (2759)، ابن ماجه (295).[18] حكم تراشيدن ريش يا قسمتی از آن

س: از جنابعالي خواهشمنديم كه حكم تراشيدن ريش و كوتاه كردن آن را بيان نموده و توضيح بفرماييد كه حدود شرعي ريش كدام است؟

ج: تراشيدن ريش حرام است، زيرا اين عمل معصيت و سرپيچي از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم است، زيرا رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم فرموده است: «اَعْفُوا اللِّحَى وَأَحْفُوا الشَّوَارِبَ».[1]

«ريش را دراز کنید و سبيل‌ را كوتاه نماييد».

دليل ديگر براي حرمت ريش تراشي اين است كه اين عمل، خروج از سيره‌ي انبيا و پيوستن به راه و روش مجوسيان و مشركان است.

حدود شرعي ريش: موي صورت، فك و رخسار، حدود شرعي ريش هستند، به اين معني كه هر مويي كه بر صورت، فك و رخسار و چانه روييده است ريش محسوب مي‌شود. بنابر دلایلي كه ذيلاً بيان مي‌شوند كوتاه كردن ريش حتي به مقدار اندك نيز معصيت و ناجايز است. پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم فرموده است: 

-   « اَعْفُوا اللِّحَى » (ريش را رها نماييد- تا بزرگ شود-).

-   «و أَرْخُوا اللِّحَي» (ريش‌ را دراز كنيد).

-   «ووَفِّرُوا اللِّحَي» (ريش را زياد كنيد).

همه‌ي اين الفاظ دلالت مي‌كنند كه گرفتن و كوتاه كردن ريش (حتي به مقدار كم) جايز نيست. البته نبايد ناديده گرفت كه معاصي با هم تفاوت‌هايي دارند و جرم تراشيدن بيشتر از كوتاه كردن است، زيرا تراشيدن مخالفت واضح‌تر و روشن‌تري مي‌باشد.

شيخ ابن عثيمين- رساله‌اي در روش نماز پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم - ص:31
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. بخاري (5892، 5893) و مسلم (259، 260) – با الفاظ متقارب-[19] حكم بلند كردن ريش

س: -آيا  بلند نگه داشتن ريش واجب است، يا صرفاً مشروع است؟

 -آيا تراشيدن ريش گناه و اخلال در امر دين محسوب مي‌شود؟

 -آيا تراشيدن ريش و نگه داشتن سبيل جايز است؟

ج: در پاسخ به اين سؤالات مي‌گوييم: ابن