تي از آن فراخوان گذشت و من باخبر شدم، تمايلي به شرکت در آن مسابقه نداشتم، و حتّي اين پيشنهاد را به جزم و قطع ردّ کردم؛ امّا قضا و قدر کار خودش را کرد. آخرين مهلت دريافت آثار شرکت‌کنندگان در مسابقه از سوي برگزارکنندگان اوّل ماه محرّم سال آينده، 1397 هجري قمري بود؛ يعني نُه ماه از زمان فراخوان، که چند ماه آن را نيز من عملاً از دست داده بودم، و مدّت زمان باقي مانده هرگزبراي تهيه و تدارم چنين کتابي کفايت نمي‌کرد. در عين حال، وقتي بر اين کار عزم جزم کردم از خداوند سبحانه و تعالي استعانت جستم، و دست و آستين جدّيت بالا زدم، و سرانجام، در موعد تعيين شده آماده و ارسال گرديد.

علاوه بر تنگي وقت و اشتغال به کارهاي ديگر، از کمي منابع رنج مي‌بردم، و حتّي از مراجعه به همة منابعي که در دسترس داشتم، ناتوان بودم. به ويژه، دقّت در نگارش مطالب، همراه با پرهيز از حشو و زوائد، و پرداختن به تمامي جوانب موضوعات، تا حدّامکان، سخت مطلوب من و مدّنظر من بود. آن زمان، به مواضعي برخورد مي‌کردم که در آنها حفره‌ها و شکافهايي محسوس بود، و مي‌بايست نکاتي بر آنها افزوده مي‌شد، امّا، در آن اوضاع و احوال، چنين کاري در توان من نبود. نهايت، همين امکان وجود داشت که مطالب و گردآمده‌ها و نوشته‌هاي موجود را شتابزده تدوين کنم، و بدون مراجعه و تنقيح، به نسخ و استنساخ آنها بپردازم.

البتّه، همواره تمايل و اشتياق داشتم که بعدها آن شکافها و حفره‌ها را کارسازي کنم، و برخي افزوده‌هاي لازم را براصل کتاب بيافزايم؛ امّا، روزها و سالها گذشت، و چنان فراغتي برايم دست نداد، تا جايي که از آن تحقيقات بعيدالعهد شدم، و زمام تأليف و تدوين کاملاً از کفم برفت. باوجود اين، گهگاه، در نسخه‌اي از کتاب که در اختيار داشتم چيزهايي مي‌نوشتم، و چه بسا مطالب و نکاتي را پيش و پس مي‌کردم، يا مي‌افزودم يا تعديل و تکميل مي‌کردم. اين کوشش محدود، هرچند که عيناً آنچه در اوان تأليف کتاب به خود وعده داده بودم، نبوده و نيست؛ انشاءالله، در بهبود اين کتاب سيره از اهميت و فائدت بسيار برخوردار خواهد بود. همچنين، به بعضي منابع قديمي دست يافتم که با نسبت بالايي از طريق منابع جديد به آنها ارجاع داده بودم، و اينک همة آن منابع دست اوّل را در اين چاپ جديد، به توفيق الهي، ارجاع داده‌ام.

ناگفته نماند که انتظار داشتم نقدهاي ارزشمندي را از کتاب خود دريافت کنم، و در متن بعضي از ابواب و فصول کتاب از آنها بهره جويم؛ ولي، يادداشتها و نقدهايي که به دست من رسيد، به متن و محتواي کتاب و گوهر اصلي تحقيق در سيرة نبوي مربوط نمي‌شد، و تنها به برخي مسائل جانبي پرداخته بود که چيزي را کم و زياد نمي‌کرد. از اين گذشته، بيشتر آنها آشکارا نادرست، بلکه حاکي از دست و پاي زدن‌هاي شگفت بود که مانند آن از نوع کتابخوانان انتظار نمي‌رفت، ديگر چه رسد به کارشناسان و متخصصّان.

اين چاپ جديد، که اضافات و تغييرات ياد شده را دربردارد، انشاءالله، بهتر و برتر و سودمندتر از چاپ‌هاي پيشين اين کتاب خواهد بود؛ و اين، تنها چاپ رسمي و قانوني کتاب با آن تجديدنظرها و اضافات است. پيش از اين، کتاب حاضر از سوي رابطه‌العالم الاسلامي چند بار چاپ شده؛ برخي از برادران نيز با اجازه مؤلّف آن را به چاپ رسانيده اند؛اما دهها چاپ نيز از اين کتاب صورت گرفته است که همه غير قانوني بوده اند، وناشران با سوءاستفاده از شهرت کتاب،بدون اجازۀ مؤلف و حتّي بدون اطلاع وي، دست به انتشار آنها يازيده‌اند. گستاخي بعضي از اين ناشران تا جايي رسيده است که تمامي حقوق مربوط به کتاب را نيز براي خود محفوظ داشته‌اند! خداوند يکتا آنان را بسوي حقّ و حقيقت هدايت فرمايد، تا حق را به حقدار برسانند، پيش از آنکه روزي فرارسد که ديگر دادوستد و دوستي در کار نباشد.

وصلى الله على خير خلقه محمد، وعلى آله وصحبه، وبارک وسلم.

الجامعة الإسلامية، مدينه منوّره

18 ربيع الاوّل 1415 = 26 آگوست 1994

صفّي الرّحمن مبارکپوري
--------------------------------------------------------------------------------
*- این مقدّمه را مؤلّف بر چاپ جدید و تجدیدنظر شدهء کتاب (منصوره، مصر، 1420 ق/ 1999 م) به هنگام واگذاری کلیّة حقوق تألیف و چاپ و نشر اثر به دارالوفاء- مصر، نگاشته است که در آغاز چاپ مذکور با عنوان «بین یدی الکتاب» درج شده است- م.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:71.txt"> نخستين فرمان انذار جمعي</a><a class="text" href="w:text:72.txt">دعوت خويشاوندان</a><a class="text" href="w:text:73.txt">بر فراز کوه صفا</a><a class="text" href="w:text:74.txt">نخستين رايزني قريش براي مبارزه با آئين جديد</a></body></html>فصل سوّم
دعوت علني
  نخستين فرمان انذار جمعي
همينکه در شهر مکه جامعة کوچکي از مسلمانان بر محور برادري و همياري تشکيل شد، و توانست بخشي از بار مسئوليت تبليغ رسالت اسلام و تثبيت و تحکيم آن را بر دوش بکشد، وحي الهي بر حضرت رسول اکرم -صلى الله عليه وسلم- نازل گرديد، و آن حضرت را به علني ساختن دعوت، و رويارويي شايسته با جبهة باطل موظف گردانيد.
نخستين فرماني که در اين ارتباط از جانب خداوند متعال صادر گرديد چنين بود:

﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ﴾[1]. «و اينک خويشاوندان نزديک خويش را انذار کن».

اين آيه در سياق آياتي جاي داده شده است که در آن مجموعة آيات، ابتدا داستان حضرت موسي -عليه السلام-، از آغاز پيامبري تا هجرت آن حضرت با بني‌اسرائيل، و داستان رهايي ايشان از چنگال فرعون و فرعونيان، و غرق شدن فرعونيان به همراه فرعون گزارش شده، و اين داستان تمامي مراحلي را که بر دعوت الهي و آسماني حضرت موسي -عليه السلام- در رويارويي با فرعون و فرعونيان گذشته، دربرگرفته است.

گويي، داستان موسي -عليه السلام- با اين طول و تفصيل در اينجا، در کنار فرمان خداوند به رسول‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- مبني بر آشکار ساختن دعوت الهي و آسماني خويش آورده شده است، تا نمودار مشخص و گويايي از انواع ستيز و تکذيب و فشارهاي گوناگون اجتماعي و اقتصادي که به هنگام علني کردن دعوت در انتظار داعيان الي‌الله است، فراروي آن حضرت و يارانشان بوده باشد، و از همان آغاز، نسبت به کار و بار خويش بصيرت و بينش لازم را داشته باشند.
از سوي ديگر، اين سوره علاوه بر گزارش سرگذشت فرعون و قوم فرعون مشتمل است بر ياد کرد سرانجام کار ديگر تکذيب کنندگان انبياء الهي: قوم نوح؛ قو عاد؛ قوم ثمود؛ قوم ابراهيم؛ قوم لوط؛ و اصحاب ايکه؛ تا آن کساني که در مقام تکذيب آخرين فرستادة خدا برمي‌آيند، بدانند که فرجام کارشان چيست، و در صورتي که به تکذيب و مخالفت خويش ادامه دهند، چگونه مورد بازخواست خداوند قرار مي‌گيرند، و اهل ايمان نيز بدانند که حسن عاقبت، و فرجام نيک و پيروزمندانه از آن ايشان است، نه از آن تکذيب کنندگان.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- سوره شعراء، آیه 214.دعوت خويشاوندان
پس از نازل شدن اين آيه، رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- طايفة ‌بن