يى فقط از آن خداوند بزرگ است».درالبدايه (213/3) مى‏گويد: اين چنين اين  را ابن جرير ذكر نموده، و در سند آن ارسال است. و قرطبى نيز اين را در تفسيرش (98/18) به مثل آن، به شكل طولانى بدون اسناد ذكر نموده است.
 
بيانيه‏ هاى پيامبر ص در غزوات   
بيانيه پيامبر (رض) در يك غزوه
طبرانى وبزار ازحرار (رض) - مردى از اصحاب پيامبر ص   روايت نموده‏اند كه گفت: با رسول خدا ص   به غزا رفتيم و با دشمن مان روبرو گرديديم. وى برخاست و پس از حمد و ثناى خداوند گفت:«اى مردم، شما در ميان سبز، زرد و سرخ صبح نموده‏ايد، و در منازل آنچه هست كه بود، وقتى با دشمن روبرو گرديديد، قدم به قدم پيش برويد. چون هر كسى در راه خدا حمله نمايد، دو حور عين به سويش شتاب مى‏كنند، و وقتى شهيد شود، نخستين قطره‏اى كه از خونش به زمين مى‏افتد، خداوند عزوجل همه گناهانش را از وى معاف مى‏نمايد، و آن دو حور غبار را از رويش پاك نموده مى‏گويند: وقت تو رسيد، و او مى‏گويد: وقت شما نيز رسيد». هيثمى(275/5) مى‏گويد: در اين عباس بن فضل انصارى آمده، و ضعيف مى‏باشد.
 
بيانيه پيامبر (رض)  هنگامى كه در حجر در غزوه تبوك پايين گرديد
طبرانى از جابر (رض) روايت نموده كه: رسول خدا ص وقتى در حجر در غزوه تبوك پايين گرديد، برخاست و براى مردم بيانيه ايراد نمود، و فرمود: «اى مردم، از نبى تان معجزات و نشانه‏ها سؤال مكنيد. قوم صالح از نبى شان خواستند كه براى آنان شترى پيدا نمايد، و او چنان نمود، آن شتر در روز نوبتش از اين راه وسيع وارد مى‏شد، و آب شان را مى‏نوشيد، و آنان به اندازه‏اى كه در روزهاى ديگر آب به دست مى‏آوردند، در آن روز شير از وى مى‏دوشيدند، و باز از اين راه وسيع بر مى‏گشت و مى‏رفت. بعد آنان وى را پى زدند، و خداوند سه روز آنان را فرصت داد و وعده خدا ديگر دروغ نبود، باز بانگ و صداى شديد به سراغ شان آمد، و خداوند همه شان را هلاك گردانيد، مگر مردى را كه در حرم خدا بود، و حرم خدا سبب ايمنى وى از عذاب خدا گرديد». گفته شد: اى رسول خدا، او كيست؟ فرمود:«ابو رغال». هيثمى (38/7) مى‏گويد: اين را طبرانى در الأوسط و بزار، و احمد به مثل آن روايت كرده‏اند و رجال احمد رجال صحيح اند.
 
بيانيه ديگر پيامبرص  در تبوك
طبرانى در الكبير از حسن بن على (رضى اللَّه عنهما) روايت نموده، كه گفت: روز غزوه تبوك رسول خدا ص   به منبر بلند شد، و بعد از حمد و ثناى خداوند گفت: «اى مردم، من شما را فقط به آنچه امر مى‏كنم، كه خداوند شما را امر نموده است، و از چيزى شما را باز مى‏دارم، كه خداوند شما را از آن باز داشته است. رزق را به طريق نيكو طلب نماييد، سوگند به ذاتى كه جان ابوالقاسم در دست اوست، هر يكى از شما را رزقش چنان طلب مى‏كند، كه اجلش وى را مى‏طلبد، بنابرين اگر چيزى از آن براى شما سختى و دشوارى نمود، آن را به طاعت خداوند عزوجل طلب نماييد». اين چنين در الترغيب (196/3) آمده است.
 
بيانيه پيامبر ص در وقتى كه مكه فتح گرديد
طبرانى از عبداللَّه بن عمرو(رضى اللَّه عنهما) روايت نموده، كه گفت: وقتى كه مكه براى رسول خدا ص گشوده شد، فرمود:«سلاح را باز داريد، مگر خزاعه از بنى بكر»، و براى ايشان تا خواندن عصر اجازه داد. بعد از آن گفت: «سلاح را باز داريد»، فرداى آن روز مردى از خزاعه با مردى از بنى بكر در مزدلفه روبرو گرديد، و او را به قتل رسانيد. اين خبر براى رسول خدا ص رسيد، وى براى ايراد بيانيه برخاست - من وى را ديدم كه پشتش را بر كعبه زده بود، و گفت: «دشمن‏ترين مردم براى خدا، كسى است كه در حرم قتل نمايد، يا غير قاتلش را بكشد يا به كينه و دشمنى جاهليت قتل نمايد». در آن اثنا مردى برخاست و گفت: فلانى پسرم است، رسول خدا ص فرمود: «اين طور دعوى در اسلام نيست، امر جاهليت رفته است، پسر براى صاحب فراش  است، و براى زانى اثلب است»، گفتند: اى رسول خدا، اثلب چيست؟ پاسخ داد: «سنگ»، و گفت: «بعد از بامداد تا طلوع آفتاب نماز نيست، و بعد از عصر تا غروب آفتاب نماز نيست» و افزود: «زن بالاى عمه‏اش نكاح نمى‏شود و نه بالاى خاله‏اش». هيثمى(178/6) مى‏گويد: رجال آن ثقه‏اند، و در صحيح بخش نهى از نماز بعد از صبح آمده، و در سنن بعضش آمده است.
 
بيانه ديگر پيامبر خداص  در فتح مكه
ابن ماجه (ص 478) از ابن عمر (رضى اللَّه عنهما) روايت نموده كه: رسول خدا ص روز فتح مكه، در حالى كه بر زينه پايه كعبه ايستاده بود برخاست، و بعد از حمد و ثناى خداوند گفت: «ستايش خدايى راست، كه وعده‏اش را راست نمود، و بنده‏اش را نصرت داد، و احزاب را به تنهايى اش شكست داد. آگاه باشيد، كه كشته شده خطاء، چون كشته شده تازيانه و عصاست، و در آن صد شتر ديت است، چهل شتر آن حامله باشد و اولادش در شكمش باشد. آگاه باشيد، هر بزرگوارى و شرف موروثى و خونى كه در زمان جاهليت بود، زير اين دو قدمم است، مگر پرده دارى و خدمت خانه و آب دادن حجاج.آگاه باشيد كه من آن دو عمل را براى اهل آن چنانكه از قبل بودند، سپردم».و ابن ابى حاتم از ابن عمر(رضى اللَّه عنهما) روايت نمود، كه گفت: رسول خدا ص روز فتح مكه سوار بر شتر قصوايش طواف نمود و اركان را با عصاى سر كجى كه در دستش بود لمس مى‏كرد،  و براى شترش جاى خواباندنى در مسجد نيافت، بنابرين بر دست‏هاى مردان پايين گرديد، و شتر به سوى سيل گاه بيرون كرده شد و در آنجا خوابانيده شد. بعد از آن رسول خدا ص مردم را از بالاى سوارى اش مخاطب قرار داد، و پس از حمد و ثناى خداوند طورى كه وى اهل آن است - گفت: «اى مردم، خداوند تعالى، كبر و نخوت جاهليت را و همچنين بزرگ منشى را به پدران زمان جاهليت شما برده است، ديگر مردم دو گونه‏اند: مردى نيكوكار، متقى و عزت‏مند نزد خداوند تعالى، و مرد فاجر، بدبخت و خوار و ذليل نزد خداوند تعالى. خداوند عزوجل مى‏گويد:
يا أيها الناس انا خلقناكم من ذكر و أنثى و جعلنا كم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان أكرمكم عنداللَّه أتقاكم، ان اللَّه عليم خبير(الحجرات:13)
ترجمه:«اى مردمان ما شما را از يك مرد و يك زن آفريديم و شما را نژادها و قبيله‏ها گردانيديم تا با هم شناسا شويد. به درستى كه گرامى‏ترين شما نزداللَّه پرهيزگارترين شماست، و خدا به همه چيز دانا و خبردار است».
 بعد از آن فرمود: «با اين گفته‏ام، براى خودم و شما، از خدا مغفرت مى‏طلبم». اين چنين اين را عبد بن حميد، چنانكه در تفسير ابن كثير(218/4) آمده، روايت نموده است.
 
بيانيه‏ هاى آن حضرت ص در ماه رمضان  
بيانيه بزرگ پيامبرص  در استقبال از رمضان به روايت سلمان
ابن خزيمه از سلمان (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص در آخرين روز شعبان براى ما بيانيه‏اى ايراد نمود و گفت:«اى مردم، ماه بزرگ و مباركى بر شما سايه افكنده است، در اين ماه شبى هست كه از هزار ماه بهتر است. (ماهى) كه خداوند روزه‏اش را فرض گردانيده، و قيام شبش را نفل. كسى كه در آن به عمل خيرى تقرب جويد، چون كسى است كه در ماسواى آن فريضه‏اى را اداء نموده باشد، و كسى كه در آن فريضه‏اى را انجام دهد، چون كسى است كه هفتاد فريضه را 