نان نزد آنچه وارد شده‏اند، كه خود تقديم نموده بودند، و بر آن اقامت گزيده‏اند، و جايگاه خويش را در بدبختى يا نيك بختى بعد از مرگ دريافته‏اند، خداوند براى خود شريك ندارد و در ميان او و هيچ كس از خلقش نسبى نيست،كه به سبب آن برايش خيرى بدهد، و يا بديى را از وى دور و دفع كند، اين‏ها فقط توسط طاعتش و پيروى امرش حاصل مى‏شود، در آن خير، خير نيست كه در عقبش آتش باشد، و در آن شر، شر نيست، كه در عقبش جنت باشد، با اين گفته خود، از خدا براى خودم و شما آمرزش مى‏طلبم، و بر نبى تان ص درود بفرستيد، سلام و رحمت خدا و بركت هايش بر وى باد». اين چنين در الكنز (206/8) آمده است.
 
بيانيه وى (رض) درباره حال كسى در آخرت كه  در دنيا به نعمت خداوند كفران مى‏ورزد
ابوالشيخ از يزيدبن هارون روايت نموده، كه گفت: ابوبكر صديق بيانيه داد، و در بيانيه‏اش گفت: بنده‏اى كه خداوند بالايش انعام نموده، در رزق برايش گشايش آورده، بدنش را سالم نگه داشته ولى او به نعمت پروردگارش كفران ورزيده، آورده مى‏شود، و در پيش روى خداوند تعالى ايستاده كرده مى‏شود، و برايش گفته مى‏شود: براى امروزت چه كردى، و براى نفست چه تقديم داشتى؟ و او را چنان نمى‏يابد كه خيرى تقديم نموده باشد، آن گاه وى گريه مى‏كند، حتى كه اشك هايش تمام مى‏گردد، بعد از آن به سبب ضايع نمودن طاعت خدا طعنه داده مى‏شود و رسوا مى‏گردد، آن گاه خون مى‏گريد، باز طعنه داده مى‏شود و رسوا گردانيده مى‏شود، تا اين كه دست هايش را تا آرنج هايش مى‏خورد، باز طعنه داده مى‏شود رسوا گردانيده مى‏شود، البته به سبب ضايع نمودن طاعت خداوند، آن گاه به صداى بلند مى‏گريد، حتى كه سياهى چشم هايش بر گونه هايش مى‏افتد، و هر يكى از آن‏ها يك يك فرسخ طول مى‏داشته باشد، باز طعنه داده مى‏شود، و رسوا گردانيده مى‏شود، تا اين كه مى‏گويد: اى پروردگارم، مرا به آتش بفرست و به رحمت خود مرا از اينجا نجات بده، و اين است قول خدا در مورد:
[انه من يحادداللَّه و رسوله فأن له نارجهنم خالداً فيها ذلك الخزى العظيم](التوبة:63)
ترجمه: «هر كى بااللَّه و رسول او مخالفت مى‏كند، برايش آتش دوزخ است، و در آن براى هميش مى‏باشد، اين است رسوايى بزرگ».
اين چنين در الكنز (246/1) آمده است.
 
بيانيه‏ هاى متفرق وى (رض)
ابن ابى الدنيا و دينورى از محمدبن ابراهيم بن حارث روايت نموده‏اند كه: ابوبكر صديق براى مردم بيانيه داد و گفت: سوگند به ذاتى كه جانم در دست اوست، اگر تقوا پيشه كنيد و نيكى نماييد، زود خواهد بود، وقتى براى تان فرا در رسد كه از نان و روغن سير شويد. اين چنين در الكنز (206/8) آمده است.
و ابونعيم در الحليه (34/1) از عروه بن زبير از پدرش روايت نموده كه ابوبكر صديق (رض) براى مردم بيانيه ايراد نمود و گفت: اى گروه مسلمانان، از خداوند عزوجل حياء نماييد، سوگند به ذاتى كه جانم در دست اوست، من وقتى كه براى قضاى حاجت به صحرا مى‏روم، به سبب حيا از پروردگارم عزوجل خودم را با لباسم مى‏پوشانم. ابن المبارك، رسته، ابن ابى شيبه و خرائطى در مكارم الاخلاق از ابن زبير مثل اين را، چنان كه در الكنز (306/8) آمده، روايت كرده‏اند. ابن حبان اين را در روضة العقلاء از ابن شهاب روايت نموده،  كه ابوبكر صديق يك روزى كه بيانيه ايراد مى‏نمود گفت: از خدا حيا كنيد، به خدا سوگند، از وقتى با رسول خدا ص بيعت نموده‏ام، براى هر قضاى حاجتى كه بيرون شده‏ام، سرم را به خاطر حيا از پروردگارم پوشانيده‏ام. اين چنين در الكنز (124/5) آمده، و گفته: منقطع است.
ترمذى - كه آن را حسن دانسته - و نسائى از ابوبكر روايت نموده‏اند، كه وى بر منبر برخاست و بعد از آن گريست، و گفت: رسول خدا ص در سال اول در ميان ما بر منبر برخاست و گريست، آن گاه گفت: از خداوند عفو و عافيت سئوال كنيد، چون براى كسى بعد از يقين  چيزى بهتر از عافيت داده نشده است». اين چنين در الترغيب (233/5) آمده است.
و نزد احمد، نسائى، ابن حبان و حاكم از اوس روايت است كه گفت: ابوبكر صديق براى ما بيانيه ايراد نمود و گفت: رسول خدا ص در سال اول در همين جايم در ميان ما برخاست و گفت: «از خداوند معافات - يا گفت: عافيت - طلب نماييد، چون براى كسى هرگز بعد از يقين چيزى بهتر از عافيت - يا معافات - داده نشده است،و به صدق و راستى چنگ زنيد، چون صدق با نيكى است، و اين هر دو در جنت اند، و از دروغ دست برداريد و بر حذر باشيد، چون دروغ با فجور است، و اين دو در آتش اند، حسد ننماييد، بغض و  كينه نورزيد، مقاطعه نكنيد و از يك ديگر خويش روى نگردانيد، و بندگان خدا و برادر باشيد، همانطورى كه خدا دستورتان داده است». اين چنين در الكنز (291/1) آمده است.
حكيم، عسكرى و بيهقى از ابوبكر بن محمد بن عمروبن حزم روايت نموده‏اند كه گفت: ابوبكر صديق بيانيه داد و گفت: رسول خدا ص فرمود: «از خشوع نفاق به خداوند پناه ببريد»، گفتند: اى رسول خدا خشوع نفاق چيست؟ گفت: «خشوع بدن، و نفاق قلب». اين چنين در الكنز (229/4) آمده است. و ابونعيم در الحليه و ابن جرير از ابوعاليه روايت نموده‏اند كه گفت: ابوبكر صديق (رض) براى ما بيانيه ايراد نموده گفت: رسول خدا ص فرموده است: «براى مسافر دو ركعت است و براى مقيم چهار ركعت، مولدم در مكه است، و جاى هجرتم در مدينه، وقتى از ذوالحليفه  بدان طرف عبور نمودم، تا برگشتم دو ركعت نماز مى‏گزارم». اين چنين در الكنز (239/4) آمده است.
و احمد در الزهد از ابوضمره روايت نموده، كه گفت: ابوبكر براى مردم بيانيه ايراد نمود، و پس از حمد و ثناى خداوند گفت،: شام براى تان فتح خواهد شد، آن گاه شما به سرزمين حاصل خيزى قدم خواهيد گذاشت، و در آنجا از نان و روغن سير خواهيد شد، و در آنجا مسجدهايى براى تان برپا خواهد گرديد، و زنهار كه خداوند از شما اين را بداند، كه بدان جا براى ساعت تيرى و خوشگذرانى آمده‏ايد، مساجد فقط براى ذكر آباد شده و بنا گذاشته شده‏اند. اين چنين در الكنز (259/4) آمده است.
ابن ابى شيبه از انس (رض) روايت نموده، كه گفت: ابوبكر (رض) براى ما بيانيه مى‏داد، و ابتداى خلقت انسان را يادآور شده مى‏گفت: انسان دوبار از مجراى بول آفريده شده است، و در اين باره تا حدى سخنانش را ادامه مى‏داد كه هر يك از ما نفس خود را پليد مى‏شمرد. اين چنين در الكنز (205/8) آمده است.
و بيانيه ابوبكر در ترغيب به قتال مرتدين، بيانيه‏اش در تشويق و ترغيب به جهاد، بيانيه‏اش درنفير عام به غزاى روم و بيانيه‏اش هنگام حركت شان به سوى شام در باب جهاد گذشت، و بيانيه‏اش در تحذير و ترسانيدن از تفرقه، بيانيه‏اش در اثبات مرگ پيامبر ص و چنگ زدن به دينش، بيانيه‏اش درباره ترجيح قريش به خلافت، بيانيه‏اش درباره معذرت خواستن از قبول خلافت، بيانيه‏اش درباره رد بيعت و بيانيه‏اش درباره صفات خليفه در باب اهتمام و توجه اصحاب به اجتماع كلمه و اتحاد احكام گذشت و بيانيه‏اش در تفسير اين آيه:
[لا يضركم من ضل إذا اهتديتم] (المائدة:105)
ترجمه: «هنگامى كه شما هدايت يافتيد، گمراهى كسانى كه گ