تجارتش آسيب مي بيند؛ زيرا بر اثر گران فروشي مشتريان از او خريد نمي كنند و به سراغمغازه هايي مي روند كه اجناس را ارزانتر مي فروشند در نتيجه درصد فروش پائين آمد. و بازار معامله كساد مي شود.

شيخ ابن جبرين- الدرالثمين في فتاوي الكفلاء و العاملين، ص(25) گفتاري مختصر در مورد فتوا و احكام آن

تعريف فتوا: الفَتْوي و الفُتيا: «ذكر الحُكْم المسؤول عنه للسائل»[1]، أو «هي جواب المفتي»[2] فتوا و فتيا: «بيان حكم سؤال براي سائل» و يا فتوا، «عبارت است از جواب مفتي به سائل و مستفتي»

با اين توضيح، فتوا شامل پاسخ به سؤالات شرعي و غير شرعي است، كه منظور ما پاسخ به سؤالات شرعي می باشد.

يقال: « أفتاهُ في المسألة يفتيه: اذا اجابه. و الاسم: الفتوي»[3].

گفته مي شود: در مسأله اي به او فتوا داد، در موردي به او فتوا مي دهد، زماني كه جواب او را بدهد.

جايگاه خطير فتوا: فتوا داراي جايگاه ارزشمند اسلامي از امور ديني و وظايف خطير شرعي است؛ «حكم الله تعالي المتعلِّقُ بأفعال المتكلِّفين»[4] كه مفتي با فتواي خويش مبلِّغ و سخنگوي رب العالمين است، مفتي در امور شريعت و دين الهي مورد اعتماد مردم است؛ كه اين مهمّ مقتضي امانت داري و صداقت است؛ از اين رو است كه: علما و مفتيان وارثان پيامبران مي باشند، مبين احكام دين از جانب رب العالمين هستند، بين خداوند و بندگان در تبلیغ واسطه هستند.

علامه محمد بن المنكدر مي گويد: «العالم بين الله و خلقه، فلينظر كيف يدخل بينهم»[5]، عالم دين واسطه اي بين خداوند و مردم است، بايد بيمناك و انديشناك باشد كه چگونه به اين وظيفه عمل مي كند. 

علامه نووي مي گويد: بدانكه جايگاه افتا بسيار خطير و رفيع است، جايگاه افتاء داراي فضيلت بسيار بزرگي است؛ زيرا مفتي وارث انبيا عليهم الصلاة  والسلام است، عمل فتوا فرض كفايه اي است كه مفتي در آن انجام وظيفه مي كند، اما بايد متوجه شد كه هر آن احتمال خطا و لغزش وجود دارد. بر اين اساس گفته اند: المفتي موقّع عن الله تعالي، مفتي از جانب خداوند امضا مي دهد - يعني سخنگوي دين الهي است. علامه ابن قيم الجوزية شاگرد ارشد ابن تيميه در مورد جايگاه مفتي و مسئوليت آن مي گويد: مادامي كه جايگاه و فضيلت كسي كه بعنوان سخنگو و امضا كننده از طرف پادشاه مطرح است قابل انكار نيست و همگان به قدر و منزلت او معترف هستند و فوق العاده به آن افتخار مي كنند، چگونه است احترام و جايگاه كسي كه سخنگوي دين الهي است و احكام خداوند را بيان نموده و امضا مي كند كه پروردگار و پادشاه آسمانها و زمين است؟! 

كسي که در جايگاه افتا و قضاوت كار مي كند بايد آمادگي لازم براي اين كار را داشته باشد و ملزومات آن را فراهم آورد، و از طرفي به قدر و منزلت جايگاهي كه در آن قرار دارد واقف باشد، و از بيان حق و سختيهاي آن نهراسد؛ زيرا خداوند او را نصرت مي كند و هدايتش مي كند؛ جايگاه فتوا آنقدر بلند مرتبه است كه خداوند خود را در مقام فتوا قرار داد و مي فرمايد:[ وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ] نساء[127] [ از تو درباره زنان سوال می کنند و نظر می خواهند. بگو: خداوند درباره آنان به شما پاسخ می گوید، و برای شما روشن می سازد آنچه را که در قرآن (در زمینه میراث ایشان) تلاوت می گردد] 

از لحاظ شرافت و ارزش جايگاه فتوا همان بس كه پروردگار خود را در آن مقام قرار داده و فرموده: [ يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ] نساء [176]  [از تو فتوا می خواهند، بگو: خداوند در (این باره که مشهور است به) کلاله برایتان حکم صادر می کند] 

مفتي بايد بداند در مقام فتوا نائب چه كسي است، و بداند كه از اين مسئوليت مورد بازخواست قرار مي گيرد و در حضور پروردگار بايد پاسخگو باشد .[6] 

بزرگان دين و سلف امت از صدور فتوا حذر مي كردند.

 عادت و مرام سلف صالح و پيشكسوتان نيكو سيرت بر اين بود كه خود را در مقام صدور فتوا قرار نمي دادند، از جمله: عالم فرزانه عبدالرحمن بن أبي ليلي مي گويد: يكصد و بيست نفر از اصحاب پيامبر و از انصار را مشاهده كردم كه هر گاه از يكي از آنان سؤالي مي شد، سائل را به ديگري ارجاع مي داد و آن يكي به ديگري تا اينكه سائل به نفر اول باز مي گشت [7] 

 همچنين مي گويد: من در اين مسجد بيست نفر از اصحاب پيامبر، از انصار را ملاقات نمودم كه هر گاه يكي از آنان حديثي را بيان مي نمود و يا از او سؤالي مي شد دوست داشت يكي ديگر از اصحاب آن حديث را بيان مي نمود و يا به آن مسئله جواب مي داد[8]

 عطاء بن سائب مي گويد: «شخصيت هایي را ملاقات نمودم كه هر گاه از آنان مسئله اي پرسيده مي شد در مقام پاسخ، لرزه بر اندام مي شدند.[9]  

و روي الأعمش، عن أبي وائلٍ شقيق بن سلمة؛ قال: قال عبدالله بن مسعود: «من افتي الناس في كل ما يستفتونه فهو مجنون» عبدالله بن مسعود فرموده: كسي كه به همه سؤالات پاسخ مي دهد مجنون است. [10] 

أعمش مي گويد: پس از بيان اين روايت ابن عتيبه خطاب به من گفت: اگر قبلاً اين سخن را از تو شنيده بودم در بسياري از مسائل كه فتوا داده ام فتوا نمي دادم. از ابن عباس هم مانند قول ابن مسعود روايت شده است [11] 

ابو حصين عثمان بن عاصم مي گويد: اگر چيزي از آنان پرسيده مي شد جواب مي دادند؛ اما عمر ابن خطاب براي جواب مسائل اصحاب بدر را جمع مي نمود. [12] مالك ابن انس مي فرمود : «هر گاه از كسي سؤالي پرسيده شد ، قبل از جواب خود را در برابر بهشت يا جهنم قرار دهد آنگاه جواب دهد كه اگر در برابر جوابش گرفتار جهنم شد چگونه خود را نجات دهد. [13] 

امام نووي مي گويد : صَيمَري و خطيب گفته اند: كسي كه به صدور فتوا از خود علاقه نشان دهد و خود را از ديگران پيشتاز كند، توفيق شامل حالش نمي شود و سرانجام پريشان خواهد شد، اما اگر كسي به صدور فتوا بي رغبت بوده و علاقه مند نباشد و چون در معرض استفتاء قرار گرفت آن را به ديگران ارجاع دهد از جانب خداوند توفيق نصيبش مي شود، و اكثراً به جواب صحيح دست پيدا مي كند. اين دو بزرگوار به اين حديث پيامبر استدلال نموده اند كه فرموده: لاتسألِ الإمارةَ فإنك إن أعطِيتَها  عن مسألةٍ أو كِلتَ إليها، و إن أُعطِيتَها عن غير مسألة أُعِنتَ عليها»[14] [15] [خواهان امارت نباش؛ زیرا اگر در صورتی به آن برسی که خواهانش بوده ای کارت به خودت واگذاشته می شود و اگر  بدون تمایل به تو سپرده شود (از جانب خداوند یاری خواهی شد]

صفات مفتي: امام نووي مي گويد: «شايسته است كه مفتي ظاهري متقي داشته باشد، از لحاظ ظاهري و باطني فردي متدين باشد. يكي از خصوصيات بارز امام مالك اين بود كه حتي به اموري پايبند بود و عمل مي كرد كه ديگران را به آن الزام نمي كرد و مي گفت: زماني شخص عالم دين محسوب مي شود كه در عملكرد خويش به اموري پايبند باشد كه ديگران را به آن ملزم نمي كند؛ اموري جزئي و معمولي كه هر گاه آن را ترك دهد گناهكار نمي شود، ايشان همين موضوع را از استاد خودش ابن ابي عبدالرحمن معروف به ربيعة