<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">سنّت در گذرگاه‌هاي تاريخ</a></body></html>نمايندگان وعده ي الهي 

بي شك اوليت حافظان و مدافعان ((سنت))، صحابه ي اكرم –صلی الله عليه وسلم- بوده اند كه با كوششهاي خود توانستند، ((سنت)) را در يك مسير مستقيم و مطمئن قرار دهند و در اين راه الحق كه سنگ تمام گذاشتند. آنان ((سنت)) را به چشم امانتي بزرگ مي نگريستند، و چه در حيات پيامبر–صلی الله عليه وسلم- و چه پس از وي، با اعمال شيوه هاي حفاظتي مطمئني از قبيل يادداشت ذهني و كتبي احاديث، نگهداري كامل از ره آورد هاي سازنده ي آن عملا، دفاع از حريم مقدس آن در برابر هر گونه خدشه پذيري، جلوگيري از قرار گرفتن وسيله ای دست ظالمين براي جلب منافع شخصي و دنيوي و . . .، آن را از هر نوع نقص و تزلزل نجات دادند. و بدين طريق وعده ي الهي را در حفظ آن، متحقق ساختند. 
در نتيجه ي كوششهاي همه جانبه و دقيق صحابه –رضی الله عنهم- است كه، مسلمين با اطمينان خاطر به ((سنت)) تكيه داده و آن را، همان گونه كه در دوران وجود مبارك آن حضرت–صلی الله عليه وسلم- بوده است، مي پندارند. 
تدابير صحابه –رضی الله عنهم- در حفظ ((سنت)) كه بعضاً الهام گرفته از ارشادات آن حضرت بود و در مواردي ديگر از راي ثاقب خويش بهره مي بردند، سرمشقي براي محدثين و علماي بعدي گرديد كه به وسيله ي آنان ((علم حديث)) رونقي چند برابر يافت. ميزان محبوبيت پيامبر در نزد صحابه 

محبوبيت پيامبر –صلی الله عليه وسلم- و شخصيت آسماني او، محركي بود كه صحابه –صلی الله عليه وسلم- را به حفظ ((سنت)) او وا مي داشت. شخصيت رسول خدا، طوري آنان را تحت تاثير قرار داده بود كه، جزيي ترين قول يا فعل پيامبر –صلی الله عليه وسلم-، در نظرشان تحفه اي ارزشمند و قابل تكرار و يا تقليد بود. ميزان نفوذ شخصيت و محبوبيت آن حضرت –صلی الله عليه وسلم- در ميان يارانش و اطاعت و فرمانبري بي شائبه ي آنان از وي را، مي توان از سخنان ((عروه بن مسعود)) استنباط نمود. او كه در ماجراي ((صلح حديبيه)) از طرف كفار بطور قاصد، به اردوگاه مسلمين رفته و حالات آنها را از نزديك مطالعه كرده بود، در بازگشت، به سران قريش چنين مي گويد:
((من به عنوان قاصد، به دربار شاهان بزرگ رفته ام، شاهان فارس، روم و حبشه را ملاقات كرده ام، اما هيچ شاهي را نديده ام كه درباريانش او را چنين تعظيم مي كنند كه ياران محمد، محمد را! هيچگاه نمي گذارند آب دهانش بر زمين بيفتد. اگر بر دست بريزد، آن را بر رخسار و بدن خود مي مالد. وقتي كه فرماني صادر مي نمايد، هر كس براي تعميل آن مي رود. آنگاه كه وضو مي سازد، براي دست يافتن به قطرات آب و ماليدن آنها بر بدن، چنان مي دوند كه گويي نزديك است با هم ستيز نمايند! چون سخن مي گويد، همه خاموش مي گردند. هيچ كس، بنابر عظمت فوق العاده اش، جرات ندارد او را نگاه كند.)) 
در سخنان ((عروه)) دقت كنيد! . . .، وقتي كه پيامبر -صلی الله عليه وسلم- در نظر اصحاب خود چنان محبوب باشد، كه حاضر نيستند، قطرات آب وضويش بر زمين بريزد و براي گرفتن آب دهانش از سر و كول همديگر بالا مي روند، چگونه مي توان باور كرد، از حفظ ((سنت)) او شانه خالي كنند و نسبت به آن بي تفاوت باشند؟ ((سنت)) ي كه تفسير قرآن و شارح و مبين احكام و مقاصد آن است.
واقعيت اين است كه ((سنت)) در چهارچوب خدمات دلسوزانه ي خلفاي فداكار و اصحاب امانت دار قرار داشته است و در صحت و عدم تقلب بازي در آن، هيچ شكي نيست. و همان طور كه قبلاً نيز نشان و مدلل ساختيم، محفوظ ماندن ((سنت)) نيز خواست خدا بوده كه بدست صحابه -رضي الله عنهم- صورت گرفته است. 
مروي ـ هر چند گذرا ـ بر عوامل حفظ ((سنت))، سرگذشت آن در حساسترين مراحل تاريخي و شيوه هاي صحابه -رضي الله عنهم- در نگهداري و حفظ آن، ما را در دستيابي به اين حقيقت كمك مي كند. 
قبل از ورق زدن سرگذشت سنت، لازمست به انگيزه هايي كه صحابه -رضي الله عنهم- را به حفظ ((سنت)) و دفاع از آن واداشته بود، بپردازيم. عوامل حفظ سنت [1]

1- دوستي راستين صحابه -رضي الله عنهم- با پيامبر -صلی الله عليه وسلم-:
حضرت ((علي)) مي فرمايد: ((رسول الله -صلی الله عليه وسلم- در نزد ما، از اموال ما، پدران و مادران ما و از آب سردي كه به تشنه اي بدهند، محبوبتر است.)) 
در دوستي صحابه -رضي الله عنهم- نسبت به پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، گفته ((علي))، به مثابه ي كليه اي است كه براي درك ميزان محبت آنان، كافيست. نمي توان يكايك جلوه هاي حب صادق صحابه -رضي الله عنهم- را نسبت به پيامبر -صلی الله عليه وسلم- بر شمرد. همين قدر كافيست بدانيم كه تاريخ نظير آن را در ميان هيچ پيشوا و رهروانش، سراغ ندارد. 

به قول يكي از صحابه: ((هيچ كس را نديده ام كه به ميزان حب اصحاب محمد به محمد، كسي را دوست داشته باشد!)) 

اين نكته را مي توان از گفته ي يكي از شير زنان صدر اسلام، نيز دريافت: او زني از انصار بود كه پدر، همسر و بردارش را در جنگ احد از دست داده بود. از ديگران پرسيد: ((بر سر رسول الله -صلی الله عليه وسلم-، چه آمده است؟)) گفتند: ((به خير و عافيت است، همان طور كه تو دوست داري.)) گفت: ((نشانم بدهيد تا خودم او را ببينم.)) وقتي كه آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- را سالم يافت، گفت: ((هر گونه مصيبتي در صورت وجود تو، كوچك و ناچيز است.))! 

مظاهر اين دوستي شگفت انگيز را مي توان در زواياي مختلف زندگي صحابه -رضي الله عنهم- يافت؛ به اندازه اي كه قلم از به حصار كشيدن همه ي آنها با الفاظ و جملات از بيان آن عاجز است. 

همان گونه كه مي دانيم، آنگاه كه عشق و محبت ريشه هايش را در نهان خانه هاي قلب دوانيد، محب به پيروزي از آثار محبوبش بر مي آيد. ادا و اطوار او را در مي آورد، از گفته هايش لذتي و صف ناپذير مي يابد و به حفظ هر آنچه كه از محبوبش صادر مي گردد، مي پردازد. از اينجاست كه در مي يابيم، دوستي صحابه با پيامبر -صلی الله عليه وسلم- از موثرترين عوامل حفظ سنت رسول -صلی الله عليه وسلم- بوده و آنان را در راه نگهداري و دفاع از سنت محبوبشان، براي مقابله با هر نوع خطري آماده كرده است. 

2- اعجاز و بلاغت كلام رسول الله -صلی الله عليه وسلم-:
بلاغت و وجوه اعجاز و امتياز كلام نبوت از يك طرف، و علاقه ي مفرط عرب به ادب و فصاحت و بلاغت زبان عربي از طرف ديگر، موجب يكي ديگر از بزرگترين انگيزه هاي حفظ سنت در صحابه -رضي الله عنهم- شده بود. 

پس از كلام خدا، كلام محمد -صلی الله عليه وسلم- در اعجاز و بلاغت، اشراق و زيبايي، بلندي معاني و هدايت و حسن ترتيب الفاظ، همتا ندارد. و عرب بنا بر عادت، اشتياق عجيبي براي فراگيري و تقليد سخنان بليغ و فصيح داشته اند، و اين دو مطلب از بديهياتي هستند كه احتياجي به شرح و بيان ندارند. 

با توجه به اين موضوع، طبيعي بود كه صحابه -رضي الله عنهم- توجه خاصي به حفظ سنت پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، بزرگترين فصيح و بليغ عرب، نشان دهند و سخنان زيبا، مختصر و آكنده از معاني و مقاصد والا را دهان به دهان، به ديگران برسانند. 

3- ترغيب و تشويق به حفظ و فراگيري سنت: 
در 