 شدى هر چه خواستى بگو. اين چنين در الكنز (208/8) آمده است.
 
تعليم نماز  
پيامبر ص و تعليم نماز به يارانش
طبرانى در الكبير و بزار از ابو مالك اشجعى و او از پدرش (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: رسول خدا ص وقتى مردى اسلام مي‏آورد، نخستين چيزى كه به ما ياد مي‏داد نماز بود - يا گفت: به او مي‏آموخت نماز بود -. هيثمى (293/1) مي‏گويد: رجال آن رجال صحيح اند. و ابونعيم از حكم بن ع مير روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص به ما مي‏آموخت: «وقتى كه به سوى نماز ايستاديد تكبير بگوييد، و دست‏هاى تان را بلند كنيد، و از گوش‏هاى تان بالا ننماييد، و بگوييد: سبحانك اللهم و بحمدك، و تبارك اسمك، و تعالى جدك، و لااله غيرك، «بار خدايا تو پاك و قابل ستايش هستى، اسمت مبارك است، و عظمت و جلالت از منزلت و مرتبه بلند برخوردار است، و معبودى قابل پرستش غير از تو نيست». اين چنين در الكنز (203/4) آمده است.
 
پيامبر ص، ابوبكر، عمر و ابن مسعود (رضى‏ اللَّه ‏عنهم) و تعليم تشهد
مسدد و طحاوى از ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده ‏اند كه گفت: ابوبكر (رض) تشهد  را بر روى منبر به ما مي‏آموخت، مثل اينكه معلم اطفال را در مكتب آموزش مي‏دهد. اين چنين در الكنز (217/4) آمده است، دارقطنى - كه آن را حسن دانسته - از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه گفت: عمربن خطاب (رض) از دستم گرفت و تشهد را به من آموخت، و فرمود  كه رسول خدا ص دست وى را گرفته و تشهد را به او ياد داده بود: (التحيات لله، الصلوات الطيبات المباركات لله). ترجمه: «عبادات قولى براى خداست، هم چنان عبادات فعلى و مالى با بركت خاصه خداست». اين چنين در الكنز (217/4) آمده است. مالك، شافعى، طحاوى، عبدالرزاق و غير ايشان از عبدالرحمن بن عبدالقارى روايت نموده ‏اند كه: وى از عمربن خطاب در حالى شنيد كه بر منبر قرار داشت و به مردم تشهد را ياد مي‏داد و مي‏گفت: بگوييد: التحيات لله... و آن را ذكر نموده. و نزد ابن ابى شيبه از ابن عباس روايت است كه گفت: رسول خدا ص تشهد را به ما مي‏آموخت، مثل اين كه سوره‏اى از قرآن را به ما بياموزد. و نزد وى هم چنان از ابن مسعود (رض) به لفظ وى روايت است. و زد وى همچنان از ابن مسعود روايت است كه گفت: رسول خدا ص تشهد را به من در حالى آموزش داد كه كف دستم در  ميان كف‏هاى دستش بود، چنان كه سوره‏اى از قرآن را به من ياد مي‏دهد... و تشهد را ذكر نموده است.و نزد عسكرى در الامثال از وى روايت است كه گفت: رسول خدا ص فواتح سخنان - يا جوامع سخنان را با فواتح آن به ما آموزش مي‏داد - و بعد از آن براى ما خطبه نماز و خطبه حاجت را آموزش داد، و بعد از آن تشهد را ذكر نموده است. و نزد ابن نجار از اسود روايت است كه گفت: عبداللَّه به ما تشهد را ياد مي‏داد، مثل اين كه سوره‏اى از قرآن را به ما آموزش دهد، و درآن بر ما الف و واو را عيب مي‏گرفت. اين چنين در كنزالعمال (219 218/4) آمده است.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2117.txt">حذيفه و تعليم نماز به كسى كه آن را درست ادا نمى‏ نمود</a><a class="text" href="w:text:2118.txt">تعليم اذكار و دعاها   پيامبر ص و تعليم اذكار و دعاها براى على(رض) </a><a class="text" href="w:text:2119.txt">على و تعليم اذكار و دعاها به عبداللَّه بن جعفر (رضى‏ اللَّه ‏عنهم)</a><a class="text" href="w:text:2120.txt">پيامبر ص و تعليم بعضى اذكار و دعاها به بعضى اصحابش </a><a class="text" href="w:text:2121.txt">على و تعليم درود بر پيامبر ص</a><a class="text" href="w:text:2122.txt">تعليم مهمانان تازه وارد به مدينه طيبه   دستور پيامبر ص به  يارانش در مورد تعليم وفد عبدالقيس</a><a class="text" href="w:text:2123.txt">فرا گرفتن علم در سفر   پيامبر ص و تعليم امور دين در سفرش در حجه الوداع</a><a class="text" href="w:text:2124.txt">قصه جابر غاضرى  در مورد طلب علم در سفر پيامبر ص</a><a class="text" href="w:text:2125.txt">جمع نمودن بين جهاد و علم   قول ابوسعيد(رض) در مورد اينكه اصحاب هم جنگ مي‏نمودند و هم علم مي‏آموختند</a><a class="text" href="w:text:2126.txt">جمع نمودن بين كسب و علم    حديث انس(رض) درباره جمع نمودن اصحاب بين كسب و علم </a></body></html>حذيفه و تعليم نماز به كسى كه آن را درست ادا نمى‏ نمود
عبدالرزاق، ابن ابى شيبه، بخارى و نسائى از زيدبن وهب روايت نموده ‏اند كه گفت: حذيفه (رض) وارد مسجد گرديد، ناگهان متوجه شد كه مردى نماز  ميگزارد و ركوع و سجده را تمام نمى‏كند، هنگامى كه از نماز منصرف شد حذيفه به او گفت: از چه وقت تا حال همين  طور نماز مي‏خوانى؟ گفت: از چهل سال به اين طرف، حذيفه فرمود: از چهل سال به اين طواف نماز نگزارده‏اى، و اگر ب ميرى و نمازت همين  طور باشد، بر غير فطرتى مرده‏اى كه محمد ص بر آن فطرت بود، بعد از آن به تعليم دادنش پرداخت، و گفت: انسان نماز را به تخفيف مي‏خواند ولى ركوع و سجده را تمام مي ‏كند. اين چنين در الكنز (230/4) آمده است.
 
تعليم اذكار و دعاها  
پيامبر ص و تعليم اذكار و دعاها براى على(رض) 
ابن نجار از على بن ابى طالب (رض) روايت نموده كه، پيامبر ص به من گفت: «به تو پنج هزار گوسفند بدهم، يا اين كه پنج كلمه به تو بياموزم كه در آن‏ها صلاح دين و دنيايت است؟» عرض كردم: اى رسول خدا، پنج هزار گوسفند زياد است، ولى به من بياموز، فرمود: «بگو: اللهم اغفر لى ذنبى، و وسع لى خلقى، و طيب لى كسبى، و قنعنى بما رزقتنى، و لا تذهب قلبى الى شى‏ء صرفته عنى، «بار خدايا، گناهم را برايم بيامرز، اخلاقم را برايم وسيع بگردان، كسبم را برايم خوب و نيكو برگردان، به آنچه برايم رزق داده‏اى قناعتم ده و قلبم را به سوى چيزى مبر، كه آن را از من منصرف گردانيده‏اى». اين چنين در الكنز (305/1) آمده است.
 
على و تعليم اذكار و دعاها به عبداللَّه بن جعفر (رضى‏ اللَّه ‏عنهم)
نسائى و ابونعيم از عبداللَّه ابن‏جعفر روايت نموده ‏اند كه وى به دخترانش اين كلمات را ياد مي‏داد، و به آن‏ها ايشان را امر مي‏نود، و متذكر مي‏شد كه وى آن‏ها را از على فرا گرفته است، و على گفته كه: رسول خدا ص را وقتى امرى به مشكل و سختى مي‏انداخت آن‏ها را مي‏گفت: (لااله الااللَّه الحليم الكريم، سبحانه، تبارك‏ اللَّه  رب العال مين و رب العرش العظيم، و الحمدلله رب العال مين).. ترجمه: «هيچ معبودى بر حق، جز خداوند حليم و كريم وجود ندارد، و او پاك است، پروردگار عال ميان و پروردگار عرض بزرگ مبارك است، و ستايش خاص براى‏ اللَّه  است كه پروردگار عال ميان است». اين چنين در الكنز (298/1) آمده است. و خرائطى در مكارم الاخلاق - كه سند آن حسن است - از عبداللَّه بن جعفر روايت نموده، كه گفت: على به من گفت: اى برادرزاده‏ام، من كلماتى را به تو مي‏آموزم، كه آن‏ها را از رسول خدا ص شنيدم، كسى كه آن‏ها را در وقت وفاتش بگويد داخل جنت مي‏شود: (لااله الااللَّه الحليم الكريم - سه بار - الحمدلله رب العال مين - سه بار - تبار الذى بيده الملك يحيى و ي ميت و هو على كل شى‏ء قدير). ترجمه: «هيچ معبود بر حق، جز خداوند حليم و كريم نيست، ستايش خاص براى پروردگار عال ميان است، مبارك است ذاتى كه به دست وى پادشاهى است، ذات