ت: «شما مى‏گوييد: دشمن نيست، ولى شما تا آمدن يأجوج و مأجوج مى‏جنگيد، (آنان) روى‏هاى پهن دارند   و چشم‏هاى خرد و موى‏هاى شان مايل به سرخيست، و از هر بلندى مى‏شتابند، انگار كه روى‏هاى شان چون سپرهاى لا در لا باشد». هيثمى (6/8) مى‏گويد: رجال آن دو رجال صحيح اند و احمد و طبرانى از بقيره - همسر قعقاع - روايت نموده‏اند كه گفت: من در صفه زنان نشسته بودم، و از رسول خدا ص كه بيانيه مى‏داد و با دست چپش اشاره مى‏نمود، شنيدم كه مى‏ گفت: «اى مردم، وقتى از خسفى در اينجا شنيديد، قيامت فرا رسيده است». هيثمى (9/8) مى‏گويد: در اين اسحاق آمده، وى مدلس است، و بقيه رجال يكى از اسنادهاى احمد رجال صحيح اند.
 
بيانيه پيامبر ص درباره ذم غيبت
ابو يعلى از براء (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص براى ما بيانيه ايراد نمود، حتى كه دوشيزگان را در خانه‏هاى شان - يا گفت: در پرده‏هاى شان (در گوشه خانه)- شنوانيد، فرمود: «اى گروهى كه به زبان ايمان آورده‏ايد، و ايمان در قلب تان داخل نگرديده است، مسلمانان را غيبت نكنيد، و عورت‏ها و عيب‏هاى شان را پيگيرى ننماييد، چون كسى كه عورت و عيب برادرش را پيگيرى نمايد، خداوند عورت و عيب وى را پيگيرى مى‏كند و كسى را كه خداوند عورتش را پيگيرى نمايد، در ميان خانه‏اش رسوايش مى‏سازد». هيثمى (93/8) مى‏ گويد: رجال آن ثقه‏اند. و طبرانى از ابن عباس (رضى اللَّه عنهما) مثل اين را روايت نموده، مگر اين كه در روايتش آمده: «مؤمنين را اذيت نكنيد و عورت‏ها و عيب‏هاى شان را پيگيرى ننماييد، چون كسى كه عورت و عيب برادر مسلمانش را پيگيرى كند، خداوند سترش را مى‏ درد». هيثمى (94/8) مى‏گويد: رجال آن ثقه‏اند، و بيهقى اين را از براء به مثل آن، چنان كه در الكنز(2../8) آمده، روايت نموده است.
 
بيانيه پيامبر ص درباره امر به معروف و نهى از منكر
ابن ماجه و ابن حبان از عائشه (رضى اللَّه عنها) روايت نموده‏اند كه گفت: نبى خدا ص نزدم وارد شد، و از رويش دانستم كه چيزى برايش حاضر گرديده است، آن گاه وضو نمود و با هيچ كس حرف نزد، و من خود را به حجره چسبانيدم و گوش فرا دادم كه چه مى‏گويد، وى بر منبر نشست، و پس از حمد و ثناى خداوند گفت: «اى مردم،خداوند براى شما مى‏گويد: قبل از اينكه دعا نماييد و براى تان پاسخ ندهم، و از من سؤال كنيد و براى تان ندهم و از من نصرت بخواهيد و يارى تان ننمايم، به معروف امر كنيد، و از منكر نهى نماييد». و بدون اينكه بر اين‏ها بيفزايد پايين گرديد. اين چنين در الترغيب  (12/4) آمده است. و احمد و بزار به مثل اين را روايت كرده‏اند، چنان كه در المجمع (266/7) آمده است.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2550.txt">بيانيه پيامبر ص در تحذير و هشدار از اخلاق بد</a><a class="text" href="w:text:2551.txt">بيانيه پيامبر ص در ترسانيدن از گناهان كبيره</a><a class="text" href="w:text:2552.txt">بيانيه پيامبر ص درباره شكر</a><a class="text" href="w:text:2553.txt">بيانيه پيامبر ص درباره خير زندگى </a><a class="text" href="w:text:2554.txt">بيانيه‏ اش ص در مورد پيشه نمودن زهد در دنيا</a><a class="text" href="w:text:2555.txt">بيانيه پيامبر ص درباره حشر</a><a class="text" href="w:text:2556.txt">بيانيه‏ اش ص درباره قدر</a><a class="text" href="w:text:2557.txt">بيانيه‏ اش ص درباره نفع قرابت و رشته دارى اش</a><a class="text" href="w:text:2558.txt">بيانيه‏ اش ص درباره واليان و حكام</a><a class="text" href="w:text:2559.txt">بيانيه‏ اش ص درباره انصار</a></body></html>بيعت صحابه بر دست عمر (رض)
ابن سعد، ابن ابى شيبه و طيالسى از انس (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: به مدينه در حالى آمدم كه ابوبكر (رض) وفات نموده و حضرت عمر (رض) به جايش خليفه تعيين شده بود، به عمر گفتم: دستت را پيش آور، تا من با تو بر آنچه بيعت نمايم كه با رفيقت قبل از تو، بر شنيدن و اطاعت در آنچه توانستم، بيعت نموده بودم. اين چنين در الكنز (81/1) آمده.
و ابن سعد ازعمير بن عطيه ليثى (رض) روايت نموده كه: نزد عمربن الخطاب (رض) آمده گفتم: اى اميرالمؤمنين، دستت را دراز كن - خداوند آن را بلند گرداند - تا من همراهت بر سنّتِ خدا و سنّت رسول وى بيعت نمايم. پس دست خود را بلند نموده، خنديد (وگفت): اين بيعت حق ما را بر شما، و حق شما را بر ما لازم مي‏گرداند. و از عبداللَّه بن حكيم (رض) روايت است كه گفت: با عمر (رض) با همين دستم بر شنيدن و طاعت بيعت نمودم. اين چنين در الكنز (81/1) آمده است.
    
بيانيه پيامبر ص در تحذير و هشدار از اخلاق بد
حاكم - كه آن را به شرط مسلم صحيح دانسته و لفظ هم از وى است - و ابرداود به اختصار از عبداللَّه بن عمر (رضى‏اللَّه عنهما) روايت نموده‏اند كه گفت: رسول خدا ص براى ما بيانيه‏اى ايراد نمود و گفت: «شما را از ظلم برحذر ميدارم، چون ظلم تاريكى‏هاى روز قيامت است، و شما را از ناسزا گفتن و ناسزا شنيدن برحذر ميدارم، و از حرص برحذر باشيد، چون كسانى كه قبل از شما بوده‏اند، به سبب حرص هلاك شده‏اند. حرص آنان را به قطع صله رحم امر نمود، قطع نمودند، و به بُخل امرشان نمود، بخل ورزيدند، و به فجور امرشان نمود، فاجر شدند»، آن‏گاه مردى برخاست و گفت: اى رسول خدا! كدام اسلام افضل است؟ فرمود: «همانى كه مسلمانان از زبان و دستت سالم بمانند»، بعد همان مرد - يا غير وى - گفت: اى رسول خدا! كدام هجرت بهتر است؟ دو نوع است: هجرت شهرنشين و هجرت باديه‏نشين، هجرت باديه‏نشين آن است، كه وقتى فرا خوانده شد، پاسخ بدهد، و وقتى امر گرديد، اطاعت نمايد. و هجرت شهرنشين، دشوارترين هجرت‏هاست، و از همه هجرت‏ها اجر و پاداش بهتر دارد».
اينچنين در الترغيب (158/4) آمده است و طبرانى اين را از هرماس بن زياد به اختصار چنان كه در الترغيب (467/3) آمده، روايت نموده، و در اولش افزوده: «و شما را از خيانت برحذر ميدارم، چون خيانت همراه و رفيق بدى است».
 
بيانيه پيامبر ص در ترسانيدن از گناهان كبيره
احمد، ترمذى - و گفته كه غريب است - ، بغوى، ابن قانع و ابو نعيم از ايمن بن خريم (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: رسول خدا ص براى ايراد بيانيه برخاست، و فرمود: «شهادت دروغ با شرك به خدا برابر گردانيده شده است»، اين را سه بار گفت، و بعد از آن تلاوت نمود:
[فاجتنبوا الرجس من الأوثان و اجتنبوا قول الزور] (الحج: 30)
ترجمه: «از پليدى بتان بپرهيزيد، و از سخن دروغ اجتناب كنيد».
اين چنين در الكنز (7/4) آمده است.
و ابن ابى الدنيا از انس بن مالك (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص براى ما بيانيه داد، و مسئله سود را ياد آور شد، و كارش را بزرگ و خطرناك توصيف نمود و گفت: «درهمى را كه مردى از سود به دست مى‏آورد، در گناه نزد خداوند از سى و شش زنايى كه مرد مرتكب مى‏شود بزرگتر است، و بزرگترين و بدترين سود، ريختاندن آبروى مرد مسلمان است». اين چنين در الترغيب (282/4) آمده است.
 و ابن ابى شيبه از ابوموسى اشعرى (رض) روايت نموده، كه گفت: روزى رسول خدا ص براى ما بيانيه ايراد نمود و گفت: «اى مردم، از شرك بپرهيزيد، چون شرك از رفتار مورچه پنهان‏تر است»، كسى در آن ميان گفت: اى رسول خدا، چگونه از آن بپرهيزيم و خود را نگ