ست یعنی جائیكه كمتیشان لنگ آمد عقب می نشینند مثلأ درمسئله تحریف قرآن چون ادعای آنها محلی از اعراب ندارد بطور كلی منكرند كه قرآن تحریف شده در حالیكه كتب آنها از این مسئله پرشده و عالمانی كه به این امر معتقدند روی چشم آنها قرار دارند .بر این اساس در سایه تقیه من میترسم كه آنان بیایند و بگویند كه:( نویسنده این كتاب به ما افترا بسته و حرف در دهان ما گذاشته و كتاب را بر اساس یك فرض غلط نوشته ما هرگز نگفته و نمی گوئیم عمر و ابوبكر منافق بودند بلكه آنها مؤمنانی بودند كه فقط در مورد حق علی دچار لغزش شدند اگر غیر از این بود چرا ما با مسلمانان دیگر معاشرت می كنیم زن میدهیم زن میگریم برجنازه آنها حاضر می شویم و ذبیحه آنها را می خوریم و پشت امامشان نماز می گزاریم؟ اما صبركنید. شما نمی توانید بگویید فلان مسلمان بود اما بخشی از رسالت محمد(صلی الله علیه وآله و سلم) را قبول نداشت در این حرف تضاد نهفته است كسی كه نماز نخواند كافر نیست اما آنكه منكر وجوب نماز شود مسلماً مسلمان نیست . شما میگوئید این آیه درحق حضرت علی است 
(يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ) (المائده:67)( ای پیامبر برسان آنچه را كه ازجانب پروردگارت بتو نازل شده و اگر این كار را نكنی پس رسالتی كه بتو محول شده بود را انجام نداده ای خداوند تو را از مردم حفظ میكند بدرستی كه او گروه كافران را هدایت نمی كند.) ببینید مسئله چقدر مهم است كه پیامبر تهدید میشود كه اگر نگوید علی جانشین من است از مقام پیامبری عزل میگردد این تفسیر شما از آیه است و حالا حساب كنید حال كسی را كه بشنود ولی قبول نكند و پنهان كند و منكرشود و خود جای علی بنشیند عمر و ابوبكر و باقی صحابه با دو گوش خود شنیدند كه حضرت فرمود علی جانشین من است از او پیروی كنید. عمر و ابو بكر باقی صحابه با ادعای شما با دو چشم خود دیدند كه پیامبر بر روی بلندی علی را بر دست بالا برد و گفت آنچه كه مدعیید گفت! با این موجود پیروی نكردند اصلا منكر شدند كه چنین حرفی را پیامبر زده آیه و حدیث را منكر شدند و پنهان كردند دیگر چطور آنها را مسلمان میدانید پس شما اگر به زبان هم انكار كنید چون عمل این كار كفر آمیز را به اصحاب نسبت میدهید پس قائل به كفر و نفاق آنها هستید و كتابهای شما هم مملو از جملاتی است كه به صحابه عظیم شان پیامبر نسبت كفر را میدهند و اما اینكه پشت پیروان آنها نماز می خوانید وزن میدهید وزن می گیرید در جنازه آنها حاضر می شوید برای این است كه شما به تقیه معتقد هستید و این سوال را خود شما جواب بدهید چرابا آن عقیده اینكار ها را می كنید و دلیل این تضاد درعمل و گفتار خود را روشن كنید؟ 
چرا پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) جانشيني برنگزيد؟

یكی از ایرادهای بزعم ایشان، مهم این است كه می گویند: « چگونه می توان پذیرفت كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در امری چنین مهم سكوت كرده باشند و امت را مانند رمه ای بی چوپان بحال خود وا گذارند. این یك اصل غیر قابل بحث پیش ایشان است كه هرگز كره زمین از حجت خدا خالی نمی شود پس می گویند محال بود كه پس از مرگ پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) این قانون دستخوش تغییر شود». 
آنها به استدلال زیاد چنگ می زنند و آنرا از براهین قوی خود بحساب میآورند اما باز بر اساس فرمولی كه داریم این نقطه نظر را نیز محك می زنیم تا ببینیم كه آیا خالی از تناقص است یانه؟متأسفانه دراینجا نیز علماء شیعه دچار تناقص گوئی شده اند. از یك سو می گویند دنیا از حجت خالی نمی شود و زمین بدون رهبری نمی ماند و محال است كه امر مهم جانیشنی پیامبر مسكوت گذارده شده باشد و از طرف دیگر ما عملأ می بینیم كه امروز جهان حتی در نزد خود آنان از حجت خالی است و مسئله جانشینی پیامبر لا ینحل مانده است چطور دقت كنید به عرایضم!: علماء شیعه می گویند خدا (جل جلاله) حضرت علی و بعد امام حسن و بعد امام حسین بعد امام سجاد و الی آخرتا مهدی 12 امام را به جانشینی پیامبر برگزید می گوییم بسیار خوب از آخری می پرسیم:
امام مهدی حالا كجاست؟ 
من نوعی را چرا خدا بدون رهبر گذاشته است؟ 
اگر از عدالت خدا بدور بود كه امت محمد را بدون رهبر رها كند از عدل او بس دورتر خواهد بود كه مرا و امثال مرا و شما را كه از زمان پیامبر خیلی فاصله داریم بدون رهبر رها كند می گویید ( رها نكرده و رهبر ما مهدی است كه حی و حاضراست ) باز می پرسیم ( خوب كجاست كه من از او بپرسم كه حق با كیست؟ ) شما در جواب من ای برادران اهل تشیع چه می گوئید مگرنمی گویید كه او پشت پرده غیب پنهان است و دسترسی به او ممكن نیست و باید به قرآن و احادیث ائمه و پیامبر مراجعه كرد خوب پدر آمرزیده ها پس باز به حرف ما رسیدید. مهدی از میان شما به پشت پرده غیب رفت و جانشینی نگذاشت و شما را بی رهبر گذاشت شما این حق را به مهدی میدهید از عدالت خدا هم بدور نمی دانید خوب پس چرا وقتی می گوئیم پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) جانشینی برنگزید و قرآن و سنت را برای ما گذاشت ناراحت می شوید و آبرو درهم می كشید؟ 
اول شما برای مهدی نایب درست كردید و 70 سال كه عمر یك آدم است مردم را سرگرم كردید و چون زمینه را برای ظهورش آماده ندیدید عمرش را طولانی كردید و نایب را هم مردود دانستید و بالاخره واضح است كه امروز من بدون رهبر هستم شما خواننده هم بدون رهبر هستید ولازم است كه خودمان بنشینیم و رهبر خویش را برگزینیم و انتخاب رهبر را در پرتو هدایتهای قرآن و سنت انجام دهیم همانطوركه برادران اهل تشیع انكار را می كنند و كردند اول خمینی را انتخاب كردند نمایندگان خبرگان را انتخاب كردند اگر مهدی زنده و اوامرش ظاهر باشد كه دیگر نیازی به انتخاب نیست وقتی رهبر الهی درمیان ما باشد ما دیگر كی هستیم كه رهبر انتخاب كنیم وقتی حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) درمیانه صحابه بود كسی انتخاب نمی دانست یعنی چه. هیچكس نمی آمد امیر لشكر را خودش انتخاب كند همه اینها به امر حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بود و حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) را هم مردم انتخاب نكرده بودند این واضح است. او پیامبر و برگزیده الله (جل جلاله) بود خوب حالا كه ما به خود حق انتخاب رهبر را میدهیم چرا به صحابه نمی دهیم؟ این مثل لقمه از پشت گردن خوردن است پس از هزار و یك دلیل آخر می رسند به حرف ما. جای خنده دار قضیه اینجاست كه در كشور ایران وقتی خمینی مرد كسی را به جانشینی خود انتخاب نكرد و شاید خواست خدا بود كه اینطور شود از یك طرف منتظری را بركنار كرده بود و از طرف دیگر جانشین رسمی نداشت و بعد بزرگان ایران آمدند و یك رهبر جدید برگزیدند كه نامش خامنه ای است. خامنه ای حكم رهبری خود را نه از خدا گرفت ونه از مهدی و نه حتی از  رهبری قبلی. خوب آدمهای حسابی آن چیزی را كه غیر ممكن م