ن حق در ايام عدت براي شوهر محفوظ است و چنانچه اجازه بدهد زن مطلقه‌اش مي‌تواند به حج برود. 

خلاصه مطلب اين كه: زني كه شوهرش فوت مي‌كند بر او واجب است كه خانه‌نشين شود و نبايد از خانه خارج گردد. و زني كه در عده‌ي طلاق رجعي به سر مي‌برد كارش به شوهر سپرده مي‌شود، زيرا حكم چنين زني همچون ساير زنان شوهردار است. زني كه در عده‌ي طلاق بينونه است از آزادي بيشتري بهره‌مند است و مع‌الوصف شوهر مي‌تواند او را به خاطر صيانت عده‌اش از مسافرت باز دارد.

شيخ ابن عثيمين- مجموع فتاوي و رسائل(21/69).
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. طلاق رجعي: زني كه يك يا دو طلاق داده مي‌شود و شوهرش مي‌تواند به او رجوع كند.
[2]. طلاق بينونه: زني كه سه طلاق داده مي‌شود و شوهر نمي‌تواند به او رجوع كند؛ مگر آن كه زن با مردي ديگر ازدواج نمايد و سپس بنابر عللي از جمله فوت شوهر دوم مي‌تواند با شوهر اولي ازدواج نمايد. به شرط نزديكي شوهر دوم با اين زن.[27] حكم منع كردن شوهر، زنش را از رفتن به حج آن هم بدون هيچ انگيزه‌اي 

س: زني مسن و ثروتمند هستم، چندين بار مسئله‌ي رفتنم به حج را با شوهرم درميان گذاشته‌ام و او بدون هيچ انگيزه‌اي از رفتن من به حج ممانعت مي‌نمايد و پيشنهادم را رد مي‌كند. من برادر بزرگي نيز دارم كه مي‌خواهد به حج برود و با توجه به اين كه شوهرم به من اجازه‌ي حج نمي‌دهد آيا مي‌توانم با او به حج بروم يا اين كه به اطاعت و فرمانبرداري از شوهرم در كشورم بمانم؟

ج: از آنجا كه حج با فراهم شدن شرايطش علي‌الفور واجب مي‌شود و با توجه به اين كه زن مذكور مكلف، توانا و داراي محرم در اين سفر مي‌باشد بر او واجب است كه مبادرت به حج نمايد و بر شوهر او حرام است كه بدون هيچ انگيزه‌اي زنش را از اداي فريضه‌ي حج منع كند و با اين وضعيت زن مي‌تواند با برادرش به حج برود، اگر چه شوهر موافق كارش نباشد، چون حج مانند نماز و روزه واجب معيّن است و حق‌الله مقدم بر حق بنده است و در اينجا شوهر بدون دليل حق ندارد كه زنش را از انجام فريضه‌ي الهي باز دارد. 

 شيخ ابن جبرين- فوايد و فتاوي تَهُمُّ المرأة المسلمة- ص(101).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:863.xml">10 مسئله اول</a><a class="folder" href="w:html:874.xml">10 مسئله دوم</a><a class="folder" href="w:html:885.xml">10 مسئله سوم</a><a class="folder" href="w:html:896.xml">10 مسئله چهارم</a><a class="folder" href="w:html:907.xml">مسايل آخر</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:864.txt">آيا شهر جده ميقات است براي احرام؟</a><a class="text" href="w:text:865.txt">ميقات كسي كه مقيم رياض است و والدينش در جده هستند چه مكاني است؟</a><a class="text" href="w:text:866.txt">ميقات كسي كه در (شرقيه) كار مي‌كند و خانواده‌اش در جده است</a><a class="text" href="w:text:867.txt">كسي كه در شرقيه درس مي‌خواند و خانواده‌اش در جده است ميقاتش كجاست؟</a><a class="text" href="w:text:868.txt">كسي كه به اشتباه از ميقات به آن طرف‌تر بگذرد حكمش چيست؟</a><a class="text" href="w:text:869.txt">جواز احرام قبل از ميقات در هواپيما</a><a class="text" href="w:text:870.txt">حكم كودكي كه احرام مي‌بندد و سپس مناسك را كامل نمي‌كند</a><a class="text" href="w:text:871.txt">حكم پوشيدن شلوار براي مُحرِم، بنا بر عذر</a><a class="text" href="w:text:872.txt">حكم احرام به نيت دو حج و چگونگي لبيك گفتن</a><a class="text" href="w:text:873.txt">حكم دوختن لباس احرام، هنگامي كه پاره مي‌شود</a></body></html>[28] آيا شهر جده ميقات است براي احرام؟

الحمدلله وحده، والصلاة والسلام علي مَنْ لا نبَّي بعده... و بعده:

انجمن دايمي مباحث علمي و افتا، از فتوايي كه از مفتي عام توسط شخصي به نام (ر‌ص‌ح) مطرح شده است آگاهي يافت. متن سؤال و جواب آن به شرح ذيل است: مورخه‌ي 16/07/1417هـ شماره فتوا (3990).

س: دوست دارم رأي جنابعالي را در مورد آنچه را كه «ادنان عرعور» در رساله‌ي (دلايل اثبات ميقات بودنِ جده) به رشته‌ي تحرير در آورده است، بدانيم و خواهش مي‌كنم كه جنابعالي مسئله‌ي مذكور را به طور واضح و آشكار بيان نماييد. الله تعالي شما را در هر كار خيري موفق بگرداند!

ج: انجمن دايمي پس از مطالعه استفتا چنين جواب داد:

از جناب مفتي عام فتوايي در خصوص كتاب مذكور صادر شده است كه عين عبارت آن چنين است: 

(الحمدلله رب العلمين، والصلاة والسلام علي نبيّنا محمد، و علي آله و صحبه أجمعين... و بعد: 

پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مواقيت احرام را بيان نموده است، بنابراين انساني كه قصد حج يا عمره را دارد اجازه ندارد كه بدون احرام از اين اماكن آن طرفتر بگذرد. اين اماكن عبارت است: 

- ذوالحليفه، ميقات اهل مدينه و كساني كه از اين راه عبور مي‌كنند.

- جحفه، براي اهالي سرزمين شام، مصر و مغرب و كساني كه از اين راه مي‌گذرند ميقات است.

- يلملم (سعديه) براي يمنيها و كساني كه از اين راه گذر مي‌كنند ميقات است.

- ذات عرق، ميقات عراقيان و كساني است كه از راه ذات عرق عبور مي‌كنند.

- قرن المنازل، اين مكان ميقات است براي نجديان و اهل طائف و همچنين كساني كه از اين راه مي‌گذرند.

كساني كه منازلشان پايين‌تر از اين اماكن و در نزديكي‌هاي مكه باشد، اينها در منازل خود احرام ببندند، حتي اهل مكه براي حج، در مكه احرام مي‌بندند، ولي براي عمره در پايين حل احرام مي‌بندند، كما اين كه ساكنان جده براي حج و عمره در جده احرام مي‌بندند.

ولي كسي كه بدون قصد حج و عمره از اين اماكن به سوي مكه عزيمت مي‌كند طبق قول صحيح احرام بستن بر او لازم نيست. اما اگر پس از گذر از اين امكان به دلش آمد كه حج يا عمره كند پس بايد از همان مكاني كه نيت حج يا عمره مي‌كند احرام ببندد، مگر اين كه بعد از رسيدن به مكه نيت عمره را بكند، كه در اين صورت بايد به پايين حل رفته و در آنجا احرام ببندد. پس معلوم شد كه بستن احرام در اين اماكن واجب است و كساني كه از اين اماكن يا از محاذات و برابر اينها از طريق زميني يا دريايي و يا هوايي رد مي‌شوند بايد از همين جا احرام ببندند. آنچه كه باعث نشر اين بيانيه شده اين بود كه از سوي برخي از برادران رساله‌اي تحت عنوان (دلايل اثبات ميقات بودن جده) صادر شد. در اين رساله سعي شده تا ميقاتي اضافه بر مواقيتي كه پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ آنها را معين كرده ايجاد گردد. نويسنده‌ي آن گمان نموده كساني كه از طريق هواپيما يا دريا و يا از طريق خشكي به جده مي‌آيند، اين شهر مي‌تواند براي آنها ميقات باشد. اين مسافران مي‌توانند احرام خود را تا رسيدن به شهر جده به تأخير بيندازند و از همين جا احرام ببندند. به خيال او شهر جده در محاذات ميقاتهاي سعديه و جحفه قرار دارد و از آنجا كه اين دو مكان ميقات هستند پس لابد جده نيز ميقات است.

اين اشتباهي عيان و آشكار است و هر كس اندكي بصيرت و بينش به حقايق دارد مي‌تواند به اشتباه اين نويسنده پي ببرد، زيرا جده در داخل مكانهايي است كه پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ آنها را تعيين نموده است، بنابر