 ضخيم از احاديث رسول الله -صلی الله عليه وسلم- فراهم آورده و بر آن ((الصحيفه الصادقه)) نام نهاده بود. او يكي از آن كسان بود كه عادتاً از آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- مي نوشتند. از خودش روايت است: 

((من هر چه را كه از رسول الله -صلی الله عليه وسلم- مي شنيدم، براي حفظش مي نوشتم. قريش مرا از اينكار بازداشت. آنها گفتند: آيا هر سخني را كه از رسول الله -صلی الله عليه وسلم- مي شنوي، مي نويسي؟ در حالي كه او يك انسان است و طبعاً ناراحت مي گردد.** اين موضوع را به پيامبر -صلی الله عليه وسلم- يادآور شدم. آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- با اشاره به لبهاي مباركش فرمود: قسم به ذاتي كه جانم در قبظه ي قدرتش است، از اين دو لب چيزي جز حق، بيرون نخواهد آمد. پس (با اطمينان خاطر) بنويس!))*** 

حضرت ((ابوهريره)) -رضي الله عنه- مي گويد: 

((هيچ يك از اصحاب پيامبر -صلی الله عليه وسلم- بيشتر از من حديث ياد ندارد، مگر عبدالله بن عمر؛ چرا كه او عادت داشت احاديث را بنويسد و من نمي نوشتم))[1].

حضرت ((مجاهد)) _ تابعي كبير و امام المفسرين _ مي گويد: نزد ((عبدالله بن عمرو)) –رضی الله عنهما- ، صحيفه اي ديدم كه آن را از انظار مخفي نگه داشته بود. همين كه خواستم آن را باز كنم، از دستم گرفت و گفت: ((اين (صحيفه ي) صادقه است، كه بدون واسطه از رسول الله -صلی الله عليه وسلم- شنيده ام. . .))[2]. 

اين صحيفه شامل 1000 حديث بوده است و تا ساليان دراز نزد ((عبدالله بن عمرو)) –رضی الله عنهما- باقي بود و پس از او توسط يكي از نوادگان وي به نام ((عمرو بن شعيب)) (بن محمد بن عبدالله بن عمرو بن العاص) انتشار عمومي يافت، و رفته رفته در كتب مشهور حديثي جاي گرفت[3]. اكنون احاديث ((صحيفه ي صادقه)) را به روايت ((عمرو بن شعيب)) به واسطه ي پدرش از ((عبدالله)) -رضي الله عنه- مي خوانيم. 

2- صحيفه ي صحيحه: مجموعه اي از 150 حديث مي باشد كه آن را حضرت ((ابوهريره)) -رضي الله عنه- براي يكي از شاگردان به نام ((همام بن منبه)) نوشته است. 

سلسله ي تدريس اين رساله تا چندين قرن ادامه داشته است؛ زيرا تمام احاديث آن را، نويسندگان بعدي از جمله ((احمد بن حنبل))، ((امام بخاري))، ((امام مسلم))، ((امام ترمذي)) و غيرهم در كتابهايشان بعينه نقل نموده اند[4].

((ابوهريره)) -رضي الله عنه- علاوه بر صحيفه ي موصوف، تاليفات متعدد ديگري نيز داشته است. در ((طبقات ابن سعد))، روايتي حامي از اين است كه تمام مرويات او (5374 حديث) به صورت نسخه اي واحد، نزد ((عبدالعزيز بن مروان)) _ پدر ((عمر بن عبدالعزيز)) و استاندار مصر _ وجود داشته است[5].

يكي ديگر از شاگردان ((ابوهريره)) به نام ((بشيرين نهيك)) نيز مرويات وي را مي نوشت. ((بشير)) مي گويد: ((احاديثي را كه از ابوهريره مي شنيدم، مي نوشتم وقتي كه خواستم از او جدا شوم، كتابي را كه از او تهيه  كرده بودم نزدش آوردم و احاديثش را جلوي او خواندم و گفتم: اينها احاديثي است كه از تو شنيده ام. گفت: آري)).

حضرت ((ابوهريره)) -رضي الله عنه- خودش  نيز مسودات زيادي از احاديث داشت. ((حسن بن عمرو)) _ شاگرد ((ابوهريره)) _ نقل مي كند: ((جلوي ابوهريره -رضي الله عنه- حديثي روايت نمودم كه نسبت به آن اظهار بي اطلاعي نمود. گفتم: من اين حديث را از خود شما شنيده ام. گفت: اگر واقعاً چنين باشد، پس نزد من نوشته شده است. دست مرا گرفت و به خانه اش برد. در آنجا كتب زيادي از حديث رسول الله -صلی الله عليه وسلم- را به ما نشان داد. او حديث مورد بحث را يافت و گفت: به تو گفته بودم اگر خودم برايت نقل نموده ام، حتماً نوشته اش نرد من هست))[6]. 

از ((ابوهريره)) نقل نموديم كه او احاديث را نمي نوشت، و حالا بيان از كتب و صحف اوست! در تطبيق اين دو مطلب گفته اند كه آن قول، مربوط به عهد رسالت بوده و بعدها دست به تحرير حديث زده است و يا اينكه اين مكتوبات را توسط شاگردانش املاء نموده است[7].

 3- صحيفه ي حضرت ((علي)): حضرت ((علي)) -رضي الله عنه- نيز بسياري از احاديث رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم- را نوشته بود و آن را داخل نيام شمشير خود كرده هميشه با خود داشت. 

((امام بخاري)) در صحيح خودش، در چندين باب از ((صحيفه ي علي)) نام برده است. از ((علي)) -رضي الله عنه- نقل كرده اند كه مي گفت: ((ما چيزي جز قرآن و آنچه كه در اين صحيفه است ننوشته ايم))[8].

و در رد گمان بعضي كه او را داراي وصاياي مخصوصي از آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- مي دانستند كه به كسي نشان نمي دهد، مي فرمود: ((رسول خدا -صلی الله عليه وسلم- هيچ موضوعي را مخصوصاً و جداي از ديگران به من نگفته است، مگر سخناني چند كه از وي شنيده ام و آنها در غلاف شمشير من جاي دارند))[9]. 

و نيز فرمود: ((هر كه گمان برد نزد ما به غير از قرآن و اين حديث، چيزي ديگر هست كه آن را مي خوانيم، بي ترديد دروغ گفته است))[10]. 

در اين صحيفه بيشتر مسائلي درباره ي ماليات وجود داشت. رواياتي در خصوص زكات، خونبها، فديه، ولاء، قصاص و حقوق اهل ذمه نيز در آن بود. 

از بعضي روايات چنين بر مي آيد كه از ميان شاگردان ((علي)) -رضي الله عنه-، ((حجر بن عدي)) و ((محمد حنفيه)) – فرزند ((علي)) – رونوشتهاي اين صحيفه را نزد خود داشتند و روايت آن به آيندگان نيز، در جريان بوده است[11]. 

 4- كتاب ((ابن عباس)): حضرت ((عبدالله بن عباس)) -رضي الله عنهما-، عمو زاده ي آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- بود. هنگامي كه آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- رحلت فرمود، حضرت ((عبدالله)) –رضی الله عنهما- كودكي بيش نبود. او جهت حفاظت حديث، شروع به نوشتن احاديثي كه بي واسطه از نبي اكرم -صلی الله عليه وسلم- شنيده يا از صحابه ي كرام -رضي الله عنهم- روایت شده بود، كرد. هرگاه خبر مي يافت كه نزد يكي از اصحاب حديثي وجود دارد، خالصاً براي شنيدن آن حديث باز سفر مي بست و به سويش مي شتافت. بدين گونه، تمام احاديث شريف را در مجموعه هاي بي شماري گرد آورده بود[12]. 

اين مجموعه ها چنان زياد بودند كه كاملاً باريك شتر مي شدند. پس از وي اين نوشته ها به شاگردش – ((كريب)) – منتقل شدند. سخن مورخ مشهور – ((موسى بن عقبه)) – است اينكه: 

((كريب نزد ما به اندازه ي باريك شتر از كتابهاي ((ابن عباس–رضی الله عنهما-)، گذاشت. هر زمان كه علي بن عبدالله بن عباس به كتابي احتياج پيدا مي كرد، به كريب مي نوشت: فلان و فلان صحيفه را برايم بفرست. كريب نسخه اي از آن كتاب، رونويسي مي كرد و يكي از آن دو را برايش مي فرستاد))[13]. 

5- كتاب ((سعد بن عباده)): حضرت ((سعد بن عباده)) -رضي الله عنه- از سرداران انصار بود. او قبل از اسلام نيز نوشتن بلد بود. با مطالعه ي كتابهاي مدون احاديث، معلوم مي شود كه او نيز مجموعه اي از احاديث ترتيب داده است. ((ربيعه بن ابي عبدالرحمن)) مي گويد كه يكي از پسران ((سعد بن عباده)) -رضي الله عنه-، حديثي از كتاب پدرش براي او خوانده است[14]. 

 6- كتاب ((معاذ بن جبل)): ((معاذ)) -رضي الله عنه-، صحابي انصاري که نزد آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- بسيار مقرب و معتمد بود؛ كسي است كه در علم و فضل، مقام مجتهد را دارا بود. او هم احاديثي از پيامبر -صلی الله عليه وسلم- را نوشته بود. 

 7- كتابهاي ((ابن عمر)):