، فلا تزال كذلك حتى يبقى ما فيه وفاء لحقّ الله في ماله، فاقبض حقّ الله منه».
«با رعایت تقوای خدای یگانه که شریکی ندارد، برو. هرگز مسلمانی را نترسان و به زور از او چیزی مستان و از حقی که خدا در مال او مقرر داشته، بیشتر از او مگیر. هرگاه خواستی به محله‌ای بروی، در محل آب آنها فرود بیا، بدون آن که با آنها آمیخته شوی، سپس با آرامش و وقار به سوی آنها برو تا اینکه در میانشان بایستی و بر آنها سلام کنی.
از سلام ‌نکردن بپرهیز و بعد از سلام، بلافاصله بگو: ای بندگان خدا! خلیفه مرا به سوی شما فرستاده است تا حقی که خدا در مال‌هایتان قرار داده، بگیرم. پس اگر خدا حقّی در مال‌هایتان دارد آن را به من بدهید.
اگر کسی گفت: نه، دوباره به او مراجعه نکن. اگر ثروتمندی به تو اعلام کرد همراه او برو بدون آن که او را بترسانی یا تهدید کنی، پس هر چقدر از طلا یا نقره که به تو داد آن را بگیر. و اگر چهارپا یا شتر داشت، بدون اجازه‌اش وارد گلة چهارپایانش مشو، زیرا بیشترشان از آن خود او هستند. پس وقتی کنار آنها آمد، چنان بر آن وارد نشو که گویا بر آنها مسلط هستی و یا می‌خواهی به زور و با سختی بگیری.
هیچ حیوانی را فراری مده و با اذیت‌کردن آن، صاحبش را ناراحت مکن.
و مال را به دو قسمت تقسیم کن و سپس به صاحب آن اجازه بده تا انتخاب کند و هر آنچه انتخاب کرد، آن را مگیر و همچنان ادامه بده تا اینکه حق خداوند از مال او کاملاً گرفته می‌شود و آنگاه آن را با خود بیاور»(4) .
این نامه امام (رض) در مورد زکات است که صدقات نیز نامیده می‌شود و در آن هیچ ذکری از خُمس به میان نیامده است!
ب- امام (رض) در جایی دیگر در مورد زکات دام می‌فرماید: «إن الرجل إذا كان الدين الظنون -هل يقضى أم لا؟- يجب عليه أن يزكّيه لما مضى إِذا قبضه».
«هرکس دام داشت باید زکات سالهایی را که بر آن گذشته است بپردازد»(5) .
امام نفرموده: هر کس دام داشت باید خمس آن را بپردازد، بلکه فرمود: زکات آن را بپردازد. و تنها این کلمه در ادبیات امام (رض) جای دارد که کلمه‌ایست قرآنی و شرعی، و کلمه‌ایست که پیامبر آن را ذکر نموده است.
ج- امام (رض) در جای دیگر می‌فرماید: «سوسوا إيمانكم بالصدقة، وحصّنوا أموالكم بالزكاة، وادفعوا أمواج البلاء بالدعاء».
«ایمان‌تان را با صدقه سامان دهید، و اموال‌تان را با پرداخت زکات، محکم و استوار گردانید، و امواج سهمگین بلا را، با دعا دفع کنید»(6) .
همچنین می‌توانید به کلام او در نهج‌البلاغه، 10/302 (192) مراجعه کنید که در آن جا به پایبندی بر نماز و پرداختن زکات امر نموده است.
------------------------------------------------------------------------------
1) 4/3.
2) 17/22 (52).
3) 18/42 (96).
4) 15/151 (25).
5) 19/112 (263).
6) 18/345 (142).این آخرین بخش این کتاب است که در آن امور متفرق و گوناگونی ارائه می‌شود: 
1- با مرگ پیامبر، وحی و خبر آسمانی قطع گردیده است: ما معتقدیم که پیام‌آوران وحی و نبوت که رسالت الهی را از آسمان بر انبیاء نازل می‌کردند با وفات پیامبر (ص) دیگر آمدن آنها به زمین قطع گردیده و تمام شده است، اما شیعه و یا بسیاری از آنها معتقدند که بعد از وفات پیامبر (ص) جبرئیل برای دلجویی‌دادن به فاطمه (رض) یا علی (رض) به زمین می‌آمده است. اما علی (رض) در مورد پیامبر (ص) می‌گوید: «بأبي أنت وأمي يا رسول الله! لقد انقطع بموتك ما لم ينقطع بموت غيرك من النبوة والإنباء وأخبار السماء، خصّصت حتى صرت مسلّيًا عمن سواك، وعممت حتى صار الناس فيك سواء، ولولا أنك أمرت بالصبر، ونهيت عن الجزع، لأنفدنا عليك ماء الشئون، ولكان الداء مماطلًا، والكمد محالفًا، وقلاّ لك! ولكنه ما لا يملك ردّه، ولا يستطاع دفعه! 
بأبي أنت وأمي، اذكرنا عند ربك، واجعلنا من بالك!».
«پدر و مادرم فدایت باد، ای پیامبر خدا! اخبار آسمانی که با مرگ دیگر پیامبران قطع نگردید با مرگ تو قطع می‌گردد. مرگ تو دیگر چیزها را از یاد انسان می‌برد و این فقط ویژگی تو است و همه مردم برای تو ناراحت‌اند، اگر به صبر و شکیبایی فرمان نمی‌دادی و از داد و فریاد و بی‌قراری نهی نمی‌نمودی، اشک چشم‌هایمان را به پایت می‌ریختیم و رنج و درد همیشگی می‌شد و اندوه و غم به خاطر تو، عزاداری اندکی است. ولی این – وفات - چیزی است که نمی‌توان آن را دور نمود و دفع کرد. پدر و مادرم فدایت باد، ما را نزد پروردگارت یاد کن و به خاطر داشته باش!»(1) .
در این خطبه، امور بسیار بزرگی نهفته است که برخی بدین قرارند: 
الف- علی (رض) می‌فرماید: اخبار آسمان و فرشتگانی که به زمین فرستاده می‌شدند، دوباره به زمین نخواهند آمد.
ب- و مطلب دیگر در این خطبه، دیدگاه امام (رض) درباره بی‌قراری و داد و فریاد به هنگام مصیبت است، که هم اینک بدان می‌پردازیم: 
2- بی‌قراری در مصیبت: 
شیعیان گمان می‌برند که با زدن به سر و سینه، چاک‌کردن گریبان‌، زنجیرزنی و غیره به ائمه ابراز محبت می‌کنند و این را مشارکتی در مصیبت حسین (رض) می‌شمارند. امام علی به ما می‌فرماید: این کارها حتی برای از دست‌دادن بهترین و برترین انسان، یعنی محمد (ص)، جایز نیست.
الف- بار می‌فرماید: «ينزل الصبر على قدر المصيبة، ومن ضرب يده على فخذه عند مصيبته حبط أجره».
«صبر به اندازه مصیبت می‌آید و هرکس به هنگام مصیبت دستش را بر ران خود بزند، اجر و پاداش او به هدر می‌رود و ضایع می‌شود»(2) .
علی(رض) می‌فرماید: هر کس دست خود را بر رانش «پایش» بزند اجر و پاداش او به هدر می‌رود پس کسانی که در ماه محرّم قمه می‌زنند و گریبان پاره می‌کنند و با شمشیر خود را زخمی می‌کنند و ... و کارهای دیگری که باعث ناخشنودی خدا می‌گردد، انجام می‌دهند، چه توجیهی برای سخن امام (رض) دارند؟
ب- امام(رض) در مناسبتی دیگر می‌فرماید: «من أصبح على الدنيا حزينًا، فقد أصبح لقضاء الله ساخطًا.
ومن أصبح يشكو مصيبة نزلت به، فإنما يشكو ربه.
ومن أتى غنيًا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دينه.
ومن قرأ القرآن فمات فدخل النار، فهو كان ممّن يتخذ آيات الله هزوًا.
ومن لهج قلبه بحبّ الدنيا، التاط منها بثلاث: همّ لا يغبّه، وحرص لا يتركه، وأمل لا يدركه».
«هر کس برای دنیا اندوهگین شد، از قضا و تقدیر الهی ناخشنود است.
و هر کس از مصیبتی شکایت می‌کند که بدان گرفتار شده است، در حقیقت از پروردگارش شکایت می‌نماید.
و هر کس نزد توانگری آمد و به خاطر توانگری‌اش در برابر او کرنش و فروتنی نمود، دو سوّم دینش را از دست داده است.
و هر کس قرآن را خواند ولی وقتی فوت کرد به دوزخ رفت، از کسانی بوده که آیات خدا را مسخره می‌کنند.
و هر کس که قلبش شیفته دنیا باشد، به سه چیز گرفتار خواهد شد: اندوهی که از او جدا نمی‌شود، حرص و آزمندی که او را رها نمی‌کند و آرزویی که به آن نخواهد رسید»(3) .
شیعیان در روز عاشورا چکار می‌کنند؟! آیا آنها در مصیبتی که هزار و سیصد سال پیش رخ داده، مشارکت می‌کنند؟!
آیا عزاداری‌شان به معنی این است که از غم مصیبت حسین به پروردگارشان شکایت می‌برند؟!
ج- در نهج‌البلاغه آمده است: «و روایت شده که امام (رض