ا کاران و افراد داخل نهر خون، ربا خواران.
و پیرمرد زیر درخت ابراهیم علیه السلام و کودکانی را که در کنار او مشاهده کردی، فرزندان او هستند و روشن کننده آتش مالک و نگهبانان جهنم بودند.
منزل اول مسکن مؤمنان و منزل دوم از آن شهیدان امت اسلامی‌بود و من هم جرئیل و این دومی‌هم میکائیل است، حالا سرت را بلند کن. وقتی سرم را بلند کردم، بالای خود را مانند ابرها دیدم. به من گفتند: این منزل تو است. گفتم: پس بگذارید تا وارد منزلم شوم. گفتند: هنوز عمر تو باقی است و منزلت را به اتمام نرسانده‎اید و هرگاه آن را به پایان برسانی وارد آن خواهی شد).

بدهکاری و زندانی قبر:
بدهکاری و دَین موجب ایجاد ضرر و زیان در قبر می‌شود، از حضرت سعد بن اطول رضی الله عنه روایت شده که برادرش در حالی فوت کرد که سیصد درهم ترکه داشت و زن و فرزند فقیر و بی نوائی را به جا گذاشت. سعد می‌گوید: خواستم ترکه را برای خانواده‌ی برادرم خرج کنم، رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (إِنَّ أَخَاک مَحْبُوسٌ بِدَینِهِ فَاذْهَبْ فَاقْضِ عَنْهُ)
(برادر تو در برابر بدهی‌هایش در قبر زندانی است. برو بدهی های او را بپرداز.)
سعد می‌گوید: رفتم بدهی‌های برادرم را پرداخت نمودم و برگشتم و عرض کردم، ای رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم تمام بدهی‌هایش را پرداخت کردم فقط دو دینار باقی مانده که زنی مدعی است آنها را به ودیعه به برادرم داده است، ولی دلیلی ندارد. رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

(أَعْطِهَا فَإِنَّهَا صَادِقَةٌ)
(آنرا هم بپرداز، چون زن راست می‎گوید)[8]

رسول‎ الله صلی الله علیه وسلم در این حدیث خبر می‌دهد که آن صحابی بخاطر بدهی‌هایش محبوس است و در حدیثی دیگر که ممکن است تفسیر این حدیث باشد و مفهوم محبوس بودن را شرح می‌دهد، چنین آمده است: (إِنَّهُ مَأْسُورٌ بِدَینِه عن الجنةِ )
(او بخاطر دین و بدهی از وارد شدن به بهشت منع شده است.)
و در روایت سمرة بن جندب چنین آمده است: رسول‎الله صلی الله علیه وسلم بر جنازه‌ای نماز میت خواند، وقتی سلام داد، فرمود: آیا از قبیله فلان کسی میان شما هست؟ حاضرین سکوت اختیار کردند. (هرگاه رسول‎الله صلی الله علیه وسلم از صحابه سوال می‌کرد، نخست آنها ساکت می‌شدند) رسول‎الله صلی الله علیه وسلم سوال را چند بار تکرار فرمود، ولی باز هم کسی جواب نداد، بالاخره یکی گفت: آری، فلانی حاضر است. راوی می‌گوید: مردی که ازارش را بر زمین می‌کشید از پایین مسجد بلند شد و نزد رسول‎الله صلی الله علیه وسلم آمد، رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: چرا در دوبار اول جواب ندادید؟ من جز خیر هیچ هدف دیگری نداشتم، خواستم به اطلاع برسانم که مردی از قبیله شما به خاطر بدهی از رفتن به بهشت منع شده است، اگر می‌خواهید او را نجات دهی دین او را ادا کن و اگر دوست ندارید جریان را برای خانواده یا هرکس دیگری که به دین او اهتمام می‌دهد تعریف کن، تا بدهی او را بپردازند[9].

گریه بازماندگان موجب تعذیب مردگان می‌شود:
وقتی حضرت عمر رضی الله عنه مورد اصابت خنجر مجوسی قرار گرفت، صهیب رضی الله عنه به عیادت او رفت و شروع کرد به گریه کردن و گفت: وای برادر، وای رفیق و همراه. عمر رضی الله عنه فرمود: ای صهیب رضی الله عنه تو بر من گریه می‌کنید و حال آنکه رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: (إِنَّ الْمَیتَ لَیعَذَّبُ بِبُکاءِ أَهْلِهِ عَلَیهِ ) [10]
(قطعاً میت به خاطر گریه کردن خویشاوندانش تعذیب می‌شود )
عایشه رضی الله عنها منکر این است که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم چنین فرموده باشد. در صحیح بخاری آمده است که ابن عباس رضی الله عنه بعد از وفات عمر رضی الله عنه دیدگاه او را در مورد این جریان با حضرت عایشه رضی الله عنها در میان گذاشت، حضرت عایشه رضی الله عنها فرمود: خداوند بر عمر رحم کند. بخدا سوگند رسول‎الله صلی الله علیه وسلم نفرموده است که مومن بخاطر گریه خویشاوندانش در قبر عذاب می‌بیند، بلکه رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرموده: خداوند به خاطر گریه بازماندگان سزای کافر را بیشتر می‌کند، برای رد این دیدگاه کافی است به آیه قرآن نگاه کنیم که می‌فرماید: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» فاطر: ١٨
(هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را به دوش نمی‌کشد)
چند تاویل از عایشه رضی الله عنها پیرامون این حدیث نقل شده است، البته علما در کتب صحاح و سنن این تاویلات را رد کرده‎اند[11].
ولی دو نکته شایان ذکر است: یکی اینکه آیا رسول‎الله صلی الله علیه وسلم این حدیث رابیان فرموده است؟ امام قرطبی می‌فرماید: منکر شدن حضرت عایشه رضی الله عنها و حکم وی در برابر خطای راوی یا شنیدن قسمتی از حدیث و فراموش کردن قسمت دیگر، قابل قبول نیست، چون راویان حدیث جمع فراوانی از اصحاب هستند و همه با جزم و قاطعیت لفظ را به پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت می‌دهند، بنا بر این اگر امکان تأویل صحیح و درستی برای حدیث باشد، نمی‌توان آنرا رد کرد.[12]
دوم اینکه: میت چگونه بخاطر گریه کردن خویشاوندانش عذاب می‌بیند، حال آنکه این گریه کردن اعمال دیگران است، نه عمل خود میت؟ و خداوند می‌فرماید: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» فاطر: ١٨
علما‌ برای این سوال پاسخ‌های متعددی را بیان کرده‎اند که بهترین آنها را امام بخاری تحت عنوان « قول النبی صلی الله علیه وسلم یعذب المیت ببعض ما ینح علیه اذا کان النوح من سنته» آورده است. امام بخاری می‌گوید: میت وقتی به نوحه خواندن خویشاوندانش دچار عذاب می‌شود که نوحه خواندن در خانواده او مرسوم و خودش مروج نوحه خوانی باشد، چون خداوند می‌فرماید:

«قُوا أَنفُسَکمْ وَأَهْلِیکمْ نَارًا» التحریم: ٦
(ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخی بر کنار دارید)
و پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (کلُّکمْ رَاعٍ وَکلُّکمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیتِهِ )
(همه شما نگهبان و در مقابل خانواده مسئول هستید )

همانگونه که عائشه رضی الله عنها به آیه استدلال می‌کند، هرکسی مسئول کردار و گفتار خودش می‌باشد.
امام ترمذی نیز تاویل امام بخاری را پذیرفته است، و حدیث حضرت عمر رضی الله عنه را با این الفاظ «المیت یعاب ببکاء اهله علیه» روایت کرده و حدیث را حسن و صحیح می‌داند، سپس می‌گوید: عده‎ای از علماء گریه کردن بر میت را مکروه می‌دانند و بر این باوراند که میت بخاطر گریه کردن خویشاوندانش یا بخاطر گریه کردن زندگان عذاب می‌بیند و حدیث حضرت عمر رضی الله عنه را ترجیح داده‎اند، ابن مبارک می‌گوید: تمایل من بر این است که اگر میت در زندگی و حیات خود خویشاوندانش را از گریه کردن و نوحه خواندن منع کرده باشد، بخاطر گریه کردن اهلش عذاب نمی‌بیند هر چند بازماندگان بر او گریه کنند.[13]
چنین برداشتی فهم و دیدگاه امام قرطبی از حدیث مذکور است، چون ایشان می‌گویند: بعضی یا اکثر علما بر این باوراند که میت در صورتی بخاطر گریه نمودن اهلش عذاب می‌بیند که گریه کردن از سنن مروّجه در خانواده او باشد و یا برای گریه کردن توصیه نموده و بدان تاکید کرده باشد، مثلاً وصیت کند و بگوید: هنگام مرگم به بهترین وجه نوحه سرایی کنید و گریبان خود را پاره نماید...[14]
بی‌تردید نوحه خواندن، کوبیدن بر سر و صورت و پاره کردن گریبان از رسوم و عادات مردم دوران جاهلیت بوده است، حتی مردم دوران جاهلیت همواره توجیه می‌کرده‌اند که بعد از مردنشان برای آنها نوحه خوانی شود و خبر مرگش میان مردم اعلام و پخش گردد.
چنین رسومی‌در مذاهب و اشعار دوران جاهلیت به کثرت دیده می‌شود، بنابراین در چنین مواردی، دیگر گریه کردن (نوحه خواندن) زندگان مستلزم عذاب میت است، چون توصیه و عادت او را به جا آورده‎اند و راه و روش زندگی او را ادامه داده‌اند.[15]
لازم است به تعبیر و الفاظ امام بخاری در صحیحش توجه شود، که می‌فرماید: تعذیب میت به نوع گریه کردن بستگی دارد نه هر نوع گریه‌ای، چون گریه‌ی محدود به حزن و اشک ریختن دور از زخمی‌کردن صورت و پاره کردن لباس و داد و‌ فغان، مشکلی ندارد و صاحبش تعذیب و مؤاخذه نمی‌شود، در سنت رسول‎الله صلی الله علیه وسلم نصوص فراوانی وجود دارد که این مطلب را تأیید می‌نمایند.
علامه ابن تیمیه نیز پیرامون این مسئله سخن گفته و دیدگاه امام بخاری، قرطبی، ابن عبدالبر و همه پیروان آنها را در مورد فهم حدیث مذکور نقد و تضعیف کرده است، امام بعد از ذکر نصوص حدیث می‌فرماید: گروهی از متقدمین و متاخرین (سلف و خلف) این احادیث را رد کرده‎اند و بر این باورند که این گونه روایات از باب مجازات انسان به جرم دیگران است و معارض با آیه ذیل می‌باشد: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» فاطر: ١٨
ابن تیمیه می‌فرماید: بزرگان در دفع تعارض مذکور دیدگاه و راه‌های متفاوتی را پیموده‎اند، برخی مانند عائشه رضی الله عنها و شافعی و دیگران راویان احادیث را تخطئه کرده‎اند و گروه دیگر مانند مزنی و غیره با پیش کشیدن مقوله وصیت و سفارش میت به بازماندگان مسئله را خاتمه می‌دهند و مشکل را بر طرف می‌سازند.
بخشی دیگر از علما مانند ابو برکات حدیث را بر عادت بازماندگان حمل می‌کنند و جرم میت را ترک نهی از منکر و عادت ناشایست بازماندگان می‌پندارند.
ولی تمام این مواضع و دیدگاه‌ها ضعیف هستند و نمی‌توانند مشکل را بر طرف سازند. امام در رد دیدگاه اهل تأویل می‌گوید: احادیث صحیح و واضح با راویانی چون عمر بن خطاب رضی الله عنه و فرزندش عبدالله و ابو موسی اشعری و غیره را نمی‌توان با چنین تاویلات ضعیفی رد نمود، حضرت عایشه در بسیاری موارد دیگر چنین موقفهایی را به میان می‌آورد و با اجتهاد و حکم بر باطل بودن معنی احادیث آنها را رد کرده است، ولی روش ایشان علمی‌نیست چون با تفکر و تدبر در موضوع روشن می‌شود که نصوص صریح و صحیح روایت شده از ثقات را نمی‌توان با نسیان یا اشتباه رد کرد.[16]
شیخ الاسلام ابن تیمیه در ادامه سخنانش می‌فرماید: عایشه رضی الله عنها با رد کردن حدیث دچار همان مشکلی می‌شود که از آن فرار کرده است، چون حدیث را با لفظی دیگر نقل می‌کند و آنرا صحیح و روایت شده از پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌داند در حالی که همان لفظ هم مشکل حدیث حضرت عمر را در خود جایی داده است، اگر تأویل عائشه را بپذیریم و قبول کنیم که میت کافر بر اثر گریه بازماندگان دچار عذاب بیشتری می‌شود چه تفاوتی دارد با حدیث حضرت عمر که می‌فرماید: میت توسط گریه اهل و عیالش دچار عذاب می‌شود، اگر مسئله را در ازدیا