اهی كردند و حكم و قضاوت بدستشان بود. و ذلیل ترین مردم منافقان و یاران عبدالله بن ابی بودند حتی پسرش با او مخالف بود پس این صفت هم با اخلاق صحابه همخوانی ندارد . زیرا آنها درعصر خود عزیز بودند و بنظرم تا امروز نیز چون آنها عزیزان و قدرتمندی ، پیدا نشد .
+ به جنگ روميان نرفتند. 
(فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلاً وَلْيَبْكُوا كَثِيراً جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (التوبة:82:81 ) 
(شاد شدند عقب ماندگان به نشستن خود ضد رسول خدا صلی الله علیه و سلم و نپسندیدند كه جهاد كنند به مال و جانشان در راه خدا و گفتند بیرون نروید درگرمی ! بگو آتش جهنم گرمیش شدید تر است اگر دریابند . پس كه باید كم بخندند و زیاد بگریند به سزای آنچه كه عمل میكردند.) این آیه در باره جنگ روم است منافقین به جنگ تبوك نرفتند در حالیكه در آن 30000 شمشیر زن مسلمان و از جمله اصحاب كبار مغبوض عالمان شیعه شركت داشتند پس نباید آنها را منافق بدانیم زیرا خدا منافقین را وصف كرده و مومنان را نیز این طور وصف می كند . (لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) (التوبة:89:88)
(اما پیامبر و ( كسانیكه با اویند از مومنان ) با مال و جانهایشان جهاد كردند آنها برایشان نیكی ها و خیرات است. و آنها رستگارند، خداوند آماده كرده است برایشان بهشتهای كه در زیرآنها رود ها جاریست جاودان در آن بمانند و آن رستگاری بزرگ است .) در خانه اگركس است یك حرف بس است دلیل واضح آمدكه رفتار منافقین با آنچه كه از كردار صحابه شنیده ایم منافات دارد . و حتی در یك مورد نیز نه فقط تطابق ندارد بلكه برعكس است . این بار در این گفتار ما فقط از قرآن دلیل آوردیم. و سخن الله را گواه گرفتیم اما كسی كه هوای نفسانی خود را پیروی می كند می تواند همچنان در عقیده خود پا فشاری كند كه منظور از منافقین مدینه همانا صحابه بودند. ما با او نمی توانیم بحث كنیم ولی در نهایت اینرا عموماً بخوانند گان خود می گوییم .كه اگر انسان بدون منطق بخواهد از قرآن چیزی را ثابت كند متأسفانه براحتی میتواند آنچه را كه می خواهد استنباط نماید اینكه فلان می گوید چون در قران آمده ( وفى المدینه منافقون ) پس صحابه منافقند مانند آن دو نفری است كه ادعای پیامبری كردند یكی نامش بود نصرالله و دیگری فتح الله مردم پرسیدند دلیل نبوت شما چیست ؟ گفتند قرآن ! پرسیدند ( چطور؟) جواب دادند. درقرآن نوشته ( اذا جاء نصرالله و الفتح ) (و ما كه نصرالله و فتح الله باشیم آمده ایم پس پیغمبریم ) تهمت و افترای نفاق بر صحابه نیز همسان استدلال فتح الله و نصرالله است. 
جنگ بين صحابه

نكته ای كه بسیاری از برادران اهل تشیع را به اشتباه میاندازد این است كه حتی یك خطا را حاضر نیستند به صحابه ببخشند وگمان دارند كه آنها باید همه كارهایشان خوب باشد و اتفاقاً همین عقیده را در مورد علی رضی الله عنه دارند . آنها می پندارند كه علی معصوم بوده است . ما هرگز عقیده نداریم كه صحابه منجمله علی رضی الله عنه معصوم بوده اند بلكه معتقدیم از بعضی از صحابه كارهای خطایی سر زده است ما  داریم صحابه ای را كه در جنگ بدر حاضر بوده اما برای حفظ خانه اش حمله پیامبر به مكه را به كفارگزارش داده وقتی رازش برملا شد پیامبراز او پرسید . ( آیا كافر شدی ؟) گفت ( نه یا رسول خدا ایمان به خدا و رسولش دارم. تنها این تدبیری بود برای حفظ خانواده ام در مكه ) عمر رضی الله عنه اجازه خواست تا او را بكشد اما پیامبر گفت صحابه بدری را خدا بخشیده است . یا داریم صحابه ای كه از جنگ فرار كرده مثل حضرت عثمان رضی الله عنه ولی خدا او را صریحاً بخشیده است و امثال اینها من با توجه به طرز تلقی عالمان مذهب شیعه ، میدانم كه حالا نفس را حتی می كشند و می گویند ( پدر آمرزیده آخر كه خودت قضاوت ما را كردی ! و حرف ما را زدی ) نه من قضاوت شما را نكردم من حرف خودم را زدم حرف ما این است كه غیر از حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم ) بقیه انسانها در معرض خطا هستند ممكن است گناه كنند ممكن است فتوای غلط بدهند. ولی صرف این امكان ،نباید ما را وادار كند كه همه گناهان را به همه اصحاب نسبت دهیم .گفتم این اشتباه عظیم عالمان مذهب تشیع است. آنها غلو می كنند و می گویند كه كسی كه رهبر است دیگرحتی یك گناه صغیره یا كبیره نباید بكند و بر این اساس ائمه خود را به خداوند متصل كردند و آنها را عقل كل و آگاه به تمام علوم و دانای غیب نیز می دانند حتی می گویند علم آنها لدنی است یعنی كسب نكرده اند بلكه خدا به آنها داده است آنها كار را به جای رساندند كه حتی امام دهم خود را ( كه 8 ساله بوده ) ازپیغمبری چون ابراهیم یا موسی یا عیسی بهتر میدانند خوب به چنین افرادی كه بچه 8 ساله را از ابراهیم خلیل الله بهتر می دانند اول باید این نكته را فهماند كه انسان معصوم از خطا در جهان در صورتی می تواند وجود داشته باشد كه به وحی متصل باشد حتی حضرت محمد صلی الله علیه و سلم وحی به كمك ایشان نمی آمد دچار خطا می شدند مثلاً.روزی حضرت عمر رضی الله عنه وارد اتاق شد و دید حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) و ابوبكر نشسته اند دارند گریه می كنند عمر متعجب شد و گفت برایم بگویید كه چه چیز شما را به گریه آورده تا من هم همراه شما گریه كنم بعد معلوم شد كه علت گریه نزول آیه های بوده كه در آن حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) مورد عتاب قرار گرفته كه چرا تصمیم به آزادی اسیرها دارد این پیشنهاد ابوبكر بود این تصمیم مورد پسند الله (جل جلا له) نبوده است خداوند (جل جلاله) می فرماید . (لَوْلا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ) سورة الانفال آية 68 اگر نبود حكم خدا كه پیشی گرفته پس لمس میكرد شما را به خاطر آنچه كه گرفتید عذابی عظیم . وطبیعی است كه رسول خدا فوراً تصمیم خود را مطابق اراده الهی تغییر دادند . خوب جایی كه پیغمبر خدا مناسب ترین شخص به مقام رهبری بود زیرا خدا او را از بین همه مردم برای فرستادن آخرین پیام خود انتخاب كرد آری وقتی شایسته ترین فرد اگر وحی به كمكش نمی آمد امكان اتخاذ تصمیمات غلط از او میرفت پس دیگر از ابوبكر عمر عثمان و علی رضی الله عنهم چطور انتظار داشته باشیم كه در تصمیمات خود و در افعال خود حتی یك بار هم به خطا نروند ؟ گفتیم شیعه برای حل این مشكل علی و ائمه دیگر خود را متصل به وحی دانسته اند ولی چون قرآن فرموده است . 
محمد خاتم انبیاء است 