حادیث پیامبر را با ذکر سند آن جمع میکنند و تحقیق و بررسی آن را به علمای حدیثی سپرده اند. و اما این یک حدیث که اسمی هم از شمر در آن نیامده است مرسل و منقطع و ضعیف میباشد!!!
الراوي: ذو الجوشن الضبابي المحدث: الألباني - المصدر: ضعيف أبي داود - الصفحة أو الرقم: 2786
خلاصة حكم المحدث: ضعيف 
الراوي: ذو الجوشن الضبابي المحدث: ابن حجر العسقلاني - المصدر: إتحاف المهرة - الصفحة أو الرقم: 4/459
خلاصة حكم المحدث: نحوه مرسل

سوما این روایت که در باب عقیده و فقه و اصول و فروع دین نیست بلکه صرفا نقل یک جریان تاریخی است و بس . سیدنا علی در نهج البلاغه منتسب به ایشان میگوید:
وَقَالَ عَلَیهِ السَّلامُ:الحِکمَةُ ضَالَّةَ المُؤمِنِ ، فَخُذِ الحِکمَةُ وَلَو مِن أَهلِ النِّفَاقِ. ترجمه: حکمت گمشده مؤمن است پس بگیر حکمت را ولو از منافق باشد.
شیعیان طبق چنین روایتی مسلما در کتابهایشان باید روایاتی از منافقان داشته باشند. آیا ما باید خرده بگیریم که چرا منافق در رجال حدیثشان است؟ حال منافق جای خود کلینی در یکی از روایاتش حتی عفیر که الاغ پیامبر میباشد را قرار داده است و از زبان عفیر حدیث نقل کرده است

شیعه ادامه میدهد:
البته در این حدیث نامی از وی برده نشده، اما این از تدلیس ابو اسحاق سبیعی است! سیوطی - در أسماء المدلسين ص 77 - راجع به وی می گوید: مشهور بالتدليس!ابوزرعه می گوید: حدیث سبیعی از ذی الجوشن مرسل است، زیرا ابو اسحاق از ذی الجوشن چیزی نشنیده است.قال وسمعت أبا زرعة يقول وحديث ابن عيينة عن أبي إسحاق عن ذي الجوشن هو مرسل لم يسمع أبو إسحاق من ذي الجوشن .تهذيب التهذيب، ابن حجر، ج 8 ص 58
.....
پاسخ:
اینکه اسمی از شمر نیامده است آیا این خود به این معنی نیست که اهل سنت دوست دار شمر نبوده اند و حتی حاضر نبوده اند اسم او را نیز در کتاب هایشان بیاورند؟؟ چرا نیمه ی خالی لیوان را فقط میبینند؟ متاسفانه برای خدشه وارد کردن به چهره ی اسلام واقعی به هر خش و خاشاکی متوسل میشوند تا هر طور شده ضربه ای به اهل سنت وارد کنند اما با این کله زدن ها تنها کله ی پوک خودشان منفجر میشود.

شیعه ادامه میدهد:
این است موضع اهل سنت در قبال قاتل حسین: نقل روایت از او، البته با فریب و نیرنگ! و البته در یکی از کتب ستّه که برخی علمایشان آن ها را "صحاح ستّه" خوانده اند!!!

پاسخ:
موضع اهل سنت کاملا واضح است شیخ الاسلام ابن تیمیه(ره) در مجموع الفتاوی(4/487_488 ) می گوید: و اما کسی که حسین را به قتل رسانید یا کمک به کشتن او نمود یا به کشتن او رضایت داده، لعنت خدا و ملائکه و تمام مردمان بر او باد.

خلاصه:
شیعه ی از نوع رافضی سابقه ی بسیار درخشانی در رشد و شکوفایی اسلام داشته است و خدماتی که به اسلام کرده است غیر قابل شمارش اند. یک گوشه ی کوچک این خدمات شامل بد نام کردن صدر اسلام میباشد، با توسل به کاه سعی در کوه کردن آن میکنند.
مختصر سخن شیعه این بود که شمر در دورانی زندگی میکرد که اصطلاحا به آن مردم تابعی گفته میشود، و با شاخ و برگ افزودن سعی کرده که مقام او را بصورت عجیبی بالا ببرد. در ادامه روایتی اورده و گفته نگاه کنید که اهل سنت از قاتل حسین حدیث روایت میکنند. در تعجب هستم از این مردم نادان و پست که چه سودی دارد چنین شبهات آبکی؟ ایا فلسطین را فتح میکند؟ یا دشمنان اسلام را پر رو میکند؟ وقتی مذهبی به نام اسلام از زمان تاسیسش تنها هدفی که داشته است مخالفت با اصحاب پیامبر و مسلمانان میباشد مسلما یهودی ها و نصارا هم از فرصت استفاده کرده و علنا به اسلام توهین میکنند و علتش تنها جسارت شیعه میباشد.
پاسخ به شبهات تحریف قرآن در کتب اهل سنت (قسمت اول)
شماره مقاله: 549
نویسنده: مجاهد دین

مقدمه: مدعیان تشیع معروف به روافض اساسا قرآن فعلی را تحریف شده میدانند و روایات و اقوال وارد شده در این موضوع را اینقدر زیاد است که انکار أن را برابر با انکار امامت میدانند و حتی برای اثبات تحریف قرآن تالیفاتی هم داشته اند از جمله فصل الخطاب فی اثبات تحریف کتاب رب الارباب شیخ طبرسی!!!
شیعیان وقتی دیدند که جوابی برای تحریف قرآن در اقوال و رویات وارده در کتبشان ندارند مجبور شدند تا با توسل به روایات ضعیف یا آیات نسخ شده بگویند که قرآن در نزد اهل سنت نیز تحریف شده است. مدعیان تشیع من جمله شبهه پرداز میگوید که سیدنا علی قرآن را جمع کرد سپس او را پنهان کرد و ظاهرا به مهدی داده است و تا زمانی مشخص دور از دسترس است و این است عقیده ایشان در باره ی قرآن. ولی در تفسیر البیان فی تفسیر القرآن آمده است:
وهذا الاحتمال أوهن الاحتمالات: لان حفظ القرآن يجب أن يكون عند من انزل إليهم وهم عامة البشر، أما حفظه عند الامام عليه السلام فهو نظير حفظه في اللوح المحفوظ، أو عند ملك من الملائكة، وهو معنى تافه يشبه قول القائل: إني أرسلت اليك بهدية وأنا حافظ لها عندي، أو عند بعض خاصتي. البيان في تفسير القرآن ج1/ص233
این احتمال از دور ترین احتمالات است (اینکه قرآن واقعی نزد مهدی باشد) برای اینکه قرآن باید نزد کسانی باشد که برای آنها نازل شده است،(حفظ قرآن نزد مهدی) شبیه این است که همان در لوح محفوظ باشد یا نزد ملکی از ملائکه و کسانی که چنین ادعایی دارند حرفشان شبیه این است که «من برای تو هدیه ای گرفته ام ولی آن را نزد خودم برایت نگه میدارم.»!!!

خداوند قرآن را برای هدایت انسان ها نازل کرده است ولی در نزد شیعه قرآن تحریف شده و قرآن اصلی غیب شده تا یک روز مانده به قیامت!!!پس ادعای رافضی مبنی بر اینکه قرآن فعلی تحریف شده و واقعی آن نزد مهدی میباشد بیشتر شبیه هذیان و سخن سرائی های بی معنی میباشد.
علمای قدیم و جدید مدعی تشیع بر تحریف شدن قرآن اتفاق نظر دارند از جمله این اقوال:
1. شیخ مفید میگوید«إن الأخبار قد جاءت مستفيضة عن أئمة الهدى من آل محمد صلى الله عليه وسلم باختلاف القرآن وما أحدثه بعض الظالمين فيه من الحذف والنقصان » اوائل المقالات : ص 91.یعنی: همانا اخبار و روایات از ائمه هدی از آل محمد صلى الله علیه وسلم درباره اختلاف قرآن، و آنچه که ستمکاران در آن بوجود آورده‌اند از حذف و نقصان بطور مستفیض آمده است‌.
2. ابوالحسن عاملی میگوید« اعلم أن الحق الذي لا محيص عنه بحسب الأخبار المتواترة الآتية وغيرها أن هذا القرآن الذي في أيدينا قد وقع فيه بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم شيء من التغييرات ، وأسقط الذين جمعوه بعده كثيرا من الكلمات والآيات » [المقدمه الثانية لتفسير مرآة الأنوار ومشكاة الاسرار ص 36 وطبعت هذه كمقدمه لتفسير البرهان للبحراني]. یعنی حقی که شکی در آن نیست در اخبار متواتره و غیر از آن این است که این قرآنی که در دستان ماست در آن تغییراتی رخ داد بعد از فوت نبی، و کسانی که جمعش کردند بسیاری از کلمات و ایات را از ان حذف کردند!!!
3. نعمت الله جزایری میگوید:«إن تسليم تواتره عن الوحي الإلهي ، وكون الكل قد نزل به الروح الأمين ، يفضي الى طرح الأخبار المستفيضة ، بل المتواترة ، الدالة بصريحها على وقوع التحريف في القرآن كلاما،ومادة،وإعرابا ، مع أن أصحابنا قد أطبقوا على صحتها والتصديق بها » [الأنوار النعمانية ج 2 ص 357]. جزائری هم میگیود اخبار مستفیض بلکه متواتر وجود دارد که دلالت صریح بر وقوع تحریف قرآن میکند

4. سلطان محمد خراسانی میگوید «اعلم أنه قد استفاضت الأخبار عن الأئمة الأطهار بوقوع الزيادة والنقيصة والتحريف والتغيير فيه بحيث لا يكاد يقع شك » [تفسير (( بيان السعادة في مقامات العبادة )) مؤسسة الأعلمي ص 19]. بدان که گفتارهای مکرری از ائمه اطهار در مورد زیاد و کاستی، و تحریف و نقص، و تغییر در قرآن آمده است.
رافضه برای فرار از این مهلکه و سرپوش گذاشتن به گند علمایشان فکر کردند و چاره جستند و برای راه حل سعی در متهم کردن اهل سنت به تحریف قرآن کردند تا با این وسیله بگویند که اگر ما معتقد به تحریف قرآن هستیم پس بدانید شما هم معتقد هستید. اما بنابر اصول و قواعد اعتقادی اهل سنت، هرکسی که معتقد به تحریف قرآن باشد را کافر میدانند، حال شما هم مرد باشید، و موقف خود را در قبال علمای خودتان از جمله کلینی فیض کاشانی محمد باقر مجلسی نوری طبرسی و دیگر از علمایتان مشخص کنید آیا همه کاسه آنها هستید یا حنای شما هم رنگ دیگری دارد؟

اینجا احکام قرآن نزد اهل سنت و جماعت در مورد نسخ قرآن لازم به یاد اوری میباشد:
نسخ بر سه نوع میباشد 1- نسخ آیه وباقی ماندن حکم آن 2- نسخ حکم و باقی ماندن آیه 3- نسخ هردو: حکم وآیه بدلیل آیه دیگری از خود قرآن:
خداوند میفرماید 1- ‏ وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُواْ إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ‏101/نحل.
معنی ‏ هرگاه آيه‌ای ( از قرآن ) را به جای آيه ديگری قرار دهيم و خدا خود بهتر می‌داند كه چه چيز را نازل مي‌كند (كافران ) مي‌گويند: تو ( اي محمّد ! ) بی‌گمان بر زبان خدا دروغ مي‌بندی بلكه بيشتر آنان ناآگاهند.
2- ‏ مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏ 106/بقره.
معنی: ‏ هر آيه‌ای را كه رها سازيم، و يا اين كه فراموشش گردانيم ، بهتر از آن يا همسان آن را مي‌آوريم و جايگزينش مي‌سازيم. مگر نمی‌دانی كه خداوند بر هر چيزی توانا است‌ ؟ ‏ ‏
3- ‏ يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ ‏39/رعد.
معنی: ‏ خداوند هرچه را كه بخواهد از ميان برمي‌دارد، و هرچه را که بخواهد برجای مي‌دارد و در علم خدا ثابت و مقرّر است . ‏
4- ولئن شئنا لنذهبن بالذي أوحينا إليك 86/اسراء
معنی: اگر ما بخواهيم آنچه را كه به تو وحی كرده‌ايم، از تو بازپس مي‌گيريم

در اینجا مدعیان تشیع روایاتی را در منابع اهل سنت که یا کذب و باطل افتراء بر گویندگانشان است یا نسخ شده میباشد را آورده تا به گمان خود تحریف قرآن را از کتب اهل سنت ثابت کند!!!
در اینجا به شبهاتش جواب داده ایم:
رافضی میگوید:
1. مصحف ابن مسعود: اين مصحف 111 سوره داشت؛ زيرا فاقد سوره حمد و سوره‏هاى معوذتين بود. او بر اين عقيده بود كه ثبت سوره‏ ها در مصحف براى حفظ آن از پراكندگى و گم شدن است كه سوره حمد به جهت تكرار قرائت آن در نمازها هرگز گم نمى‏شود. دو سوره ناس و فلق را جزء قرآن نمى‏دانست، بلكه دعاى چشم‏زخم (باطل السحر) مى‏دانست كه از جانب خدا بر پيغمبر وحى شد تا براى سلامتى حسنين عليهما السلام آن را بخواند و آنان را از چشم‏زخم محفوظ دارد. او هرگا