روندان بخصوص باديه نشينها داراي چنين طرز تفكري هستند؛ بنده خطيب نماز جمعه هستم و مي خواهم به استناد از فتواي شما اين موضوع را براي مردم توضيح دهم.

ج1: علما در مورد كفو در نكاح نظرياتي گوناگوني دارند؛ صحيح ترين نظريه، دين مداري است؛ الله تعالي مي فرمايد: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» [حجرات آيه 13]

(قطعاً ارجمندترين شما پرهيزگارترين شماست).

اين نظريه ي مالك بن انس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ است، از عمر و ابن مسعود رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُنيز همين نظريه نقل شده است.

از محمد بن سيرين و عمر بن عبد العزيز رحمهما الله هم همين نظريه نقل شده است. در روايتي داريم كه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ عقد نكاح زيد بن حارثه رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُغلام آزاد شده ي خويش را با زينب بنت جحش منعقد نمود و در حالي كه زينب، قريشي و مادرش هاشمي است. فاطمه بنت قيس را كه قريشي است به عقد نكاح اسامة بن زيد بن حارثه، درآورد.[1] اسامه و پدرش زيد هر دو موالي رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَبوده اند.

عائشه رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا روايت مي كند كه ابو حذيفه بن عتبه بن ربيعه بن عبد شمس- از قريش- كه از همراهان پيامبر در جنگ بدر بود، سالم را كه غلام آزاد شده ي زني انصاري بود، به فرزندي قبول كرد و برادرزاده اش، هند دختر وليد بن عتبه بن ربيعه، را به نكاح او درآورد.[2] 

حنظله بن أبي سفيان الجمحي از مادرش نقل مي كند كه گفت: خواهر عبدالرحمنعوف را ديدم كه همسر بلال بود؛ ومشخص است كه عبدالرحمن قريشي است و بلال حبشي و آزاد شده ي ابوبكر صديق است.

 بنابرين در شريعت جايز است كه عجمي و موالي (بردگان آزاد شده) با عربي و يا بالعكس ازدواج كند. 

 انجمن دائمي- مجلة الدعوة، شماره، (851)

س2: حكم كسي كه براي دخترش خواستگار مناسبي آمده؛ امّا او دخترش را به عقد اين خواستگار در نمي آورد با اين استدلال كه خواستگار داراي اصل و نسبي پايين است و ايشان از خانواده ي اشراف هستند و از اين آيه استدلال مي گيرد:« وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ» [انعام:165]

[ و او كسى است كه شما را جانشينان (و نمايندگان) خود در زمين ساخت، و درجات بعضى از شما را بالاتر از بعضى ديگر قرار داد]

 و آيه «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا » [حجرات:13] 

[اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد; (اينها ملاك امتياز نيست،)]

ج2: هر چند گروهي از اهل علم بر اين نظريه هستند كه نسب در نكاح، معتبر است؛ و مي گويند: مي توان مانع ازدواج زن با اصل و نسب با مردي شد كه از نظر اصل و نسب در درجه ي او نيست؛ اما واقعيت اين است كه در امر ازدواج بايد ملاك و معيار، دين و اخلاق باشد؛ زيرا رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرموده است: [إِذَا خَطَبَ إِلَيْكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِينَهُ وَخُلُقَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ عَرِيضٌ][3] (وقتي شخصي براي ازدواج نزد شما آمد او را داماد كنيد و گرنه فتنه و فساد در زمين فراگير خواهد شد.)

 شایسته است كه نگرش انسان اين گونه باشد و معيار اول، در امر ازدواج دين و اخلاق باشد. توجه به مسئله ي نسب از امور ثانويه است. بنابراين اگر خواستگار فردي با ديانت و با اخلاق بود، بايد به او جواب مثبت داد؛ اگرچه از نظر نسب در درجه ي پاييني باشد. 

اما آيه ي :« وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ» [انعام:165]

 در توضيح اين آيه بايد گفت: بدون ترديد باري تعالي چنين خواهد نمود؛ زيرا الله تعالي بعضي از افراد را بر بعضي ديگر برتري بخشيده است؛ برتري در علم، دين، حكمت، عقل، جسم و ...با اين وجود نمي توان خواستگار مناسب و شايسته را به دليل تفاوت قبيله اش و پايين بودن نسبش رد نمود؛ زيرا اين امور اهميتي ندارند.

 اما ارشاد رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ كه فرموده است: « تُنْكَحُ الْمَرْأَةُ لِأَرْبَعٍ: لِمَالِهَا وَلِحَسَبِهَا وَلِجَمَالِهَا وَلِدِينِهَا» [4] [ زن به خاطر چهار چيز نكاح مي شود: به خاطر مالش، نسبش، زيبايي اش، و دينش]

ارشاد رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ حقيقت دارد و سخني متين و راستين است، بايد عرض نمود كه بله، از نظر مردم ملاك انتخاب همسر، مال و نسب و زيبايي و دينداري است؛ اما آيا ملاك شريعت همين است؟ پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ در ادامه ي همين حديث فرمود:« فَاظْفَرْ بِذَاتِ الدِّينِ تَرِبَتْ يَدَاكَ»« پس دستهايت خاك آلود باد! زن ديندار را انتخاب كن»

فتوا با امضاي شيخ ابن عثيمين
-------------------------------------------------------------------------------
[1] تفسير ابن جرير طبري 20/272،271 در تفسير آيه36 احزاب « وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ»
[2] «موطاً مالك» 2/605 (1265)، بخاري (4000-5088)، ابو داود(2061) نسائي(3224)
[3]  تخريج اين حديث در فتواي شماره 4 ذكر شد.
[4]  بخاري (5090) مسلم (1466) [30] حكم ترجيح اهل كتاب بر مسلماني كه نژاد پائين داشته مانند بردگان آزاد شده يا كسي كه مادرش كنيز بوده.

س: برخي از افراد ازدواج با اهل كتاب را بر مسلماني كه داراي نسب پائيني است ترجيح مي دهند، با اين توجيه كه، ازدواج با مسلماني كه داراي نژاد پائيني است براي آنها مشكلات اجتماعي ببار خواهد آورد. نظر شما در اين مورد چيست؟

ج: به نظر بنده اين تفكر غلط است؛ الله تعالي مي فرمايد: [ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ ] [بقره:221] (بي گمان كنيز با ايمان از زن مشرك بهتر است هر چند (زيبايي) او شما را مفتون سازد).

مسئله عدم ازدواج يك قبيله با قبيله ديگر و نژاد اعلي با ادني، عجمي با عربي مسئله بي اصل و بي پايه است.

ازدواج كنيز زاده با اصيل درست است، رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ در امر ازدواج دو موضوع را مطرح نموده اند كه سومي وجود ندارد. پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمودند:[إِذَا خَطَبَ إِلَيْكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِينَهُ وَخُلُقَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ][1]

(وقتي شخصي براي ازدواج نزد شما آمد كه دين و اخلاق او را مي پسنديد، او را داماد كنيد وگرنه فتنه وفساد در زمين فراگير خواهد شد.)

فتوا با امضاي شيخ ابن عثيمين
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  تخريج اين حديث در فتواي شماره 4 ذكر شد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1288.txt">معني حديث:« تَعَلَّمُوا مِنْ أَنْسَابِكُمْ مَا تَصِلُونَ بِهِ أَرْحَامَكُمْ»</a><a class="text" href="w:text:1289