ط لازم و کافی جامعه پیشرفته می‎باشد:
«نَظَرَ عُمَرُ (رض) فی طَریقِ الشّامِ، إلی صَرحٍ قَد بُنِیَ بالجَصِّ وَالآجُرِ فَکَبَّرَ وَقالَ: ما کُنتُ أَظُنُ أَن یکونَ فی هذهِ الأُمَّةِ مَن بَنی بُنیانَ هامانَ وَفِرعَونَ»(16) .
عُمَر(رض) در راه شام قصری را دید که با گج و آجر ساخته شده بود، تکبیری زد و گفت: گمان نمی‎کردم که شخصی در میان این امت باشد که به شیوه اشرافیت، هامان و فرعون خانه بسازد!.
6- التماس آدمی به میزان همت و اراده اوست
التماس و خواهش آدمی بیانگر میزان همّت و ارادۀ اوست:
«امیرالمؤمنین علی کَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ، می‌گوید: شبی در مسجد آمدم، اعرابی را دیدم در گوشه‎ای مناجات می‌کرد: «خداوندا! من از تو هیچ نمی‎خواهم مگر بریانی»(17)  و در گوشه دیگر صدّیق اکبر می‌گفت: خداوندا! من از تو هیچ نمی‎خواهم مگر هم تو را. آری التماس مرد به اندازه همّت مرد باشد»(18) .
7- با یاران چنان باید بود که صدّیق(رض)، با پیامبر(ص)
«با یاران چنان باید بود که صدّیق(رض)، با پیامبر(ص) کرد یعنی هیچ در دین و دنیا مخالفت نکرد»(19) .
دوست آن است که در دوست حلّ شود و او را از دل و جان، مهر بورزد.
8- علی شیر میدانهای شجاعت
علی شیر میدانهای شجاعت و نمونۀ صلاحیّت امت، اینچنین با فروتنی و اخلاص به نماز می‌ایستد و به مسجد می‌رفت:
«امیرالمؤمنین علی کَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ، که شیر بیشۀ دین بود، هر وقت که در مسجد آمدی، سر فرو افگنده و پشت دوتا کرده آمدی، وقتی یکی او را پرسید، تو که بر پشت هیچ بار نداری، پشت دوتا کرده چرا می‌آیی؟ گفت: کدام بار از آن گران‎تر که از حمل آن آسمان و زمین و جبال ابا کرده‎اند(20) ، و ما تحمل کرده، وقالَ اللهُ تعالی: ﴿وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا﴾ آری تبختر نشان مخنّثان راه دین است، نه علامت مردان یقین»(21) .
----------------------------------------------------------------
1) رک. (کشف المحجوب به تصحیح استاد زنده یاد ژوکوفسکی- ( خزینةُ الأصفیا) – ( تذکره علمای هند) – سلک السلوک- یا مقدمه دکتر غلام علی آریا). 
2) سِیَرُ الأولیاء تألیف سیّد محمد بن مبارک علوی کرمانی.
3) سلک السلوک-6، شرح احوال. (چهل ناموس- قصیدۀ ربوبیّه – داستان گلریز لذت النساء) نیز از آثار اوست.
4) خواجه ثقلین: سرور جن و انس، حضرت رسول اکرم (ص)
5) این دنیا. 
6) تو از ما در رنجدیدگان که قبلاً برده بوده ایم نیستی.
7) ذلّ: خواری، ذلت. 
8) سلک السلوک- ضیاء نخشبی عارف قرن هشتم هجری – مقدمه و تصحیح و تعلیق و تحشیه دکتر غلام علی آریا- کتابفروشی زوار/ زمستان 1369-56،57. 
9) زردچوبه: زرد چوبه. 
10) لت: سیلی – لت خوردگان: سیلی خوردگان. 
11) منبع مذکور/107 ،108. 
12) شانده بود: نشانده بود.
13) منبع مذکور/103. 
14) تجرید: از تعلقات نفسانی پاک شدن. 
15) منبع مذکور/ 76. 
16) منبع مذکور/ 129-130.
17) بریانی: گوشت کباب وتفته شده.
18) منبع مذکور /106. 
19) منبع مذکور/183. 
20) ابی کرده اند: خود داری کرده اند.
21) منبع مذکور/154. سیّد نور الدین نعمت الله بن عبدالله از عرفای معروف قرن هشتم و نهم هجری است که در ربیع الأول 730-731 هجری قمری در شهر حلب به دنیا آمد، و در بین سالهای 827 تا 834 در کرمان به سرای جاویدان شتافت. تحصیل مقدّمات علوم را نزد شیخ رکن الدین شیرازی فرا گرفت و علم بلاغت را بر شیخ شمس الدّین مکّی و حکمت را بر سیّد جلال خوارزمی و اصول فقه را بر قاضی عضد الدین ایجی آموخت. چند سفر به مکّه و مدینه مشرّف شد و مدتها به ریاضت و تصفیه باطن پرداخت و در آخر در مکّه از دست شیخ عبدالله (امام) یافعی، از مشاهیر نویسندگان و مؤرّخین صوفیّه و عارف عصر، خرقه پوشید و به مراد خویش نائل آمد و بقیه عمر را در سمرقند، هرات و یزد بسر آورده و عاقبت در قصبه ماهان کرمان اقامت گزیده و به تربیت و ارشاد پرداخت(1) .
سلسلۀ طریقت او را نعمت اللهیّه می‌نامند و اکثر سلاسل صوفیه ایران منشعب از آن جناب و وابسته به ایشان می‎باشند.
شاه نعمت الله در شاعری و نویسندگی دست توانایی دارد، اگرچه از شعر و نثر برای بیان عقاید و مراحل و مقامات صوفیّه استفاده می‎کند، ولی به قالب و الفاظ توجّه چندانی ندارد و به معانی و مفاهیم معنوی آنها می‎اندیشد. شاه نعمت الله دارای رسائل فراوانی است که رموز و مسائل تصوّف در آنها شرح داده شده است.
این صوفی بزرگ به خلفای راشدین بسیار احترام می‌گذارد و در اشعار خود این‎چنین یاران رسول(ص) را می‌ستاید:
 
1- اشعاری در وصف خلفای راشدین

ای که هستی مُحبّ آل علی                       مؤمن کاملیّ و بی بَدَلی
رهِ سنّی گزین که مذهب ماست            ورنه گم گشته‎ای و در خللی
رافضی(2)  کیست؟ دشمن بوبکر             خارجی کیست؟ دشمنان علی
هرکه او، هر چهار دارد دوست           امّت پاک مذهب است و ولی
دوست دار صحابه‎ام به تمام                 یار سنّی و خصم معتزلی(3) 
مذهب جامع از خدا دارم                       این هدایت بُوَد مرا ازلی
نعمت اللهم وز آل رسول                چاکر خواجه‎ام خفّی و جلی(4) 
(1499).

2- چهار یار، چهار اسم یک مسمی
در غزلی، چهار یار نبی، چهار اسم یک مسمّی و چهار مرتبه نزولی یک حقیقت می‌باشند.
به کام ما است مَی و جام و جسم و جان هر چار       چه خوش بود که بُوَد ما و آنچنان هر چار
حباب و قطره و دریا و موج را دریاب              به عین ما نظری کن یکی است آن هر چار
چهار حرف بگیر و خوشی بگو الله                    یگانه باش و یکی را روان بخوان هر چار
حریف سر خوش و ساقی مست و جام و شراب           امید هست که باشند جاودان هر چار
چهار طبع مخالف موافقت کردند                                 ببین موافقت این مخالفان، هر چار
یکی است اول و آخر چو ظاهر و باطن                     چهار اسم و مسمّا یکی بدان هر چار
تمام دُنیی و عُقبی و صورت و معنی                  فدای عشق شما می‌کنم روان هر چار
چهار یار رسولند دوستان خدا                           به دوستی یکی دوستدارشان هر چار
چهار مرتبه سیّد تنزّلی فرمود                         ترقّیی کن و می جو ز عاشقان هر چار(5) 
(804).
در ابیات فوق، تبیین تنزّل مراتب وجود، از مقولۀ وحدت وجودی نیست بلکه توضیح سنخیّت چهار یار، با پیامبر اکرم(ص) است.
3- «یار غار» بازتابی از تقرّب به خداوند
«یار غار» بازتابی از تقرّب به خداوند است و یار غار چهار جلوه صوری دریای معنوی و چهار انعکاس، از انوار خورشید حقیقتند:
یک هویت در مراتب می‎نماید صد هزار           عارفانه آن یکی در هر یکی خوش می‫شمار
نزد ما موج و حباب و قطره و دریا یکی است         آب یکی معنی بُوَد هم صورتش ناچار، چار
در شب تاریک امکان نور می‎بخشد به ماه                       می‎نماید روز روشن آفتابی بی‎غبار
عشق بندی می‌کنی باری خیال روی او                 آنچنان خوش صورتی بر نور دیده می‫نگار
مجلس عشق است و رندان مست و ساقی درحضور     حیف باشد در چنین وضعی که باشی در خمار
شکل قوسَین از خط محور نماید دایره                     سِرّ «أَو أَدنی»(6)  طلب کن تا بیابی یار غار
عقل و جان و سیّد و بنده به هم آمیختند                   آنچنان گنجی که مخفی بود گشته آشکار
(813).
یکی بودن چهار یار، همان وحدت د