 مصدر خدمات بهترى براى كشور گردد.
بخش مراجعه و تدقيق: اين مسؤوليت بزرگ و سنگين را برادر محترم مولوى محمدطاهر «عطايى» به عهده گرفت، و با تحمّل همه مشكلات رسالت اسلامي و علمي خود را به طور شايسته و قابل تقدير در مراجعه و تطبيق ترجمه فارسى با اصل كتاب و تدقيق آن انجام داد، كه بنده از وى قلباً سپاسگزارم، و از خداوند تبارك و تعالى برايشان اجر و پاداش مزيد توأم با موفقيت‏هاى بيشتر در خدمت علم و اسلام مسئلت مي‏نمايم. 
بخش كامپيوتر و توليد: اين بخش را برادران محترم محمّد نسيم «ريحان» و نور احمد «تمكين» به عهده گرفتند، و با شوق، علاقه، اخلاص و روحى سرشار از محبّت به اسلام و خدمت در راه علم، اين وظيفه مهم و ارزشمند را به پايه اكمال رسانيدند، كه اگر زحمات شبانه‏روزى اين دو برادر به ويژه نور احمد «تمكين» نمي‏بود، برآورده شدن اين آمال به اين زودى‏ها متصوّر نبود. بنده با اظهار امتنان و سپاس از ايشان از خداوند تبارك و تعالى براى شان اجر و پاداش بى پايان آرزو مي‏كنم.
از پدر گرانقدرم الحاج عبدالرحيم خان، كه در يك دست سلاح مبارزه عليه كفر و الحاد و تجاوز گران روسى را حمل نمود، و با دست ديگر مرا پروراند، و در تربيت اسلامي و دينى ام لحظه‏اى فروگزار نكرد، و از مادر مهربان و عزيزم كه در كنار خدمت به جهاد مقدّس و كفر شكن ملّت افغان، دوشادوش پدر در رشد و تربيت‏ام نقش اساسى ايفا نمود، و در عين ضرورت، و نياز مندى شديد شان به من، اجازه دادند تا در ديار هجرت در اكمال اين عمل مقدّس براى مدت چهار سال اقامت گزينم، قلباً اظهار امتنان مي‏كنم، و اذعان مي‏نمايم كه اگر توجّه و عنايت آنان توأم با دعاهاى مخلصانه شان نمي‏بود، و خداوند براى آنان و به من توفيق عنايت نمي‏فرمود، اين آرزو هرگز برآورده نمي‏شد. من در حالى كه برآورده شدن اين هدف را براى شان مبارك باد عرض مي‏كنم، از خداوند قدّوس با دست نياز التجامندم، كه پاداش و اجر آن همه صبر و شكيبايى و زحمت‏هاى فراموش ناشدنى شان را از طرف خود، طورى كه مناسب خدايى اوست، عطا نمايد.
اوضاع و حالات حاكم بر زندگى ما، بدون ترديد براى نسل همين دوره قابل درك است، چون خود در كوره‏هاى آتش جنگ و استبداد روس و ايادى مزدورش و بعد در جريان فتنه درگيرى‏هاى بين خود مسلمانان زير عناوين مختلف زندگى به سر برده‏اند، و درد آوارگى‏ها و مهاجرت‏ها و فقر و... را چه در داخل كشور و چه در كشورهاى همسايه ديده‏اند و احساس نموده‏اند، و بر همين اساس اوضاع زيستى و زندگى روزانه ما براى‏شان محسوس است، ولى شايد اين حالت و اوضاع براى نسل‏هاى بعدى، اگر خدا بخواهد و تحول مثبتى به ميان بيايد، قابل درك نباشد. در چنان اوضاعى بدون ترديد، كار فرهنگى و علمي و حتّى درس و تعليم به صورت پديده‏هاى مضحك و بى مفهومي درآمده‏اند، و علّت هم تشتّت و بى ارزش شدن معيارها و ارزش‏هاى اسلامي، اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى است كه اكثريت را به سوى بيراهه و بى‏هدفى سوق مي‏دهد، و درزهاى اجتماعى شگفت انگيزى را در ميان مردم به وجود آورده است، كه همه در يك كلمه به سوى جمع آورى دنيا و سرمايه در حركت‏اند. بنا بر اين تقدير و تمجيد ما از كسانى كه در انجام اين عمل با ما همكارى نموده‏اند، و تشويق كرده‏اند، مفهوم ويژه‏اى دارد، و همين كه عدّه‏اى ما را در انجام اين عمل «ديوانه» خطاب نكرده‏اند، قابل تقدير اند، و من در اين راستا از همسرم حميراء «رحيمي» كه از ابتداى ازدواج در چهار سال قبل تا حال شب و روزش را بدون وقفه در خدمت و انجام اين رسالت اسلامي سپرى نموده اظهار امتنان مي‏كنم، و اميدوارم خداوند به ايشان نيز اجر و پاداش جزيل عطا فرمايد. 
بعد از انتشار جلد اوّل كتاب و مسدود شدن دفتر، كه ديگر موفّق نشديم جلدهاى بعدى را طبق وعده به چاپ برسانيم، بنابر خواهش ما از برادران دانشمند و علم دوست كه نظرها و انتقادات خويش را براى ما درباره كتاب بفرستند، تا در چاپ بعدى و ترجمه جلدهاى بعدى از آن استفاده كنيم، عدّه‏اى از دوستان نظرات و پيشنهادات خوبى را براى ما ارسال داشتند، كه در روشنايى آن و اندوخته‏هاى تجربه‏اى خودمان در خلال چهار سال كار بر كتاب، تغييراتى در جلد اوّل، در نوشته، اصلاح و يكنواخت سازى همه كتاب با افزودن و كاستى‏هاى لازم به عمل آورديم، كه اميد است در رفع نقيصه‏هاى قبلى مثمر ثمر باشد.
و همچنان از برداران پژوهشگر و علم دوست خواهانم، كه روند نقد و بررسى‏هاى سالم علمي را در بخش‏هاى مختلف متوقف نسازند، و با نقد و بررسى علمي سازنده و سالم خويش در بارور شدن سرمايه‏هاى فرهنگى  و علمي نقش به سزاى خويش را ايفا نمايند، باشد تا نسل كنونى و نسل‏هاى بعدى در روشنايى و پرتو همين رهنمودهاى سازنده شما گامهاى متينى در راه انكشاف و ترقى علم و فرهنگ و شكوفايى ذخيره‏هاى علمي و فرهنگى بردارند. بنده متأسّفم و سوگمندانه اعلام مي‏كنم، كه از سال 1374 ه.ش، كه جلد اوّل را براى ابراز نظرهاى شما چاپ نموديم، و در دسترس قرار داديم، تا كنون فقط نامه‏هاى انگشت شمارى در زمينه مطلوب براى ما ارسال شده است، كه نبايد چنين مي‏بود.
قبل از اختتام سخن مي‏خواهم توجّه خوانندگان عزيز را به نكات ذيل در كار ترجمه اين كتاب معطوف دارم:
1 - به خاطر اين كه كتاب متشكّل از نصوص است، در ترجمه آن‏ها نهايت احتياط به كار گرفته شده، تا ترجمه كلمات و در صورت عدم امكان مفهوم آن به صورت دقيق نقل گردد.
2 - به خاطر جلوگيرى از طولانى شدن، و مُمِل واقع شدن كتاب و ترجمه، جز در مقدّمه كتاب، از نقل احاديث اجتناب شده، و طبق نقل از اصل كتاب ترجمه احاديث در ميان گيومه‏ها («») درج گرديده است.
3 - در جاهاى لازم، نصّ بعضى دعاها توأم با ترجمه آن‏ها نقل و نوشته شده، و همچنين متن نامه‏هاى پيامبر ص و اكثر نامه‏هاى اصحاب به خاطر پرمحتوا بودن و مفيد بودن آنها نقل شده، و بعد از آن ترجمه شده‏اند.
4 - در بعضى جاهاى لازم و ضرورى، با استفاده از پاورقى كه در اصل كتاب موجود است و نيز از ديگر كتب، معلومات كوتاه و شرح‏هاى لازم به خاطر فهم موضوع، در پاورقى ارائه گرديده است.
5 - به خاطر حفظ نص كتاب از خلط شدن، و مراعات اصول و موازين ترجمه، كلماتى كه براى توضيح و يا فهم و تسهيل در خواندن متن كتاب از طرف مترجم اضافه گرديده، و همچنين بعضى اسم هايى كه در پاورقى براى توضيح مطلب نقل گرديده، در داخل اين علامت [  ] گنجانده شده است.
6 - ترجمه فارسى اين كتاب چنان كه ذكر شده زير نظر شيخ الحديث مولانا محمّد حسن جان، علماى همكار ايشان، شيخ الحديث مولوى صاحب محمدنعيم، برادر عبداللَّه «صامت»، محترم مولوى صاحب محمّد طاهر «عطايى» و هيئت تدقيق مركز ترجمه تراث اسلامي و مراجعه‏هاى مكرّر مترجم، انجام شده است.
7 - در ترجمه آيات قرآن كريم، تفسير كابلى كه ترجمه تحت اللّفظى‏اش به فارسى معتمد است، اساس قرار داده شده، و از تفاسير و تراجم ديگر نيز استفاده گرديده، تا ترج