لخیر (357-440 هـ)</a><a class="folder" href="w:html:45.xml">هـ ابوالقاسم قُشَیری (386، 376 - 465)</a><a class="folder" href="w:html:51.xml">و- ابوالحسن علی بن عثمان بن ابی علی الجلابی الهجویری الغزنوی(465)</a><a class="folder" href="w:html:57.xml">ز: امام محمد غزالی (450-505)</a></body></html>غزالی در بارۀ هیبت عمر بن خطاب به روایت زیر اشاره می‎کند:
«و نیکوترین خُلق رسول الله(ص) را بود که یک روز زنان اندر پیش وی بانگ همی‌کردند و غلبه همی داشتند، عمر(رض) اندر شد، بگریختند، گفت: ای دشمنان خویش ز من حشمت دارید(1)  و از رسول خدا حشمت ندارید؟!، گفتند: تو از وی تندتری و درشت تر. و رسول(ص) گفت: «یا ابن خطّاب، بدان خدای که نفس من به حکم وی است، که هرگز ترا شیطان اندر راهی نبیند که نه آن راه بگذارد و به راهی دیگر شود از هیبت تو»(2) .
------------------------------------
1) یعنی ملاحظه مرا میکنید.
2) منبع مذکور/ جلد دوم/ 428. عید مؤمن روزی است که گناهی در آن انجام نپذیرد و مسلمان باید کوشش کند که همواره زندگی خویش را از اسارت آرزوهای نفسانی و معصیّت الهی آزاد نماید:
«امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(رض) قومی را دید آراسته، گفت: این چیست؟ گفتند: روز عید ایشانست، گفت: آن روز که معصیت نکنم روز عید من است»(1).
---------------------------------------------------------
1) منبع مذکور/ جلد دوم/826 . جامۀ ساده و قلب روشن علی، نشانه‎ای از بی پیرایگی و همسویی با فقر است: «و امیرالمؤمنین علی(رض) جامۀ مختصر داشت، با وی عتاب کردند، گفت: دل بدین خاشع شود و دیگران اقتدا کنند و درویشان را فرا دلخوشی بود»(1).
------------------------------------------------------------
1) منبع مذکور/ جلد دوم/ 614. صُمت و خاموشی یکی از وسائل و مراحل پیکار با نفس است که تخلیه وجود از رذایل و تحلیه به فضائل بدون آن بسیار مشکل به نظر می‌رسد. و ناگفته نماند که زیانهای پر حرفی در امور خانوادگی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و دینی بر کسی پوشیده نیست. در کیمیای سعادت آمده است: «و رسول الله(ص) گفت: «هرکه بسیار سخن باشد بسیار سَقَط بُوَد، و هرکه بسیار سَقَط بُوَد بسیار گناه بُوَد، و هرکه بسیار گناه بُوَد آتش به وی اولیتر» و از این بود که ابوبکر صدّیق(رض) سنگی در دهان نهاده بودی تا سخن نتوانستی گفتن»(1) .
مولانا جلال الدّین محمّد مولوی در مثنوی می‌گوید:
هرکه داد او حسن خود را در مزاد         صد قضای بد سوی او رو نهاد
دشمنان او را ز غیرت می‎درند             دوستان هم روزگارش می‎برند
سخن زیبا گفتن بدون محاسبه و بررسی پیامدهای آن؛ به زیبایی صورت می‌ماند که در معرض دید همگان قرار گیرد، علاوه بر اینکه فرصت وقت گرانبها را از آدمی می‎گیرد رشکها و حسادتهای دیگران را نیز به طغیان وا می‎دارد.
-----------------------------------------------------------
1) منبع مذکور/ جلد دوم/ 473.انسان در برابر سخنهایش، مسؤولیّت تام دارد، ستودن دیگران در صورتی که منطبق با واقعیت نباشد درست نیست:
اما ممدوح را از دو وجه زیان دارد:
یکی اینکه عُجبی و تکبری در وی پدید آید: عمر(رض) نشسته بود با درّه(1) ، جارود(2)  مردی بود آنجا فرود آمد، یکی گفت: این مهتر ربیعه(3)  است، چون بنشست عمر(رض) وی را درّه بزد گفت: یا امیرالمؤمنین این چیست؟ گفت: نشنیدی که این مرد چه گفت؟ عمر گفت: ترسیدم که چیزی اندر دل تو افتد، آن عُجب خواستم که در تو بشکنم. و دیگر اینکه چون به علم و صلاح بر وی ثنا گویند، کامل شود اندر مستقبل و گوید: من خود به کمال رسیدم، و ازین بود که در پیش رسول(ص) مدح کردند، گفت: گردن وی بزدی، و رسول(ص) بر صحابه ثنا گفته است، گفت: «یا عمر، اگر مرا به خلق نفرستادی ترا فرستادندی» و گفت: «اگر ایمان جملۀ عالم با ایمان ابوبکر مقابله کنند، ایمان وی زیادت آید» و امثال این که دانست که ایشان را زیانی ندارد»(4) .
امام غزالی می‌خواهد با نقل این روایتها، آدمی را به انواع مدح آشنا کند، زیرا، چه بسیاری از شاعران و ادیبان، کسانی از حکومتیان را به صفاتی ممدوح ستوده‎اند که هیچ عقل سالمی آن را نمی‎پذیرد و علاوه بر آن وجدانهای بیدار به ضدّیت با آنان برخاسته‎اند.
ناصر خسرو قبادیانی به شاعران دربار محمود غزنوی حمله می‎کند و می‎گوید:
من آنم که در پای خوکان نریزم          مر این قیمتی درّ لفظ دری را
هیچ شاعر آزاده‎ای حاضر نیست که سخنان زیبا و آراستۀ خود را نثار پادشان خوک صفت و شهوت ران نماید! و اگر گاهی شاعر و نویسنده‎ای توانا، صفتی عالی به ممدوح خود داده، برای تشویق او به کسب فضائل و انجام کارهای نیک و پسندیده بوده است.
---------------------------------------------------------
1) تازیانه.
2) مرد شوم، بد اختر.
3) بزرگ قبیله ربیعه 
4) منبع مذکور/ جلد دوم/ 502-501. «یکی ابوبکر صدّیق را دشنام داد، گفت: آنچه از ما بر تو پوشیده است بیشتر است»، «یکی ابوبکر صدّیق را در پیش رسول الله(ص) جفا می‌گفت و وی خاموش می‎بود، و چون در جواب آمد رسول(ص) برخاست، گفت(1) : تاکنون می‎نشستی چون جواب گفتن گرفتم برخاستی، گفت: (2)  تا خاموش بودی جواب تو فرشته می‌داد چون تو گفتن گرفتی شیطان آمد نخواستم که با شیطان بنشینم»(3) .
آنچه که ما را به حقیقت موضوع راهنمایی می‌کند اینست که: بدانیم تحمّل سخن نادرست دیگری در باروری منش آدمی نقش بسزائی دارد چنانکه در تاریخ حیات پیامبر بزرگوار اسلام آمده است که: مشرکان و دشمنان انواع تهمتها را به آن حضرت می‎زدند در حالی که رسول اکرم(ص) با شکیبایی ویژه‎ای به آنان پاسخ می‎داد.
----------------------------------------------------------
1) یعنی ابوبکر گفت.
2) رسول گفت 
3) منبع مذکور/ جلد دوم/511. مردان سترگ تاریخ معرفت هرگز به دنیا و ما فیها دل نبسته و همواره کوشیده‎اند که خود و دیگران را از دام زرق و برق دنیا و مال دوستی نجات دهند. علی(رض) درمی بر کف دست نهاد و گفت: «تو آنی که تا از دست من نروی مرا هیچ سود نکنی»(1) .
مال دوستی به معنی مال داشتن نیست زیرا چه بسا افرادی پیدا می‌شوند که با وجود داشتن مکانت و ثروت به آن دل نبسته‎اند و در مواقع ضروری از مال خود انفاق می‌کنند چنانکه رسول خدا(ص) گفت: «نِعم العَونُ علی تقوی اللهِ المالُ»(2) .
عمر(رض) گفت: «چه جمع کنیم از مال دنیا؟ گفت(3) : زبان ذاکر و دل شاکر و زن مؤمنه»(4) .
--------------------------------------------------------
1) منبع مذکور/534.
2) منبع مذکور/ 689- مال بهترین یاوری بر پرهیزگاری است. 
3) یعنی خود پاسخ داد. 
4) منبع مذکور/689.نباید از احادیث و روایاتی که مال دنیا را مذمّت می‌کنند چنین استنباط شود که اسلام به فقر و گوشه گیری و زندگی بخور و نمیر دستور می‌دهد بلکه شریعت نبوی می‌خواهد به مسلمانان بفهماند که برای رفع تبعیضات و ایجاد قسط و عدالت اجتماعی و جامعه مرفه و آزاد اسلامی لازم است که مسلمانان از اسراف و تبذیر و ریخت و پاش دوری نمایند و به موقع نیز گذشت و ایثار کنند مانند عملکرد ابوبکر در خریدن بلال حبشی سیاه پوست.
علی(رض) گوید: «چون دنیا بر تو اقبال کند خرج کن که از خرج کم نشود، و چون از تو بگریزد خرج کن که بنماند»(1).
----------------------------------------------------------
1) منبع مذکور/545بخل بلای کشندۀ جامعه اسلامی است- ابوسعید خدری(رض) که یکی 