را مي‏خواند، و شما را پاك مي‏سازد و به شما كتاب و حكمت مي‏آموزاند، و به شما تعليم مي‏دهد آنچه را كه نمي‏دانستيد، پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و شكر مرا به جاى آوريد و ناسپاسى نكنيد».
 و خداوند (جل جلاله) مي‏فرمايد:
 (لَقَد جَاَءكُمْ رَسُوْلٌ مِنْ أَنْفِسُكُمْ عَزِيْزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيْصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤمِنِيْنَ رَؤُوْفٌ رَحِيْم). (التوبه: 128)
 ترجمه: «رسولى از خود شما به سوى تان آمده، كه رنج شما بر وى دشوار است، و به هدايت شما اصرار دارد، و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است».
 و خداوند مي‏گويد: 
 (فَبِمَا رَحْمَه مِنَ‏اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظاً غَلِيْظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ، فَاعْفُ عَنْهُمْ، وَأسْتَغْفِرْلَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فِى الْاَمْرِ، فَاِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَلْ عَلَى اللَّهِ، اِنّ‏اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِين). (آل عمران: 159)
 ترجمه: «به سبب رحمتى كه از جانب خداست بر ايشان نرم دل شدى، و اگر تندخو و سخت دل مي‏بودى، از پيرامون تو پراكنده مي‏شدند، بنابراين از ايشان در گذر و براى شان آمرزش خواه و در كار همراه شان مشورت كن، و وقتى عزم كردى بر خدا توكل نما، چون خداوند توكل كنندگان را دوست مي‏دارد».
 و خداوند (جل جلاله) مي‏فرمايد:
 (اِلاَّ تَنْصُرُوْهُ فَقَدْ نَصَرَهُ‏ اللَّهُ  اِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِيْنَ كَفَرُوا ثَانِي اثْنَيْنِ اِذْ هُمَا فِى الْغَاِر، اِذْ يَقُوْلُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ اِنّ‏اللَّهَ مَعَنَا، فَاَنْزَلَ‏ اللَّهُ  سَكِيْنَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُوْدٍ لَمْ تَرَوْهَا وَ جَعَلَ كَلِمَه الَذِيْنَ كَفَرُوْا السُّفْلى، وَ كَلِمَهاللَّهِ هِي الْعُلْيا، وَاللَّهُ عَزَيْزٌ حَكِيْم). (التوبه: 40)
 ترجمه: «اگر رسول را مدد نكنيد،اللَّه او را هنگامي كه كافران وى را بيرون كردند، و دومين نفر بود، يارى و كمك نمود. آنگاه كه هر دو در غار بودند، و آن گاه كه رسول به رفيق خود گفت: غمگين مشو كه‏اللَّه همراه ماست، درين موقع‏اللَّه تسكين خود را بر وى فرود آورد، و او را با لشكرهايى كه نمي‏ديديد تقويت نمود، و گفتار كافران را پايين قرار داد، و سخن اللَّه بلند و پيروز است، و خداوند غالب و با حكمت است».
 و خداوند (جل جلاله) مي‏فرمايد:
 (مُحَمَّدٌ رَسُوْلُ اللَّهِ، وَالَّذِينَ مَعَهُ أشِدَّاءُ عَلَى الكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُم، تَرَاهُم رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ‏اللَّهِ وَ رِضْوَاناً، سِيْمَا هُم فِى وُجُوهِهِم منْ أَثَرِ السُّجُودْ، ذَلِكَ مَثَلُهُم فِى التَّوْراه، وَ مَثَلُهُم فِى الاِنْجِيْل كَزَرْعٍ أَخْرجَ شَطَاَهُ فآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوْقِهِ، يُعْجِبُ الزَّراَّع لِيَغِيْظَ بِهِمُ الكُفَّارَ، وَعَدَاللَّهُ الَّذِيْنَ آمَنُوآ وَ عَمِلُو الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَه وَ اَجْراً عَظِيْماً). (الفتح: 29)
 ترجمه: «محمّد ص فرستاده خدا (جل جلاله) است و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربان اند، پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مي‏بينى، آنها همواره فضل خدا و رضاى او را مي‏طلبند، نشانه آنها در رخسار شان از اثر سجده نمايان است، اين توصيف آنها در تورات است، و توصيف آنها در انجيل، همانند زراعت است كه جوانه‏هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته، تا محكم شده، و بر پاى خود ايستاده است، و به قدرى نمو و رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامي دارد، اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد، خداوند (جل جلاله) كسانى از آنها را كه ايمان آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند وعده آمرزش و اجر عظيمي داده است».
 و خداوند (جل جلاله) مي‏فرمايد:
 (اَلَّذِيْنَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُوْلَ النَّبِي الْاُمي اَلَّذِى يَجِدُوُنَهُ مَكْتُوْباً عِنْدَهُمْ فِى التَّوَْراه وَالْاِنْجِيْلِ، يَأمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَا هُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يُحَرّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَ يَضَعَ عَنْهُمْ اِصْرَهُمْ وَالاَغْلَالَ الَّتِىْ كَانَتْ عَلَيْهِم، فَالَّذِيْنَ آمَنُوآ بِهِ وَ عَزَّرُوْهَ وَ نَصَرُوْهُ وَاتَّبَعُوا النُّوْرَ الَّذِى اَنْزَلَ مَعَهُ اُولئِكَ هُمُ المُفْلِحُون). (الاعراف: 157)
 ترجمه: «آنان كه (از روى صدق) آن پيغمبرى را كه نبىّ امي است، پيروى مي‏كنند، كسى كه (صفات) او را نوشته نزد خويش در تورات و انجيل مي‏يابند، كسى كه ايشان را به كار پسنديده امر مي‏كند و از ناپسنديده منع مي‏نمايد،و پاكيزه‏ها را براى شان حلال مي‏سازد و ناپاكيزه‏ها را براى شان حرام مي‏گرداند، و بار سنگين و زنجيرهايى را كه بر آنها بود، (از دوش شان) بر مي‏دارد، و آنها كه به او ايمان آوردند و حمايتش كردند و يارى اش نمودند و از نورى كه با او نازل شده پيروى كردند، آنان رستگاراند».
سعى و تلاش عكرمه در جنگ و به شهادت رسيدن وى (رض)
بعد از آن در جنگ و قتال سعى و تلاش ورزيد تا اين كه در روز اجنادين، ( اجنادين منطقه‏اى است در فلسطين ميان رمله و بيت جبرين. روايتى در دست است كه مي‏گويد: عكرمه در يرموك به شهادت رسيده و اين روايت از روايتى كه دال بر شهادت وى در روز اجنادين است قوى‏تر مي‏باشد، كه آن را طبرى نيز در تاريخ خود آورده است.
) در زمان خلافت ابوبكر (رض) به شهادت رسيد. پيامبر خدا ص در سال حج خود او را بر هوازن براى جمع صدقات مقرّر نموده بود، و پيامبر ص در حالى درگذشت كه عكرمه در تباله  قرار داشت. طبرانى همچنان از عروه (رض) داستان اسلام آوردن عكرمه را به اختصار، چنان كه در المجمع (174/6) آمده، روايت نموده است.
    
سئوال على و عباس از پيامبر ص كه كدام يك از اهل بيت خود را زيادتر دوست دارد
طيالسى، ترمذى - كه آن را صحيح دانسته - ، رويانى، بغوى، طبرانى و حاكم از اسامه بن زيد (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده‏اند كه گفت: من نشسته بودم كه ناگهان على و عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) آمدند و اجازه خواستند، گفتند: اى اسامه از پيامبر خدا ص براى مان اجازه بخواه، گفتم: اى پيامبر خدا على و عباس اجازه ورود مي ‏خواهند، گفت: «آيا  مي دانى كه چه آن‏ها را آورده است؟» گفتم: نه، پيامبر ص فرمود: «ولى من مي ‏دانم، به آن‏ها اجازه بده»، آن‏ها داخل شدند و گفتند: اى پيامبر ص نزدت آمده‏ايم تا بپرسيم كه كدام يك از اهل بيتت را زيادتر دوست دارى؟ گفت: «فاطمه بنت محمد را»، گفتند: ما نيامده‏ايم تا تو را از اهلت سئوال كنيم، گفت: «محبوب‏ترين مردم برايم كسى است كه خداوند بر وى نعمت نموده است، ومن بر وى نعمت نموده‏ام، اسامه بن زيد». ( درست زيدبن حارثه پدر اسامه است، نه اسامه. در قرآن كريم آمده است: [و إذ تقول للذي أنعم‏ اللَّه  عليه و أنعمت عليه أمسك عليك زوجك]. (الأحزاب:37) ترجمه: «و (ياد كن) چون گف