جر گفته : «صدوق است اما قوت حفظ او بد بود، و گفته شده که در تشیع اهل غلو بود».
امام بخاری درباره او گفته : عبد الرحمن بن مهدی احادیث وی را ترک گفته، او عثمان رضی الله عنه را دشنام می داد.
ابوزرعه گفته : «صدوق است، اما دارای غلو بوده».
و ابو حاتم می گوید: «به حدیث او استناد نمی شود، و بد حفظ بود».
" تهذیب الکمال" للمزی

3- جعفر بن زیاد
جعفر بن زیاد الأحمر، أبو عبد الله؛ از تابع تابعین است که درسال 167 هجری فوت کرده، بخاری و مسلم از او حدیث روایت نکردند و از بین کتب صحاح تنها در سنن ترمذی و نسایی از او حدیث روایت شده است، امام ذهبی گفته : «صدوق و شیعی است»، و ابن حجر گفته : «صدوق است که به تشیع گرایش داشت».
عثمان بن سعید دارمی گفته : از یحیی بن معین درباره جعفر احمر سوال شده، گفت : نه وی را ثابت کرده و نه تضعیف! " تهذیب الکمال" للمزی
حافظ ابن حجر در کتاب "تهذیب التهذیب" (2 / 93) آورده :
«ابن عدی وی را فرد صالح و شیعی دانسته، عجلی نیز گفته : کوفی و ثقه است، عثمان بن ابی شیبه نیز وی را صدوق و ثقه دانسته، امام ابن حبان گفته : او زیاد از راویان ضعیف حدیث روایت می کند».

4- حارث بن عبدالله
اگر منظور حارث بن عبد الله بن أبی ربیعة القرشی المخزومی باشد؛ او از تابعین است که در سال 70 هجری فوت کرده، و از بین محدثین صحایح تنها نسایی از او روایت کرده، ابن حجر وی را صدوق دانسته و ذهبی درباره وضعیت او چیزی نگفته است.
بخاری نقل کرده که مادر او نصرانی بود، و ابن حبان وی را در "ثقات تابعین" آورده است.
"تهذیب التهذیب "2 / 144، و " تهذیب الکمال"
و اگر منظور حارث بن عبد الله الأعور الهمدانی الحوتی الخارفی باشد؛ او از تابعین بود که در زمان ولایت عبدالله ابن زبیر رضی الله عنه وفات کرد، بخاری و مسلم از او روایت نکردند و أبو داود - ترمذی - نسائی - ابن ماجه از او روایت کردند، البته نسایی فقط یک حدیث را از او نقل کرده، ابن حجر گفته : در حدیث او ضعف نهفته است، و شعبی وی را کذاب دانسته و متهم به رافضی گری نموده، و امام ذهبی گفته : شیعه میانه بوده، و نسایی گفته : در حدیث قوی نیست.
چند نفر دیگر نیز وی را به کذب متهم کردند، و عبدالرحمن بن مهدی حدیث وی را ترک می کرد، یحیی بن معین گفته : او ضعیف است، و ابوزرعه گفته : به حدیث او استناد نمی شود، و ابوحاتم گفته : او از کسانی نیست که به احادیثش استناد شود، و امام دارقطنی نیز وی را ضعیف دانسته است.
تهذیب التهذیب 2 / 146، " تهذیب الکمال"

5- داوود بن ابی عوف
داود بن أبی عوف؛ أبو الجحاف الکوفی ، وی هم عصر صغار تابعین بود، تنها ترمذی - نسائی - ابن ماجه از او روایت آوردند، حافظ ابن حجر گفته : صدوق شیعی و گاها دچار اشتباه می شده، و امام ذهبی گفته : احمد بن حنبل و یحیی بن معین وی را توثیق کردند، و ابوحاتم گفته : در اندکی از احادیثش صالح است. اما ابن عدی وی را در حدیث قوی نمی داند و به حدیث او احتجاج نمی کرد، زیرا وی را به غلو در تشیع متهم می کرد، ابن حبان نیز وی را در "الثقات" آورده و گفته : دچار خطا می شد، عقیلی هم وی را از غلاة شیعه بحساب آورده است.
"تهذیب التهذیب" 3 / 196، " تهذیب الکمال".

6- عثمان بن عمیر
او عثمان بن أبی حمید (یا بن عمیر)، البجلی أبو الیقظان کوفی است، وی هم عصر صغار تابعین بود که در سال 150 هجری فوت کرد، تنها ترمذی - ابوداود - ابن ماجه از او روایت آوردند، حافظ ابن حجر گفته : او ضعیف است، و گاه دچار اختلاط (هواس) می شد و تدلیس می نمود و در تشیع غلو می کرد. امام ذهبی گفته : ضعیف است.
عبدالله بن احمد از پدرش نقل می کند که او (یعنی احمد بن حنبل) وی را ضعیف الحدیث دانسته است، و ابن مهدی حدیثش را ترک می کرد. و از یحیی بن معین نقل شده که او گفت : حدیث عثمان بن عمیر ارزشی ندارد.
حافظ ابن حجر در کتاب "تهذیب التهذیب" (7 / 146) گفته : او منکر الحدیث است، و از انس هم روایتی سماع نکرده است، و حاکم از دارقطنی نقل کرده که او عثمان بن عمیر را فردی منحرف پنداشته که حدیثش مورد استناد نیست. ابن حبان گفته : او دچار اختلاط هواس می شد و حتی نمی دانست که چه می گوید، پس احتجاج به او جایز نیست. و ابن عدی هم گفته : در تشیع غلو می کرد، و به رجعت (مردگان به این دنیا) معتقد بود.

7- عبدالله شداد
عبد الله بن شداد بن الهاد، از تابعین بود که در سال 81 به بعد در کوفه فوت کرد، بخاری - مسلم - أبو داود - ترمذی - نسائی - ابن ماجه از او روایت کردند، امام ذهبی وی را ثقه دانسته، و ابن حجر بنقل از عجلی آورده که او از بزرگان تابعین ثقه است، از امام احمد بن حنبل درباره او سوال شد : آیا عبدالله بن شداد از پیامبر صلی الله علیه وسلم حدیثی شنیده است؟ گفت : خیر.
ابوزرعه و نسائی هم وی را ثقه دانسته اند، ابن مدینی گفته : او به همراه علی رضی الله عنه در نهروان شرکت داشت. امام ذهبی در کتاب " سیر أعلام النبلاء " (5/486) سخنی را از عبدالله بن شداد بنقل از "عطاء بن سائب" می آورد و در انتها در تعلیق بر سخن عبدالله می گوید : این سخن او زیاده روی در حق علی است، و بعدا می آورد : در توثیق عبدالله نزاعی وجود ندارد.
" تهذیب الکمال".

8- سلیمان بن قرم
سلیمان بن قرم بن معاذ التمیمی الضبی، از بزرگان تابعین بود، بخاری از او روایت متصلی در کتابش نیاورده، و مسلم - أبو داود - ترمذی – نسائی نیز او روایت کردند، حافظ ابن حجر درباره وی گفته : بد حفظ بود و به تشیع گرایش داشت. عبدالله بن احمد از پدرش (احمد بن حنبل) نقل می کند که او (یعنی احمد) سلیمان بن قرم را جزو ثقات می دانست. و محمد بن عوف طائیی از احمد بن حنبل نقل کرده که درباره سلیمان بن قرم گفت : ایرادی بر او نیست، اما در تشیع افراط می کرد. و عباس دوری از یحیی ببن معین نقل کرده که او سلیمان را ضعیف می دانست.
نسائی نیز او را ضعیف دانسته است.
حافظ ابن حجر در کتاب "تهذیب التهذیب" (4 / 214) آورده : «ابن حبان و بخاری و ابن قطان ما بین دو اسم "سلیمان بن قرم" و "سلیمان بن معاذ" فرق قائل بودند (یعنی معتقد بودند که این دو اسم متعلق به دو شخصیت جداگانه است و یک نفر واحد نیستند)، اما عبدالغنی بن سعید در کتاب "إیضاح الإشکال " گفته : کسی که بین این دو اسم فرق قائل شود دچار اشتباه شده است».
و باز در کتاب ابن حجر آمده که : «ابن حبان وی را رافضی غالی می داند».
" تهذیب الکمال".

9- ظالم بن عمرو بن سفیان
ظالم بن عمرو بن سفیان؛ همان أبو الأسود الدیلی و یا الدؤلی بصری است، از بزرگان تابعین است که در سال 69 هجری وفات کرد، بخاری - مسلم - أبو داود - ترمذی - نسائی - ابن ماجه از او روایت کردند. حافظ ابن حجر درباره او گفته : ابو الاسود فردی فاضل و ثقه بود. و امام ذهبی هم گفته : ثقه است، او مبتکر علم نحو بود.

ابوبکر بن ابی خیثمه از یحیی بن معین و احمد بن عبدالله عجلی نقل کرده که آن دو نفر ظالم بن عمرو را ثقه دانسته و وی را اولین کسی می دانند که در علم نحو سخن رانده است.

ابن حبان نیز وی را از ثقات تابعین ذکر کرده است.

زرکلی وی را پایه گذار علم نحو می داند، و گفته : ابو الاسود در جنگ صفین همراه علی بود، او بعد از ابن عباس ولایت بصره را برعهده گرفت، وقتی صفین تمام شد نزد معاویه رفت و معاویه در اکرام وی مبالغه می کرد.

" تهذیب الکمال"، "تهذیب التهذیب" (12 / 11)، الأعلام زرکلی (3/237).

10- ثابت بن دینار (ابوحمزه ثمالی)
ابوحمزه ثمالی متولد 150 هجری و اهل کوفه و از طائفه ازد بود، که امامیه او را ثقه و معتبر می دانند، اما محدثین اهل سنت وی را حائز شرایط نقل حدیث نمی دانند، و گفتند : او بسیار دچار توهم و اشتباه در نقل اخبار می شده (الوافی بالوفیات)، نسائی گفته : او ثقه نیست (میزان الاعتدال). و ابن سعد گفته : او ضعیف الحدیث است (الطبقات الکبری). ابن معین گفته : او ضعیف است (المجروحین) و باز در همین کتاب "المجروحین" آمده : بسیار دچار وهم می شده تا جایی که از حد احتجاج خارج شده است.

11- عامر بن وائله
احتمالا منظور شما (عامر بن واثلة) است، باید گفت که او در سال جنگ احد بدنیا آمده و در حجة الوداع در اواخر حیات نبوی ایشان را ملاقات کرد، لذا صحابی است و محدثین اهل سنت احادیث او را نقل کردند.

12- طاووس بن کیسان
ایشان فارس زبان بودند ولی اهل یمن بودند، و از طبقه وسط تابعین می باشند، محدثین ایشان را ثقه دانسته اند و احادیث او در کتب اهل سنت نقل شده است. اسم واقعی او "ذکوان" است و طاووس لقب اوست.

او از ام المومنین عایشه رضی الله عنها و ابن عباس و ابوهریره هم حدیث روایت کرده (سیر اعلام النبلاء)

13- ابان بن تغلب
او أبان بن تغلب الربعی ، أبو سعد الکوفی شیعی است، متوفای 140 هجری می باشد، بعضی از علما (مانند زرکلی) گفتند : او از غالیان شیعه است، و بعضی مانند "ذهبی" گفتند : بدعت او خفیف بود، بخاری از او حدیثی روایت نکرده اما مسلم - أبو داود - الترمذی - النسائی - ابن ماجه از او حدیث نقل کردند.

حافظ ابن حجر گفته : ثقه است اما درباره او قیل و قالهایی است.
ابن سعد او را ثقه دانسته است. (طبقات الکبری).

14- احمد بن مفضل
احمد بن مفضل کوفی است، بعضی از محدثین مانند نسائی از او حدیث نقل کردند، ولی متاسفانه معلومات بیشتری در خصوص وی نیافتیم.

15- اسماعیل بن ابان
اگر منظور شما (إسماعیل بن أبان الوراق الأزدی) باشد؛ او اهل کوفه بود، درسال 216 هجری فوت کرد، بخاری و ابوداود و ترمذی از او حدیث نقل کردند، حافظ ابن حجر گفته : ثقه است اما درباره او قیل و قالهایی است، و ذهبی وی را ثقه دانسته است.
و اگر منظور (إسماعیل بن أبان الغنوی العامری) باشد؛ او نیز اهل کوفه است که در سال 210 هجری فوت کرده، محدثین وی را کذاب و متروک دانسته و به جعل حدیث متهم کردند.
از یحیی بن معین روایت شده که او گفته : اسماعیل بن ابان وراق ثقه است، و اسماعیل بن ابان غنوی کذاب، و حدیث « أَنَّ السَّابِعَ مِنْ وَلَدِ العَبَّاسِ یَلْبَسُ الخُضْرَةَ : نسل هفتم از نوادگان عباس (یعنی مامون) لباس سبز (خلافت) می پوشد» را او جعل کرده است. "سیر أعلام النبلاء"
گفته شده در اسماعیل بن ابان وراق اندکی شیعه گری بوده..

16- حسن بن حی
ابن سعد گفته : او صالح بن صالح بن حی است، که حسن کنیه اوست، او در سال 100 هجری بدنیا آمد، فردی عابد و فقیه بود، درسال 167 هجری در کوفه درگذشت، او به تشیع زیدی تمایل داشت، ثقه است و حدیث زیادی روایت کرده است (الطبقات الکبری).
از ابن معین روایت شده که گفته : حسن بن حی؛ حسن بن صالح بن صالح بن مسلم ابن حیان است که مردم به او ابن حی گویند.
حافظ ابن حجر و ذهبی هر دو وی را ثقه دانسته اند، بخاری از او حدیث روایت نکرده اما مسلم - أبو داود - ترمذی - نسائی - ابن ماجه از او حدیث نقل کردند.

17- خالد بن مخلد
او 