یگری به‌کار می‌گرفت». حدیثی صحیح است که ابوداود (33) و غیر او به اسناد صحیح روایت کرده‌اند.
و از ام‌عطیه رضی الله عنها روایت شده است که گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم در هنگام غسل دخترش زینب به زنانی که او را غسل می‌دادند، فرمودند: «ابْدَأْنَ بِمیامِنهَا وَمَواضِعِ الوُضُوءِ مِنْها» متفقٌ علیه.
«غسل را از طرف‌های راست و اعضای وضوی او شروع کنید». خ(167)، م (2/648).
و از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذا انْتَعَلَ أَحدُکُمْ فَلْیبْدَأْ بالیُمْنی، وَإِذا نَزَع فَلْیبْدَأْ بِالشِّمالِ. لِتَکُنِ الیُمْنی أَوَّلهُما تُنْعَلُ، وآخرَهُمَا تُنْزَعُ» متفقٌ علیه.
یعنی: «هر گاه یکی از شما کفش پوشید، از راست و وقتی آن را درآورد، از چپ شروع کند، تا پای راست، در پوشیدن اول باشد و در آوردن آخر». خ(5856)، م (2097).
و از ابن عمر رضی الله عنه روایت است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِذَا أَکَلَ أَحَدُکُمْ فَلْیَأْکُلْ بِیَمِینِهِ ، وَإِذَا شَرِبَ فَلْیَشْرَبْ بِیَمِینِهِ ، فَإِنَّ الشَّیْطَانَ یَأْکُلُ بِشِمَالِهِ ، وَیَشْرَبُ بِشِمَالِهِ».
یعنی: «هرگاه کسی غذا خورد با دست راستش بخورد، و اگر آب نوشید با دست راست بنوشد، چرا که شیطان با دست چپش می خورد و می نوشد». مسلم (2020).
خلاصه اینکه : شارع حکیم چنین مقرر کرده که راست بر چپ مقدم باشد، و به آن شرافت و تکریم بخشیده است، و سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز بر آن بوده که همیشه راست را بر چپ در اعمال محترم پیش می انداخت، و ما مسلمانان تابع سنت پیامبرمان صلی الله علیه وسلم هستیم، و خداوند متعال نیز به ما چنین می فرماید : : «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا» (حشر 7).
یعنی: و آنچه را که رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید.

و شاید بتوان گفت که از جمله حکمت های پیش انداختن راست بر چپ موارد زیر باشد :
1- پیش انداختن راست بر چپ برای اقتداء به پیامبرمان صلی الله وعلیه وسلم است.
2- جلو انداختن راست مخالفت با شیطان است، زیرا او چپ را بر راست پیش می اندازد.
3- پیش انداختن راست موجب اکرام دست راست بر چپ است.
4- پیش انداختن راست یعنی رعایت ادب با مردم، مثلا با دستی که با آن استنجاء شده (یعنی دست چپ) با مردم مصافحه نمی شود و چیزی از آنها گرفته یا داده نمی شود.
5- پیش انداختن راست بر چپ؛ تفائل و امیدوار ساختن است بر آنکه الله متعال ما را جزو اصحاب دست راست قرار دهد.

و الله متعال بدان آگاه تر است.
وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com
راديو كانال نور (پخش مستقيم) 
http://www.nourtv.net/radio.ra

توجه:
جهت شنيدن راديو كانال نور (پخش مستقيم)  مي‌توانيد به سايت نوار اسلام مراجعه كنيد 
و يا برروي لينك فوق هنگامي كه به اينترنت وصل هستيد كليك نماييد. حکم خرید و فروش نوبت حج
شماره فتوى 7745 

آیا خرید و فروش نوبت حج، که در ایران مد شده چه حکمی دارد و آیا میشود برای اینکه بتوان خارج از نوبت به حج رفت نوبت فرد دیگری را خرید؟ اصولاٌ در چه حالتی میتوان بدون رعایت نوبت به حج رفت؟

الحمدلله،
اگر منظور از خرید وفروش امتیاز نوبت حج این باشد که مثلا فرد یا افرادی امتیاز نوبت حج را از کسانی دیگر بخرند و سپس آنرا به افراد دیگری بفروشند تا با این داد وستد و معامله سود و منفعتی برای خود کسب کنند، قطعا این کار ناجایز است؛ چرا که باز شدن این باب موجب سخت تر شدن و پیچیدگی بیشتر امر برای رفتن مردم به حج خواهد شد، و ممکن است منجر به سوء استفاده افرادی از ثبت نام نوبت حج و ایجاد بازار سیاه شوند و متعاقبا این امر باعث افزایش هزینه حج یا تنگ تر شدن راه برای رفتن به این فریضه و واجب شرعی می شود، و قاعدتا هر وسیله یا راهی که منجر به دشواری انجام عبادات مشروع شوند، پیمودن آن راه یا بکار بردن آن وسیله نیز حرام می شود.
ولی اگر چنانچه بعضی از افراد قبلا حج واجب خود را انجام داده اند و یکبار دیگر ثبت نام نموده و اکنون از رفتن منصرف شده اند، یا فردی در نوبت بوده اما قبل از رفتن دچار مرگ یا تصادفی که منجر به ناتوانی بدنی در وی شود، و یا عذرهای دیگری امثال اینها را داشته باشند، او می تواند نوبت و امتیاز خود را بفروشد و خریدن چنین نوبتی اگر تنها بقصد رفتن به حج باشد جایز است و ایرادی ندارد قرار گرفتن در نوبت شرط صحت حج نیست.
اما اگر کسی توانایی بدنی لازم را دارد و عذر دیگری هم ندارد و قبلا هم این واجب را انجام نداده و اکنون قصد فروش آنرا دارد، چنین نوبتی را نباید خریداری کرد، زیرا خرید نوبت حج از او به معنای مساعدت وی در ترک واجب است، و ترک واجب حرام است و همکاری در آن جایز نیست، چنانکه می فرماید: « وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَی الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ» (مائده 2).
یعنی: و (هرگز) در راه گناه و تعدّی همکاری ننمایید! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید که مجازات خدا شدید است!

والله اعلم
وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com
تاسیس صندوق تعاونی و شرایط آن
شماره فتوى 7746 

ما با دوستان خودمان یک صندوق و یا شرکت تعاونی یا هرچیزی که اسمش را بگذارید تاسیس کردیم و نحوه ی کار آن به این صورت است:
صندوق کالایی را میخرد و با سود 20 درصد به مشتری که ممکن است از خود اعضای صندوق باشد و یا ممکن است نباشد می فروشد. و مشتری طی اقساط چندماهه مبلغ را میپردازد، البته اگر مشتری مبلغ را دیرتر آورد ،چیزی به عنوان دیر کرد از او نمی گیریم.

اما شرایط اعضای صندوق:
هر عضوی همان اول باید پانصد هزار تومان بدهد.
هر عضوی ماهانه 10هزارتومان بدهد، البته ممکن است بعضی اعضا بخواهند بیشتر بدهند مثلا عضوی 20 یا 30 هزارتومان بدهد، تا از آن طرف سود بیشتری از معاملات نصیبش شود.
و ما با این پول های اعضا کالایی را میخریم و در ازای 20 درصد میفروشیم.
در ضمن ما سالانه زکات آن را هم میدهیم.
آیا عمل ما از نظر شرعی صحیح هست یا خیر؟

الحمدلله،
این روش چیزی شبیه به شراکت چند نفر شریک در یک کار تجاری است، بدین معنا که هرکدام از شرکاء مقداری پول سرمایه گذاری می کنند، و از طریق خرید و فروش به تجارت می پردازند تا سودی عایدشان شود، و این روش اشکال شرعی ندارد، بشرطیکه هرکدام از اعضاء در سود و زیان این شراکت سهیم باشند، هرکس به اندازه سهمی که دارد در سود و شراکت برخوردار است، در ضمن باید ثبت شود که هر عضو تاکنون چقدر پول به صندوق داده است، تا میزان سرمایه هرشخص از بدو تأسیس مشخص شود، و نباید به کسی وام توام با بهره یا کارمزد بدهید، مگر فی سبیل الله به کسی وام داده شود و عین مبلغ را از او پس بگیرید.
درمورد زکات هم لازم نیست، زیرا زکات عبادتی فردی است نه جمعی؛ مثلا اگر 10 نفر عضو باشند و سرمایه هر نفر در صندوق یک میلیون تومان باشد، در آنصورت هرکدام از اعضاء آن یک میلیون را با بقیه اموال زکوی خود جمع ببندد و زکاتش را بدهد، شاید یکی از اعضاء مالش به حد نصاب نرسد، اما اگر کلیه اعضاء دارای حد نصاب مالی باشند، جایز است که مسئول صندوق زکات سالیانه را از آن اموال خارج کند و مقدار هرکس باتوجه به سهم مالش است، و بعداً اعضای صندوق لازم نیست که در وقت پرداخت زکات شخصی خود آن یک میلیون تومان را لحاظ کنند. به فتوای (1691) مراجعه کنید.

والله اعلم
وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com
حکم تبریک گفتن به مناسبت روز جمعه
شماره فتوى 7747 

چرا تبریک گفتن برای جمعه بدعت است ؟ پس به هر مناسبتی تبریک گفتن میشود بدعت ؟مثل کسی که قبولیش تبریک میگیم یا هر چیز دیگری؟

الحمدلله،
تردیدی نیست که روز جمعه روزی بزرگ و روز عید مسلمانان است، چنانکه در حدیث ابن عباس رضی الله عنه آمده که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود : «إِنَّ هَذَا یَوْمُ عِیدٍ جَعَلَهُ اللَّهُ لِلْمُسْلِمِینَ، فَمَنْ جَاءَ إِلَی الْجُمُعَةِ فَلْیَغْتَسِلْ، وَإِنْ کَانَ طِیبٌ فَلْیَمَسَّ مِنْهُ، وَعَلَیْکُمْ بِالسِّوَاکِ» رواه ابن ماجه (1098) وحسَّنه الألبانی فی "صحیح ابن ماجه".
یعنی : همانا روز جمعه عیدی است که خدای متعال آنرا برای مسلمانان قرار داده، پس هرکس برای نماز جمعه آمد ابتدا غسل کند، و اگر عطری دارد خود را خوش بو کند، و مسواک زدن را فراوش نکنید».
همچنین مشروع است که دو عید فطر و قربان را به دیگر مسلمانان تبریک گفت، چنانکه صحابه رضی الله عنهم به همدیگر تبریک می گفتند، می توانید به فتوای (7033) مراجعه کنید.
با این وجود هرچند که روز جمعه نیز عید مسلمانان است، اما از صحابه رضی الله عنهم – که قطعا نسبت به ما در تعظیم و بزرگداشت جمعه از ما حریص تر بودند – وارد نشده که آنها این روز را به هم تبریک نگفتند، و اگر این امر مشروع می بود، همانگونه که عید فطر و قربان را به هم تبریک می گفتند این روز را به هم تبریک می گفتند، و قطعا خیر و نیکی در پیروی از سنت نبوی و تبعیت از اصحابش رضی الله عنهم در احسان است، چنانکه شاعر می گوید :
فکل خیر فی اتباع سلف ... و کل شر فی ابتداع من خلف
یعنی : هر خیر و نیکی در پیروی از پیشینیان و سلف صالح است، و هر شر و بدی در دنباله روی و تبعیت کسانی است که پس از شما می ایند.
اگر چنین چیزی (تبریک روز جمعه به همدیگر) مشروع می بود، سلف صالح نیز به هم تبریک می گفتند، همانطور که عید فطر و قربان را به هم تبریک می گفتند، پس ما نیز تابع سلف صالح امت باشیم و اعیاد فطر و قربان را به هم تبریک گفته ولی روز جمعه را تبریک نگوئیم..
از جناب علامه صالح فوزان درباره ارسال پیام از طریق موبایل به دیگران و ذکر تبریک جمعه سوال شد، ایشان پاسخ دادند : «سلف صالح روز جمعه را به همدیگر تبریک نمی گفتند، پس ما هم چیزی که آنها نکردند انجام نمی دهیم» " مجلة الدعوة الإسلامیة " .

والله اعلم
وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com
آیا بدن مشرکان و کافران نجس است؟
شماره فتوى 7748 

آیا بدن مشرکان نجس است؟ بااستناد ازآیات واحادیث با تفصیل.

الحمدلله،
الله متعال درباره مشرکان می فرماید : «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ» (توبه 28).
یعنی : «ای‌ مؤمنان‌! حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ مشرکان‌ نجس‌اند».
‏« نَجَسٌ » : مصدر است و به معنی پلیدی و ناپا