در اين صورت خورنده‌ي اموال مردم به همراه كذب و دروغ‌گويي در تغيير نام محسوب مي‌شود. 

به همين مناسبت به برادرانم نصيحت مي‌كنم: اينهايي كه جعل اسم مي‌كنند و به خاطر استفاده از كمك‌هاي دولتي اسم غير واقعي مي‌نويسند، مسئله‌ي‌شان چندان آسان هم نيست، چون اين كار، يعني بازيچه قرار گرفتن معاملات، و دروغ و خيانت و فريب دادن مسئولين محسوب مي‌شود. اينها بايد بدانند هر كس كه تقواي الهي را پيشه كند، الله تعالي او را از تنگناها خارج مي‌كند و چنان به او روزي مي‌رساند كه خودش هم نمي‌داند كه اين روزي از كجا مي‌آيد و هر كس از الله بترسد و سخن درست بگويد، الله تعالي كارهاي او را درست خواهد كرد و گناهانش را خواهد بخشيد.

شيخ ابن عثيمين- فتاواي اركان اسلام- ص(572).[ 62] جماعت أحباش

الحمد لله وحده والصلوة والسلام علی من لانبی بعده، و علی آله وصحبه ... أما بعد: به دفتر انجمن دایم پژوهش های علمی و افتا سوالاتی در موضوع گروه احباش وشخص منسوب به آن ، آقای عبدالله حبشی مقیم لبنان رسید. این گروه در بعضی از کشورهای اروپایی، امریکا و استرالیا فعالیت دارد. با چاپ کتابها و مقالاتی، افکار وعقاید خود را منتشر می سازد. دیگران را دعوت می دهد. انجمن پس از اطلاع وتأمل در افکار و عقاید این گروه، برای عموم مسلمانان چنین بیان می کند:

اولاً: درصحیحین از ابن مسعود  رضی الله عنه روایت است که رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم فرمود:« خَيْرُ النَّاسِ قَرْنِي ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ »[1] 

«بهترین مردم، کسانی هستند که درعهد و زمان من بسرمی برند (صحابه) و بعد، کسانی که بعد ازآنها می آیند(تابعین) وسپس کسانی که بعد از آنها می آیند(تبع تابعین).»

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم می فرمایند:« أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ ،‌ وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَةِ وَإِنْ تَأَمَّرَ عَلَيكُم عَبْدٌ، فَإِنَّهُ مَنْ يَعِشْ مِنْكُمْ فَسَيَرَى اخْتِلَافًا كَثِيرًا، فَعَلَيْكُمْ بِسُنَّتِي وَسُنَّةِ الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِينَ الْمَهْدِيِّينَ مِن بَعدِي، عَضُّوا عَلَيْهَا بِالنَّوَاجِذِ، وَإِيَّاكُمْ وَمُحْدَثَاتِ الْأُمُورِ، فَإِنَّ كُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ »[2] 

« شما را به تقوای الهی و شنیدن و اطاعت کردن سفارش می کنم؛ اگر چه برده ای بر شما حاکم و فرمانروا باشد. بدون تردید هر کسی که از شما بعد از من زنده بماند، بزودی اختلافات زیادی را مشاهده خواهد نمود. پس سنت مرا و سنت خلفای راشد و هدایت یافته را لازم بگیرید، محکم به آنها چنگ بزنید. از بدعتها و امور ناپيدا در دین بپرهیزید. زیرا هر بدعتی( در دین) ضلالت و گمراهی است.»

برترین امتیاز و ویژگی عصر صحابه، تابعین و تبع تابعین حاکمیت کتاب و سنت بوده است. درتمام امور در این دوران طلایی، گفتار الله و رسول صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم  مقدم بر تمام گفته ها بوده و فهم نصوص کتاب و سنت مطابق با قواعد شرعی و لغت عرب انجام می گرفته است.

مسلمانان در این دوران به تمام امور شریعت عامل بوده اند. به تمام کلیات و جزئیات و آحاد و عموم شریعت عمل می کردند. و نصوص متشابهات را به نصوص محکمات ارجاع می دادند. بنابراین برشریعت استقامت می داشتند و عامل بودندو محکم به آن چنگ زده بودند. نه چیزی از شریعت کم می نمودند و نه چیزی را اضافه می نمودند. چگونه امکان دارد مسلمانان دراین عصرطلایی چیزی در دین اضافه و کم کنند، در حالی که آنان متمسک به گفتار پیامبری هستند که از هر گونه خطا واشتباه درامان است.

 ثانیاً: پس ازعصر صحابه،تابعین وتبع تابعین کسانی بعد از آنها آمدند که بدعتهای زیادی در میانشان رواج پیدا کرد وهر شخص رأی و نظر خویش را برگزید. نصوص شریعت مطابق با امیال و خواسته های افراد  وگروههای تأویل و تحریف شد. شریعت را رها نمودند وراه مؤمنین را ترک گفتند. الله تعالی می فرماید:« وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا (١١٥)»[نساء:115]

«وهرکس پس ازروشن شدن راه هدایت براي او، با پیامبر مخالفت کند و راهی غیر از راه مؤمنان در پیش گیرد، وی را به همان سو که  رو کرده برگردانیم و او را وارد جهنم می کنیم که جایگاه بدی است.»

پروردگار از روی فضل وکرم خویش،‌ در هر دوراني علمای توانايی را در مقابل بدعت هایی که چهره ی دین را زشت جلوه داده اند برمی انگیزد تا زنگار از جمال زیبای دین بزدایند و سنت های اصیل دین را احیا کنند و این همان وعده ی الهی است که فرموده:« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (٩)» [حجر:9]

« ما خود قرآن را نازل کردیم و قطعاً ما خود نگهدار آنیم»

پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم در حدیثی می فرماید:« لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي قَائِمَةً بِأَمْرِ اللَّهِ لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَذَلَهُمْ أَوْ خَالَفَهُمْ حَتَّى يَأْتِيَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ ظَاهِرُونَ عَلَى النَّاسِ»[3]

«همواره گروهی از امت من فرمان الله تعالی را عامل هستند، مخالفت مخالفان و یاری نکردن ایشان ضرری به آنان نمی رساند، این شیوه تا صدور فرمان الهی همچنان ادامه دارد و این گروه همواره پیروز میدان مي باشند.»

سوم: در اواخر قرن چهاردهم هجری گروهی به ریاست عبدالله الحبشی ظهورنموده اند که پیام ضلالت و گمراهی خویش را از حبشه به سرزمین شام و از آنجا تا لبنان گسترش داده است. مردم را دعوت می دهد و بسياري از مردم از دعوت او پیروی نموده اند.

 عقیده ی این فرد، ترکیبی ازاعتقادات جهمیه، معتزله، قبوریه و صوفیه است. از عقیده ی باطل خود بشدت دفاع می کند مناظره ای تشکیل داده است و خيلي تعصب دارد. اين گروه  کتاب ها و مجلاتی نیز به چاپ رسانده اند.

کسی که اعتقادات این گروه را به دقت بررسی قرار دهد، متوجه خواهد شد که این گروه از اهل سنت والجماعت خارج هستند.

مختصري از اعتقادات اين گروه:

1.          اين گروه در مسئله ي ايمان پيرو مذهب مرجئه، در حالي كه اعتقاد مسلمانان از عصر صحابه تا امروز اين بوده كه: الايمان: قول بالسان، اعتقاد بالقلب و عمل بالجوارح، ايمان عبارت است از: گفتار با زبان، اعتقاد به قلب و عمل به اعضاء.

  بنابر اين همراه با تصديق، موافقت، انقياد و خضوع براي شرع مطهر لازمي است. در غير اين صورت ادعاي ايمان، صحيح نيست. سلف امت در مورد تعريف ايمان همين عقيده را داشته اند از جمله قول امام شافعي است كه مي گويد اجماع صحابه و تابعين و تبع تابعين و كساني كه ما با آنها بوده ايم بر اين است كه مي گويند: الايمان قول و عمل و نية، لايجزي واحد من الثلاث إلا بالآخر. ايمان قول، عمل و نيت است، اين سه مورد بدون يكديگر ناقص هستند و كفايت نمي كنند.

2.          گروه حبشي ها معتقد به استغاثه و استعاذه از ا