د. وى مى‏افزايد: رسول خدا ص سخنان زيادى گفت، بعد از آن از وى شنيدم كه مى‏گفت: «اگر بر شما بنده مقطوع الأعضاء مى‏پندارمش گفت: سياه امير مققر شد، و شما را به كتاب خدا رهبرى مى‏نمود، از وى بشنويد و اطاعت كنيد». اين چنين در البدايه (196/5) آمده است. و اين را همچنين نسائى به مثل آن روايت كرده است، چنانكه در الكنز (62/3) آمده، و ابن سعد (184/2) مانند آن را روايت نموده است.
و احمد از ابوامامه (رض) روايت نموده، كه گفت: از رسول خدا ص شنيدم كه در بيانيه‏اش در حجه الوداع مى‏گفت: «خداوند به هر صاحب حق حقش را داده است، بنابرين براى وارث و وصيتى در كار نيست، و پسر مربوط صاحب فراش  است، و براى زناكار سنگ است، و حساب شان بر خدا مى‏باشد، و كسى كه خود را به غير پدرش منسوب نمود، يا به طرف غير آزاد كنندگانش منسوب نمود، بر وى تا روز قيامت لعنت پى در پى خدا باشد، و زن از خانه‏اش بدون اجازه شوهرش مصرف نمى‏كند»، گفته شد: اى رسول خدا، طعام را هم؟ فرمود: «طعام بهترين اموال ماست»، بعد از آن رسول خدا ص فرمود: «امانت بايد دوباره اداء گردد، شيرخواره دوباره مسترد شود، دين اداء گردد، و كفيل مسوؤل پرداخت تاوان است». اين را صاحبان سنن چهار گانه روايت نموده‏اند، و ترمذى گفته: حسن است. و نزد ابو داود از ابوامامه روايت است كه گفت: خطبه رسول خدا ص را در منى روز عيد قربان شنيدم.
و همچنين نزد احمد از وى روايت است كه گفت: از رسول خدا ص شنيدم، و او در آن روز بر جدعاء  سوار بود، و پاهايش را بر ركاب گذاشته بود، و خود را بلند مى‏نمود تا مردم را بشنواند. وى به صداى بلندش گفت: «آيا مى‏شنويد؟» مردى از بين گروه‏هاى مردم گفت: اى رسول خدا، چه تعهدى براى مان مى‏سپارى؟ فرمود: «پروردگارتان را عبادت كنيد، نمازهاى پنج گانه تان را بگزاريد، ماه تان را روزه بگيريد، صاحب امرتان را اطاعت نماييد، داخل جنت پروردگارتان مى‏شويد». اين را ترمذى روايت نموده، و گفته: حسن و صحيح است. اين چنين در البدايه (198/5) آمده است.
و ابو داود از عبدالرحمن بن معاذ تيمى (رض) روايت نموده، كه گفت: در حالى كه ما در منى بوديم، رسول خدا ص براى ما بيانيه ايراد فرمود. گوش‏هاى مان را باز نمود، حتى كه گفته‏هاى وى را در حالى كه در منازل خويش بوديم مى‏شنيديم. وى  ص مناسك ايشان را به آنان آموزش مى‏داد، تا اينكه به جمره‏ها رسيد، بعد انگشت‏هاى سباحه‏اش گذاشت و گفت: «سنگ‏هاى خرد را استعمال كنيد»، بعد از آن مهاجرين را امر نمود، و در پيش روى مسجد پايين شدند  و انصار را دستور داد و در پشت مسجد پايين شدند و بعد از آن مردم پايين گرديدند. اين را همچنين ابن سعد (185/2)، احمد و نسائى روايت نموده‏اند. و نزد ابو داود همچنان از رافع بن عمرو مزنى (رض) روايت است كه گفت: رسول خدا ص را ديدم، كه قبل از ظهر در منى در حالى كه بر قچر خاكسترى رنگش سوار بود، براى مردم بيانيه ايراد مى‏نمود، و على آن را ابلاغ و تكرار مى‏كرد، و عده‏اى از مردم ايستاده بودند و عده‏اى هم نشسته. اين چنين در البدايه (198/5) آمده است.
احمد از ابو حره رقاشى از عمويش (رض) روايت نموده، كه گفت: من از مهار شتر رسول خدا ص در روز ميانه از روزهاى تشريق گرفته بودم و مردم را از آن دفع مى‏كردم. رسول خدا ص گفت: «اى مردم، آيا مى‏دانيد كه شما در كدام ماه‏ها هستيد؟ و در كدام روز هستيد؟ و در كدام سرزمين هستيد؟»  گفتند: در روز حرام، ماه حرام و سرزمين حرام، فرمود:«پس خون‏هاى تان، اموال تان و ناموس‏هاى تان بر يك ديگرتان حرام است، مانند حرمت امروزتان، در اين ماه تان و در اين سرزمين تان، تا روزى كه با خداوند ملاقات مى‏نماييد»، بعد از آن گفت: «از من بشنويد زندگى مى‏كنيد، آگاه باشيد! ظلم ننماييد، آگاه باشيد! ظلم ننماييد. آگاه باشيد! ظلم ننماييد. مال يك شخص مسلمان جز به طيب نفس وى حلال نمى‏باشد، آگاه باشيد! هر خون و انتقام خواهى كه در جاهليت بود، تا روز قيامت زير قدم‏هايم است، و نخستين خونى كه هدر مى‏گردد، خون ربيعه بن حارث بن عبدالمطلب است. وى در بنى ليث شير خواره بود، و هذيل به قتلش رسانيد. آگاه باشيد! هر سودى كه در جاهليت (بود) ساقط و متروك است، و خداوند عزوجل فيصله نموده، كه نخستين سودى كه ساقط و هدر مى‏شود، سود عباس بن عبدالمطلب است. براى شما اصل سرمايه تان است، نه ظلم نماييد و نه ظلم را بپذيريد. آگاه باشيد، كه زمان به همان شكل و صورتش كه خداوند آسمان‏ها و زمان را آفريده بود برگشته است، بعد از آن تلاوت نمود:
[ان عدة الشهور عند اللَّه اثنا عشر شهرا فى كتاب اللَّه يوم خلق السموات و الأرض منها أربعة حرم، ذلك الدين القيم، فلا تظلموا فيهن أنفسكم ]. (التوبة: 36)
ترجمه: «تعداد ماه‏ها نزد خداوند در كتابش از روزى كه آسمان‏ها و زمين را آفريده دوازده ماه است، چهار ماه آن ماه‏هاى حرام‏اند. اين دين استوار است، بنابرين بر نفس‏هاى خويش در ماه‏هاى حرام ستم نكنيد».
آگاه باشيد، بعد از من كافر نشويد، كه گردن يكديگرتان را بزنيد. آگاه باشيد، شيطان نا اميد شده است، كه نماز گزاران عبادتش نمايند، ولى به عداوت و فتنه انگيزى در ميان تان راضى گرديده است. از خداوند در مورد زنان بترسيد، آنان نزد شما اسير اند، و براى نفس‏هاى خود مالك چيزى نيستند، براى آنان بالاى شما حق است، و براى شما بالاى آنان حق است، حق شما اين است كه بسترتان را پايمال كسى جز خودتان نسازند، و براى هيچ كسى كه بدش مى‏بريد در خانه‏هاى تان اجازه ندهند، و اگر از ناسازگارى و سركشى ايشان ترسيديد، نصيحت شان كنيد، و در بستر خواب از آنان دورى اختيار نماييد، و بزنيد شان، البته نه زدن دردناك و محكم، و براى آنان فراهم آورى رزق و لباس شان به شكل پسنديده لازم است، شما آنان را به امانت خدا گرفته‏ايد، و فرج‏هاى شان را به كلمه خداوند عزوجل حلال گردانيده‏ايد. آگاه باشيد، كسى كه نزدش امانت باشد، بايد آن را براى كسى كه امانت را برايش سپرده تحويل بدهد». و دست هايش را بلند نموده گفت: «آگاه باشيد! آيا رسانيدم، آگاه باشيد! آيارسانيدم، آگاه باشيد! آيا رسانيدم؟» بعد از آن فرمود: «بايد حاضر براى غير حاضر ابلاغ نمايد، چون بسا ابلاغ كرده شده از شنونده نيك بخت‏تر مى‏باشد». حميد مى‏گويد: حسن  وقتى كه به اين كلمه رسيد گفت: به خدا سوگند، به اقوامى تبليغ نمودند، كه به آن نيك بخت‏تر بودند. 
وبزار از ابن عمر (رضى اللَّه عنهما) به معناى آن را روايت نموده، و در اولش افزوده كه گفت: اين سوره براى رسول خدا ص در منى در حالى نازل گرديد، كه وى در وسط روزهاى تشريق در حجه الوداع قرار داشت: 
[اذا جاء نصر اللَّه والفتح]. (النصر:1)
ترجمه: «وقتى كه كمك خداوند و فتح فرا رسد».
آن‏گه وى دانست كه اين خدا حافظى و وداع است، بنابراين امر نمود و شتر قصوايش برايش پالان گرديد، بعد از آن سوار شد، و براى مردم در عقبه ايستاد، و آن عده از مسلمانان كه خدا خواسته بود نزدش جمع شدند، وى پس از حمد و ثناى خداوند طورى كه شايسته اوست گف