 لبنان و مجلس نخبگان و علمای دینی و مفتیان، را تأیید می نماید و اعلام می دارد که این مصوبات قانون مدني لبنان بر خلاف شرع اسلام است ودر مورد تنفیذ عقد و ازدواج، و احکام مرتبط با آن از قبیل تورات و الحاق اولاد و... فاقد صلاحیت بوده و احکام شرع با آن منافات دارند.

 انجمن دائمی مباحث علمی و افتا. کتاب: فتوای و بیانات مهمة ص:58[19] محدوده اطاعت از پدر و مادر در انتخاب همسر

س: چنانچه پدر بخواهد برای فرزندش همسری نامناسب انتخاب کند یا بر عکس فرزندش را از ازدواج با همسری شایسته منع کند؛ فرزند چه کار باید بکند؟

ج: پدر اجازه ندارد پسرش را وادار نماید تا کسی را که دوست ندارد و نمی خواهد با او ازدواج کند؛ به هر دلیلی که فرزند پیشنهاد پدر را نپذیرد. چه از نظر دینی یا اخلاق یا حسن و جمال، پدر، حق اجبار بر فرزند را ندارد؛ چه بسیار پدرانی که فرزندانشان را در امر ازدواج اجبار و اکراه نموده اند. سرانجام پشیمان گشته اند؛ پدر به فرزند می گوید: پسرم با این دختر ازدواج کن چون برادر زاده ي من است، یا فامیل خودمان است؛ پسر مي تواند پیشنهاد پدر را رد کند و پدر حق ندارد فرزندش را اجبار کند.

اگر پسر تصمیم گرفته بود تا با دختری نجیب و شایسته ازدواج کند؛ اما پدر دخالت بیجا مي نمود و مخالفت می کرد پسر می تواند به حرف های پدر توجه نکند و با فرد مورد علاقه خویش ازدواج کند؛ زیرا فرزند مجبور نیست تا حتماً از پدرش حرف شنوایی داشته باشد. در موردی که به نفع فرزند است و برای پدر هم هیچ ضرری ندارد؛ اما اگر بپذیریم که فرزند مجبور است تا در هر موردی هرچند که به نفع فرزند و بدون ضرر برای پدر باشد، از پدر اطاعت کند. خیلی از مشکلات درآینده بوجود می آید. اما در هر حال فرزند وظیفه دارد تا جایی که می تواند با پدرش مدارا کند و با خوشرویی و شیرین زبانی او را قانع کند.

ابن عثیمین- مجموع فتاوی، جمع و ترتیب اشرف بن عبدالمقصود(2/761)[20] پدر نمی تواند دخترش را به زور شوهر دهد

س: خواهری دارم ناتنی و28 ساله، پدرم او را با اجبار به ازدواج مردی در آورده است. هنگام عقد چند نفر به دروغ شهادت داده اند که خواهرم رضایت دارد و مادرش به جای خواهرم سند ازدواج را امضا نموده است، و مراسم عقد این گونه تمام شده است؛ اما خواهرم همچنان راضی به این ازدواج نیست، حکم این ازدواج با این تفاصیل چگونه خواهد بود؟

ج: این خواهر اگر دوشیزه هستند و پدرش به عنوان ولی با اجبار او را شوهر داده است، نزد بعضی از اهل علم این ازدواج صحیح است. این دسته از علما معتقدند پدر می تواند با اجبار دخترش را به همسری مردی در آورد که با دختر هم كفو است و هرچند که دختر رضایت نداشته باشد؛ اما قول راجح و صحیح این است که نه پدر و نه دیگران، هيچكدام نمی توانند دختري را كه تحت سرپرستی آنهاست با زور و اجبار به ازدواج دیگری در آورند.

اگر چه مرد با او هم كفو باشد، بدلیل حدیث رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَکه فرموده اند:«لَا تُنْكَحُ الْبِكْرُ حَتَّى تُسْتَأْذَنَ» [1]« دختر باکره بدون اجازه اش به نکاح داده نمی شود»

این حدیث، مفهوم عام دارد و در آن هیچ یکی از اولیا استثنا نشده است.

 درصحیح مسلم این حدیث روایت شده است:[ وَالْبِكْرُ يَسْتَأْذِنُهَا أَبُوهَا ][2]

[پدرِ دوشیزه از او کسب اجازه کند (که آیا رضایت دارد یا خیر)] 

در حدیث کلمه«البِکُر»و«الاب» با لفظ صریح وارد شده اند.

این حدیث نص صریح است در اين مسئله ي اختلافی، و عمل کردن بر نص، واجب است.

 بنابراین اجبار نمودن دختر با کسی که نمی خواهد با او ازدواج کند، حرام است؛ چنین ازدواجی صحیح نیست و نافذ نمی شود؛ زیرا صحیح قرار دادن این ازدواج و نافذ کردن آن، در تضاد با حدیثی است که رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ به صراحت در آن حدیث از ازدواج اجباری دختر فرموده است و چیزی را که پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ نهی فرموده از امت می خواهد که آن را انجام ندهند؛ و اگر ما چنين عقدی را نافذ بگردانیم، بدان معناست که ما آن را انجام داده ایم و مباح دانسته ایم و از عقود جايز قرار داده ایم؛ در حالی که ما چنین اجازه ای نداریم و این کار غیر ممکن است. بنابراین قول راجح در مورد سؤال شما این است که این ازدواج اجباری فاسد است و رأی نهایی را در این موضوع دادگاه صادر می کند. 

اما در مورد گواهانی که به دروغ گواهی داده اند باید بدانند که مرتکب گناه کبیره ای شده اند. رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرموده اند:[ أَلَا أُنَبِّئُكُمْ بِأَكْبَرِ الْكَبَائِرِ] (آیا شما را از بزرگترین گناهان کبیره خبر ندهم؟) پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ در حالی که تکیه زده بود گناهان کبیره را نام برد سپس راست نشستند و فرمودند:[ أَلَا وَ قَوْلُ الزُّورِ وَ شَهَادَةُ الزُّورِ، أَلَا وَ قَوْلُ الزُّورِ وَ شَهَادَةُ الزُّورِ ]

(آگاه باشید که گفتار دروغ و شهادت دروغ (از گناهان کبیره است) پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَاین جمله را همچنان تکرار نمودند تا جایی که صحابه گفتند: ای کاش پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ اين جمله را بیشتر تکرار نکنند.]

 این شاهدان دروغین باید به درگاه الله توبه کنند و سخن حق بگویند و در حضور حاکم شرع اعلام کنند که شهادت دروغین داده اند و از شهادت خود بر می گردند.

همچنین مادر این دختر، باید توبه کند که به دروغ، خود را جای دخترش معرفی نموده و ازتکرار چنین کارهایی صرف نظر کند.

شیخ ابن عثیمین- مجموع فتاوی ورسائل(2/760،759)

س2: آیا پدر ومادر می توانند دختر خود را بدون رضایت به عقد کسی در آورند که نمی خواهد؟

ج2: نه پدر و نه هیچ یک از اولیاي دختر اجازه ندارد دختر را به زور شوهر دهند؛ بلکه رضایت دختر برای ازدواج لازم و ضروری است؛ بدلیل فرموده رسول اللهصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: [لَا تُنْكَحُ الْأَيِّمُ حَتَّى تُسْتَأْمَرَ وَلَا تُنْكَحُ الْبِكْرُ حَتَّى تُسْتَأْذَنَ قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ وَكَيْفَ إِذْنُهَا قَالَ أَنْ تَسْكُتَ][3]

«زن بیوه بدون مشورت با او، ودختر باکره بدون اجازه اش، به نکاح داده 

نمی شود» گفتند: یا رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ! اجازه دختر باکره چگونه است؟ فرمود:«این که سکوت کند»

و در لفظ دیگری آمده است:[ وَالْبِكْرُ يَسْتَأْذِنُهَا أَبُوهَا فِي نَفْسِهَا وَإِذْنُهَا صُمَاتُهَا] « از دخترش اجازه بخواهد. پدر در امر ازدواج از دخترش کسب اجازه کند، و اجازه ي دختر سکوت اوست»

 بنابراین هرگاه دختر به سن نه سالگی رسید، پدر موظف است در امر ازدواج نظر او را جویا شود. همچنین بقیه ي اولیای دختر به هیچ عنوان حق ندارند دختر را به زور شوهر دهند؛ مگر با رضایت کامل دختر؛ چنانچه ولیّ، دختر را به اجبار و اکراه شوهر دهد، این نکاح باطل است و منعقد نمی ش