يدم كه قريش وى را گرفته بود، يكى بر او خشمگين شده مخالفتش را ميكرد، ديگرى تكانش ميداد، و ميگفت‏ند: تو خدايان را يك خدا كردى؟! به خدا سوگند، هيچ كسى از ما به جز ابوبكر (رض) نزديك نشد، او بود كه يكى را ميزد، باديگرى ميجنگيد، ديگرى را تكان ميداد و ميگفت: واى بر شما، آيا مردى را به خاطر اين كه ميگويد پروردگارم خداوند است به قتل ميرسانيد؟! بعد از آن حضرت على (رض) عبايى را كه بر تن داشت، برداشت، و آن قدر گريست كه ريشش‏تر شد، سپس فرمود: شما را به خداوند سوگند ميدهم، آيا مؤمن آل فرعون  بهتر است يا او؟ مردم خاموش ماندند(). آن گاه حضرت على (رض) گفت: به خدا قسم، قطعاً ساعتى از ابوبكر به همه دنيا از مؤمن آل فرعون بهتر است، آن مردى بود كه ايمان خود را مخفى ميداشت، و اين مردى است كه ايمان خود را آشكار ساخت!! بعد از آن بزار گفته است: اين را جز از همين طريق نميدانم كه روايت شود. اين چنين در البدايه  (271/3) آمده است. و هيثمى (47/9) ميگويد: در اين روايت كسى است كه من او را نشناختم.( هدف از مؤمن آل فرعون همان شخصى است كه در خاندان فرعون بنا به اكثر روايات به حضرت موسى ايمان آورده بود، ولى ايمان خود را پنهان مى‏داشت، بالاخره در موقع توطئه قتل موسى (عليه السلام) از طرف فرعون روى صحنه آمد و با كلمات و بيان صريح خود آن دسيسه را، در ضمن اين كه ايمانش را آشكار نكرده بود، بر هم زد، و خداوند (جل جلاله) در اين باره در سوره مؤمن آيه 28 مى‏گويد: (و قال رجل مؤمن من آل فرعون يكتم ايمانه اتقتلون رجلاً أن يقول ربي  اللَّه و قد جاءكم بالبينات من ربكم و ان يك كاذباً فعليه كذبه و ان يك صادقاً يصبكم بعض الذى يعدكم، ان‏ اللَّه  لا يهدى من هو مسرف كذاب). ترجمه: «مرد مؤمنى از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مى‏داشت گفت: آيا مى‏خواهيد كسى را به قتل برسانيد به خاطر اين كه مى‏گويد پروردگار من اللَّه است، در حالى كه دلايل روشنى از سوى پروردگارتان آورده، اگر دروغگو باشد دروغش دامن خود او را خواهد گرفت، و اگر راستگو باشد بعضى از عذاب‏ها كه شما را وعده مى‏دهد به شما خواهد رسيد، خداوند كسى را كه اسراف كار و بسيار دروغگوست هدايت نمى‏كند». اينجاست كه حضرت على با مقايسه نمودن ميان مؤمن آل فرعون كه ايمانش را پنهان مى‏داشت، و با پنهان نمودن ايمان روى بعضى مصلحت‏ها از موسى (عليه السلام) دفاع مى‏نمود، و ميان ابوبكر صدّيق (رض) كه با آشكار نمودن ايمانش بدون هيچ هراسى از پيامبر ص دفاع نمود، ابوبكر (رض) را از وى بهتر مى‏داند. م.)
 
پندها و اندرزهاى عبداللَّه بن زبير (رضى‏ اللَّه عنهما)
ابونعيم در الحليه (336/1) از وهب بن كيسان روايت نموده، كه گفت: عبداللَّه بن زبير (رضى‏اللَّه عنهما) پند و اندرزى برايم نوشت: اما بعد: اهل تقوى علامه هايى دارند، كه به آن‏ها شناخته مى‏شوند، و آن را از نفس‏هاى خويش مى‏دانند، و آن علامه‏ها عبارتند از صبر بر مصيبت، رضا به قضا، شكر بر نعمت و سر نهادن به حكم قرآن، و امام مانند بازار است، هر چيزى در آن به مصرف رسد، همان چيز به سويش برده مى‏شود، اگر حق را مصرف كند، حق به سويش برده مى‏شود و اهل حق نزدش مى‏آيند، و اگر باطل را مصرف كند، اهل باطل نزدش مى‏آيند، و باطل نزدش مصرف مى‏گردد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2662.txt">پندها و اندرزهاى حسن بن على (رضى‏ اللَّه عنهما)</a><a class="text" href="w:text:2663.txt">پندها و اندرزهاى شدادبن اوس (رضى‏ اللَّه تعالى عنه)</a><a class="text" href="w:text:2664.txt">پندها  و اندرزهاى جندب بجلى (رض)</a><a class="text" href="w:text:2665.txt">پندها و اندرزهاى ابوامامه (رضى‏ اللَّه تعالى عنه)   پند واندرز وى در يك جنازه</a><a class="text" href="w:text:2666.txt">پند و اندرز وى براى تعدادى كه نزدش داخل گرديدند</a><a class="text" href="w:text:2667.txt">پندها و اندرزهاى عبداللَّه بن بُسر (رضى‏ اللَّه تعالى عنه)</a><a class="text" href="w:text:2668.txt">باب هجدهم تأييدات و مددهاى غيبى براى اصحاب</a><a class="text" href="w:text:2669.txt">مدد ملائك  امداد اصحاب با ملائك در روز بدر</a><a class="text" href="w:text:2670.txt">امداد و كمك اصحاب توسط ملائك در روز حنين</a><a class="text" href="w:text:2671.txt">امداد و كمك اصحاب توسط ملائك در روز احد و روز خندق</a></body></html>پندها و اندرزهاى حسن بن على (رضى‏ اللَّه عنهما)
ابن نجار از حسن بن على (رضى‏ اللَّه عنهما) روايت نموده، كه گفت: كسى كه دنيا را طلب نمايد دنيا وى را از پا مى‏اندازد، كسى كه در آن زهد و پارسايى پيشه كند، پرواى اين را ندارد كه كى آن را خورد، راغب و علاقمند به آن بنده كسى است كه مالك دنياست. كم‏ترين چيزى كه در دنياست كفايت مى‏كند، و همه‏اش بى‏نياز نمى‏سازد. كسى كه روزش با روز گذشته‏اش در دنيا برابر باشد مغرور و فريفته شده است، و كسى كه روزش بهتر از فردايش باشد، وى مغبون است. كسى كه نقصان را در نفس خود جستجو و تلاش نكند، وى در نقصان است، و كسى كه در نقصان باشد، مرگ برايش بهتر است. اين چنين در الكنز (222/8) آمده است.
و ابن عساكر از حسن بن على (رضى‏ اللَّه عنهما) روايت نموده، كه گفت: بدانيد كه بردبارى زينت است، وفا مردانگى است، عجله نادانى و بى خردى است، سفر ضعف است، و مجالست و همنشينى اهل پستى زشتى و عيب است و مخالطت اهل فسق مايه شك و تردد است. اين چنين در الكنز (237/8) آمده است.
و ابن عساكر از حسن بن على (رضى‏اللَّه عنهما) روايت نموده، كه گفت: مردم چهارگونه‏اند: بعضى از ايشان كسانى اند كه بهره وافر دارند ولى اخلاق ندارند، بعضى از ايشان كسانى اند كه اخلاق دارند، ولى بهره وافر ندارند، بعضى از ايشان كسانى اند كه نه اخلاق دارند نه بهره و نصيب، اينان بدترين مردم اند، و بعضى از ايشان كسانى اند، كه هم اخلاق دارند و هم بهره و نصيب وافر، و اينان بهترين مردم اند. اين چنين در الكنز (237/8) آمده است.
 
پندها و اندرزهاى شدادبن اوس (رضى‏ اللَّه تعالى عنه)
ابونعيم در الحليه (264/1) از زيادبن ماهك روايت نموده، كه گفت: شدادبن اوس (رض) مى‏گفت: شما از خير جز اسباب آن را نديده‏ايد، و از شر هم جز اسباب آن را نديده‏ايد. خير همه و تمامش در جنت است، و شر همه و تمامش در دوزخ است، و دنيا يك پيشكش حاضر و آماده است، كه از آن فاجر و نيكوكار مى‏خورند.و آخرت وعده صادق و راستى است، كه در آن پادشاه غالب حكم و فيصله مى‏كند.براى هر يكى از آن‏ها فرزندانى است، بنابراين از فرزندان آخرت باشيد، و از فرزندان دنيا نباشيد. ابودرداء (رض) مى‏گويد: براى بعضى از مردم علم داده مى‏شود، و بردبارى داده نمى‏شود، و براى ابويعلى علم و بردبارى هر دو داده شده است.
 
پندها  و اندرزهاى جندب بجلى (رض)
بيهقى در شعب الايمان از جندب بجلى (رض) روايت نموده، كه گفت: از خدا بترسيد، و قرآن بخوانيد، چون قرآن نور شب تاريك، و درخشش دهنده چهره در روز على‏رغم مشكلات و فقر است، وقتى كه بلاء نازل گرديد، مال‏هاى‏تان را به عوض نفس‏هاى تان در معرض آن قرار دهيد، و وقتى بلا نازل گرديد، مال‏هاى تان را به عوض نفس‏هاى تان در معرض آن قرار دهيد، و و