دار ومقدس ميشمارند . در حاليکه دين مقدس اسلام انجام چنين اعمال را هيچ اجازه نداده واز جملهء بدعت هاي زشتي محاسبه ميکند که درميان مسلمانان رواج يافته است .
بدعت نذر کشمش نخود : نذر کشمش نخود که آنرا نذر مشکل کشا مينامند بدعت ديگري است که شامل مقدسات شده وبعضي از مسلمانان بي خبر از دين وعقيدهء اسلامي آنرا انجام ميدهند ، در دين مقدس اسلام يگانه مشکل کشاي مسلمانان ذات  الله  جل جلاله  ميباشد ، وبراي اينکه  الله جل جلاله مشکلات ما را رفع نمايد فرموده است (واستعينوا بالصبروالصلاة) با صبر ونماز کمک بخواهيد . بنابراين مسلمان دروقت رسيدن به کدام مشکلي نخست صبر ميکند وبعد از آن مستقيما از طريق نماز با  الله   ارتباط گرفته مشکلات خود را بيان ميکند ، ودرصورتيکه اعمال خوب داشته باشد ،  الله   مشکلش را دور ميکند .
اما چنين نذر ها در شريعت اسلامي ناروا بوده ازجملهء بدعت هاي سيئه ميباشد ، که لازم است مسلمانان بخاطر صافي عقيدهء شان از چنين امور جلوگيري نمايند .
بدعت گذاشتن موي اطفال براي نذر: بعضي مردم در زيارتي رفته ويا به نزد کدام شخص بزرگ رفته نذر ميکنند که درصورتيکه طفلي بدنيا بياورند لنگر آن زيارت را گرم ميکنند، ويا حيواني برايش ذبح ميکنند،بنابراين دروقت تولد طفل يک مقدار مويش را ميگذارند ، تا وقتيکه برايش آن نذر را انجام دهند ، هرگاه نذر براي  الله    باشد ، ضرورت به چنين موي ماندن ها نيست وهرگاه براي کدام زيارت ويا کدام شخص باشد ، نذر کردن براي اشخاص ناجايز وبدعت ميباشد که کنندهء آن مرتکب سخت ترين گناه شده است .

--------------------
[1] -   مرجع سابق عين صفحه.
 [2] -  عن العرباض بن سارية رضي الله عنه ، وفيه : قوله  : " وإياكم ومحدثات الأمور ؛ فإن كل محدثة بدعة ، وكل بدعة ضلالة " .  اين حديث را اخراج نموده است : أبو داود في سنن ابی داوود  ، (4/201) در شمارهء :  4607) وابن ماجة (1/15) در شمارهء :  42) ، والترمذي (5/44) در شمارهء :  2676) وگفته است : که اين حديث حسن صحيح ، و امام البانی آنرا در في ظلال الجنة في تخريج السنة لابن أبي عاصم حديث صحيح خوانده است در شمارهء :  27 .              
[3] -   " إن أصدق الحديث كتاب الله ، وأحسن الهدي هدي محمد ، وشر الأمور محدثاتها ، وكل محدثة بدعة وكل بدعة ضلالة وكل ضلالة في النار "  بروايت مسلم (3/153)
 [4] -   أَخْبَرَنَا عُتْبَةُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ أَنْبَأَنَا ابْنُ الْمُبَارَكِ عَنْ سُفْيَانَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ فِي خُطْبَتِهِ يَحْمَدُ اللَّهَ وَيُثْنِي عَلَيْهِ بِمَا هُوَ أَهْلُهُ ثُمَّ يَقُولُ مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ وَمَنْ يُضْلِلْهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَأَحْسَنَ الْهَدْيِ هَدْيُ مُحَمَّدٍ وَشَرُّ الْأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلُّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَكُلُّ ضَلَالَةٍ فِي النَّارِ ثُمَّ يَقُولُ بُعِثْتُ أَنَا وَالسَّاعَةُ كَهَاتَيْنِ وَكَانَ إِذَا ذَكَرَ السَّاعَةَ احْمَرَّتْ وَجْنَتَاهُ وَعَلَا صَوْتُهُ وَاشْتَدَّ غَضَبُهُ كَأَنَّهُ نَذِيرُ جَيْشٍ يَقُولُ صَبَّحَكُمْ مَسَّاكُمْ ثُمَّ قَالَ مَنْ تَرَكَ مَالًا فَلِأَهْلِهِ وَمَنْ تَرَكَ دَيْنًا أَوْ ضَيَاعًا فَإِلَيَّ أَوْ عَلَيَّ وَأَنَا أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ حديث نمبر( 1560) کتاب صلاة العيدين ، سنن النسائی .
[5] -   الاعراف /128
[6] -   البقرة /45
[7] -   حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ كَثِيرٍ أَخْبَرَنَا سُفْيَانُ عَنْ الْأَعْمَشِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَابِسِ بْنِ رَبِيعَةَ عَنْ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّهُ جَاءَ إِلَى الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ فَقَبَّلَهُ فَقَالَ إِنِّي أَعْلَمُ أَنَّكَ حَجَرٌ لَا تَضُرُّ وَلَا تَنْفَعُ وَلَوْلَا أَنِّي رَأَيْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُقَبِّلُكَ مَا قَبَّلْتُكَ بخاري حديث 1494
[8] -   1-  حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَنِ أَخْبَرَنَا حَيْوَةُ أَخْبَرَنَا خَالِدُ بْنُ عُبَيْدٍ قَالَ سَمِعْتُ مِشْرَحَ بْنَ هَاعَانَ يَقُولُ سَمِعْتُ عُقْبَةَ بْنَ عَامِرٍ يَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ مَنْ تَعَلَّقَ تَمِيمَةً فَلَا أَتَمَّ اللَّهُ لَهُ وَمَنْ تَعَلَّقَ وَدَعَةً فَلَا وَدَعَ اللَّهُ لَهُ16763 مسند الشاميين / مسند احمد بن حنبل
 [9] -   محيط المحيط ، معلم بطرس البستانی ، بيروت : مکتبة لبنان ، (1987م) ص : 74
[10] -   المحيط المحيط ، ص :963
[11] -   (حَدَّثَنَا عَبْدُ الصَّمَدِ بْنُ عَبْدِ الْوَارِثِ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ مُسْلِمٍ حَدَّثَنَا يَزِيدُ بْنُ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ دُخَيْنٍ الْحَجْرِيِّ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ عَامِرٍ الْجُهَنِيِّ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَقْبَلَ إِلَيْهِ رَهْطٌ فَبَايَعَ تِسْعَةً وَأَمْسَكَ عَنْ وَاحِدٍ فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ بَايَعْتَ تِسْعَةً وَتَرَكْتَ هَذَا قَالَ إِنَّ عَلَيْهِ تَمِيمَةً فَأَدْخَلَ يَدَهُ فَقَطَعَهَا فَبَايَعَهُ وَقَالَ مَنْ عَلَّقَ تَمِيمَةً فَقَدْ أَشْرَكَ) حديث نمبر(16781 ) مسند الشاميين مسند احمد بن حنبل رحمه الله
[12] -   جهان بيني وايديولوژي تاليف دكتور علي شريعتي مجموعه آثار(23) ، ايران : چابخانه حيدري ، 1382 ص : 44- 45 .
قرآن كريم با ترجمه كوردي 
http://islamtape.com/sounds.php?shareet=381

توجه: 
جهت شنیدن قرآن کریم با قرائت استاد سعد الغامدي با ترجمه كوردي از تفسير آسان برهان محمد امین
به سايت نوار اسلام مراجعه كنيد 
و يا برروي لينك فوق - هنگامي كه به اينترنت وصل هستيد - كليك نماييد. 
آيا پيروي از سنت اعتراف به اشتباه امام مذهب خود و عيبجويي از آنها است؟
صاحب اثر: ناصر الدین آلبانی 

 وهم دیگری که نزد مقلدین، شایع است و آنها را از پیروی سنت در جایی که سخن مذهبشان مخالف با آن شد، باز می‌دارد، این است که آنها گمان می‌کنند با این کار به اشتباه امام مذهب خود اعتراف کرده و از او عیبجویی کرده‌اند. آنگاه می‌گویند: وقتی نمی‌توان از یک مسلمان عادی، عیبجویی کرد، چگونه می‌توان به امامی از ائمه‌ی مسلمین، طعن وارد ساخت؟! در پاسخ بایدگفت: چه پندار باطلی؟ و علت چنین پندارهایی، انصراف از فقه سنت است.
و گرنه، چگونه یک مسلمان عاقل به خود اجازه چنین سخنی را می‌دهد؟ در حالی که رسول خدا صلي الله عليه و سلم می‌فرماید: «هر گاه حاکم (عالم) حکمی را بر اساس اجتهاد خویش، صادر نماید، در صورتی که حکمش درست باشد به او دو اجر می‌رسد و اگر اشتباه باشد باز هم یک اجر دارد».[1]
حدیث فوق، بیانگر این مطلب است که معنی شرعی سخن کسی که می‌گوید: «اخطأ فلان» این است که: «أثیب فلان أجراً واحداً» یعنی زمانی که گفتیم فلانی در این اجتهاد، اشتباه کرده است، این سخن، بیانگر آن است که به ایشان یک اجر می‌رسد.
پس کسی که اشتباه عالمی را در مسئله‌ی متذکر می‌شود، در واقع، اعتراف می‌کند که به او یک اجر می‌رسد. کجای این عمل را می‌توان طعن و تحقیر نامید؟ بی‌تردید این یک سوء برداشت و توهم باطل است که باید از آن دست برداشت زیرا دارنده‌ی چنین اعتقادی در واقع، سایر مسلمانان و ائمه و تابعین را طعن و تحقیر می‌نماید چون که سلف صالح و بزرگان قوم در برخی موارد آراء یکدیگر را نقض می‌کردند. و اگر ما این عمل را طعن و تحقیر بنامیم، گویا آنها یکدیگر را طعن و تحقیر می‌نمودند، حتی خود پیامبر خدا صلي الله عليه و سلم خطاب به ابوبکرت در مورد تعبیر خوابی فرمود: «أصبت بعضاً و أخطأت بعضاً»[2] (بخشی از تعبیر شما درست و بخشی، اشتباه بود).
آیا می‌توان گفت که رسول‌الله صلي الله عليه و سلم قصد طعن و تحقیر ابوبکرت را داشته است؟ چه تأثیر بدی این وهم بر اذهان آنها گذاشته است که حاضراند از حدیث صحیح، چشم بپوشند چون پیروی از آن به معنی نقض سخن امام مذهب است که نوعی تحقیر و بی‌احترامی به شخصیت ایشان تلقی می‌شود.
نمی‌دانم اینها فراموش کرده‌اند یا خود را به فراموشی زده‌اند که با این وهم، از چاله به چاه افتاده‌اند زیرا اگر پذیرفتن سخن شخص، به معنی احترام و تعظیم، و رد کردن آن به معنی طعن و تحقیر آن شخص باشد، پس اینها چگونه حاضر شده‌اند با سخن صحیح و ثابت رسول‌الله صلي الله عليه و سلم به خاطر پیروی از سخن مذهب خویش، مخالفت کنند و سخن مذهب را ولو اینکه مخالف با سنت صحیح باشد بپذیرند حال آنکه امام مذهب آنها معصوم نیست و طعن و تحقیر کفر محسوب نمی‌شود اما پیامبر خدا صلي الله عليه و سلم معصوم است و طعن و تحقیرش، کفر محسوب می‌گردد؟!
باید گفت: مقلدین برای این اعتراض، پاسخی ندارند جز سخن معروفی که همواره آن را دستاویز خود قرار داده و می‌گویند: ما به امام خود اعتماد داریم و یقیناً ایشان از ما نسبت به سنت، آگاهی بیشتری داشته است.
ما برای این سخن آنها، نیز جواب‌هایی داریم اما به علت ضیق مقام به ذکر یکی از آنها بسنده می‌کنم که به امید خدا، کافی خواهد بود.
می‌گویم : تنها امام شما نیست که از شما نسبت به سنت، آگاهی بیشتری دارد بلکه ده‌ها و هزاران امام دیگر نیز وجود داشته است که سنت را از شما بهتر درک کرده‌اند. پس اگر سنت صحیحی نقل شد که مذهب شما با مقتضای آن موافق نبود ولی یکی دیگر از ائمه‌ی آشنا به سنت بر آن عمل کرده بود، شما طبق سخن خودتان باید آن را بپذیرید زیرا مخالف شما نیز می‌گوید: امام من بر این عمل کرده است و من به امام خود اعتماد دارم. یقیناً امامی که این سنت را پذیرفته است شایستگی بیشتری دارد که در این مورد از وی پیروی شود.
در پایان، به صراحت می‌گویم: ما در این کتاب، سنت‌های صحیح و ثابت رسول‌الله صلي الله عليه و سلم را در مورد نماز، گردآوری نموده‌ایم و برای هیچ کس عذر و بهانه‌ای برای ترک آنها نگذاشته‌ایم.
بنابراین، شما هیچ موردی را نخواهید یافت که علما به ترک آن اتفاق داشته باشند بلکه تمامی مسائل مطرح شده، نزد همه مسلمانان قابل قبول می‌باشند با این تفصیل که هر مسأله نزد گروهی از مسلمانان مورد قبول است. و اگر عده‌ای در موردی دچار خطا گشته‌اند، معذور و مأجور می‌باشند. زیرا به احتمال قوی، حکم منصوص به ایشان نرسیده یا از طریقی رسیده است که نزد آنها اتمام حجت نشده و یا به خاطر عذری دیگری بوده که این‌گونه عذرها ن