ران به مسلمانان نزديكتر هستند. اين تفسير اشتباه است و تأويلي بيش نيست؛ چرا كه با بقيه ي آيات قرآن كه برخي از آن ها ذكر شد مخالف است، و از طرفي دوستي با كفار اعم از اهل كتاب و ديگران  كمك گرفتن از آنان در بسياري از احاديث منع شده است. 

پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم مي فرمايد:« مَنْ قَالَ فِي الْقُرْآنِ بِرَأْيِهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنْ النَّارِ» [5]

« هر كس قرآن را تفسير به رأي كند بايد جايش را در جهنم مشخص كند ( يعني جهنمي است ) »

قانون كلي اين است كه برخي از آيات قرآن با برخي ديگر تفسير مي شود نه اينكه يك آيه بدون در نظر گرفتن آيات ديگر تفسير شود. جايز نيست كه يك آيه چنان تفسير شود كه با قسمتهاي ديگر تضاد داشته باشد. در آيات ديگر قرآن كريم دوستي با كفار و يهود و نصاري حرام اعلام شده است و اين آيه همسو با آيات ديگر مبين همان حكم است نه چيزي ديگر. ملي گرايان بدليل كج فهمي و عدم تدبر در مفهوم آيه،‌ دچار سوء برداشت شده اند. 

ما با كمك اقوال مفسرين و اصحاب علم و امامت و امانت در دين، آيه را توضيح مي دهيم. بنابر تفسير علما،‌ مفهوم آيه و الفاظ صريح آيه اين است كه « أن النصاري أقرب مودة للمؤمنين من اليهود و المشركين، ليس معناها انهم يوادون المؤمنون، و لا إن المؤمنين يوادونهم» « نصاري در امر دوستي و محبت با مسلمانان نزديكتر هستند تا يهود و مشركين يعني نصاري در دوستي، از ديگران به مسلمانان نزديكتر هستند. معناي آيه اين نيست كه نصاري با مؤمنين دوست هستند و مسلمانان با آنان دوست هستند و يا با همديگر دوستي داشته باشند.»  بر فرض اين كه نصاري با مؤمنين دوستي كنند اما مسلمانان اجازه ندارند با آنان دوستي و همكاري داشته باشند؛‌ زيرا پروردگار در آيات گذشته از اين كار منع كرده است.  

‌الله تعالي مي فرمايد :« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ»[مائده: 51] 

« اي كساني كه ايمان آورده ايد يهود و نصاري را دوستان خود نگيريد. »

الله تعالي مي فرمايد : «لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ»

 « هيچ قومي را نمي يابي كه به الله تعالي و روز قيامت ايمان آورده باشد در حالي كه با كساني كه با الله و رسولش مخالفت كرده اند دوستي كنند»  [مجادله: 22]

بديهي است كه يهود و نصاري با الله و رسولش دشمن هستند شريعت الهي را نمي پذيرند؛ الله و رسول را تكذيب مي كنند؛ بنابراين چگونه جايز است مسلمان با چنين كسي طرح دوستي و همكاري داشته باشد؟ نعوذ بالله من الخذلان و طاعة الهوي و الشيطان.

گروهي از ملي گرايان معتقدند كه پروردگار در مورد دوستي با كفاري كه با ما سر جنگ نداشته اند و عليه ما اقدامي ننموده اند؛ مسئله را سهل و آسان نموده؛ استدلال آنان اين آيه است كه الله تعالي فرموده: «لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ (8)» [ممتحنه:8]

  « الله تعالي شما را از نيكي كردن و دادگري با كساني كه در [امر] دين با شما نجنگيده اند و شما را از ديارتان بيرون نكرده اند،‌ نهي نمي كند. بي ترديد الله تعالي دادگران را دوست مي دارد. »

 اين استدلال نيز باطل بوده و تفسير به رأي است و تأويل نابجا محسوب مي شود. 

الله تعالي دوستي با كفار و همراز بودن با آنان را بر مسلمانان حرام نموده است. بدون اينكه بين يهود و نصاري و كفار و مشركين فرقي قايل شود و همچنين بدون فرق بين كساني كه با ما جنگيده اند و كساني كه با ما نجنگيده اند. چگونه مسلمان سخني را به الله تعالي نسبت مي دهد كه الله تعالي آن سخن را نفرموده است و قرآن را بگونه اي تفسير نمايد كه مخالف با مدلول آيات و احاديث است؟! چه سخن بي ربطي! معناي حقيقي آيه نزد اهل علم اين است كه مسلمانان مي توانند نسبت به كفاري كه با ما عهد و امان و ذمه اي دارند، احسان و نيكي داشته باشند و به آنان صدقه بدهند. در حديث آمده كه : « أن أسماء بنت ابي بكر قدمت عليها امها في المدينة في عهد النبي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم و هي مشركة تريد الدنيا، فأمر النبي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم أسماء أن تَصِلَ أمها »[6] 

« اسماء بنت ابي بكر مي گويد: مادرش در حالي كه مشرك بود و به خاطر مال دنيا در مدينه نزد ايشان آمد، اين زمان، رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم در مدينه بود، پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم به اسماء دستور داد با مادرش صله رحم كند (حق خويشاوندي را رعايت نمايد )» 

و اين زماني است كه در روايت صحيح آمده است كه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم به عمر رضی الله عنه جبه اي هديه دادند؛ عمر رضی الله عنه آن را به برادر مشركی در مكه هديه كرد. [7]

 اين نوع احسانات و نيكي ها سبب دخول غير مسلمانان در اسلام مي شود، ( معناي آيه اين است ) كه ما نسبت به آنان صله رحمي داشته باشيم و حق خويشاوندي را به جا آوريم و با نيازمندان سخاوت داشته باشيم، اين كار به نفع مسلمانان است نه به ضرر آنان. انسانهاي صاحب فكر و انديشه تأييد خواهند كرد كه اين كار در حكم موالات و دوستي با كفار نيست. ملي گرايان مي گويند: وحدت و همبستگي ملي و احياي قوميت و عربيت بين مسلمانان و غير مسلمانان آنان را تبديل به نيرويي قوي در برابر دشمنان مي كند و آنان را وادار مي كند تا حساب ببرند و حقوق و منافع آنان را محترم بشمارند، و اگر مسلمانان عرب با غير مسلمانان عرب اتحاد و همبستگي ملي نداشته باشند در مقابل دشمنان ناتوان خواهند شد و در نتيجه دشمنان به منافع آنان چشم طمع خواهند داشت.

يكي ديگر از شبهات ملي گرايان اين است كه مي گويند: اگر عرب ها فقط به اسلام چنگ بزنند،‌ و همگان زير پرچم اسلام گرد هم آيند و نداي اسلاميت سر دهند،‌ دشمنان اسلام به آنان حسادت مي ورزند و در مقابل آنان قد علم نموده و مانع رسيدن آنان به منافع و خواسته هايشان خواهند شد تا مبادا مسلمانان قوي شوند و بتوانند در جنگ هاي اسلامي عليه دشمنان اسلام پيروز شوند و مسلمان به عزت و سر افرازي پيشين دست پيدا كند؛‌ ملي گرايان مي گويند همبستگي با معيارهاي اسلامي موجب عقب ماندگي ما مي شود و دشمنان را عليه ما مي شوراند. در پاسخ اين شبهه بايد گفت: بدون ترديد همبستگي مسلمانان پيرامون اسلام و چنگ زدن آنان به دين الهي و تحكيم شريعت الله،‌ و اعلام عداوت و دشمني با دشمنان دين و اسلام، پيام آور عزت و پيروزي ازجانب پروردگار يكتاست و با همبستگي اسلامي است كه الله تعالي، رعب و وحشت مسلمانان را در دل كفار مي آورد،‌ تا از مسلمانان بترسند و از آنان حساب ببرند و حقوق مسلمانان را كامل پرداخت نمايند، اينگونه در گذشته براي مسلمانان اين اتفاق افتاد. 

در صدر اسلام در بين مسل