 (ص) ـ نماز تراويح‌ را هم‌ به‌ جا مي‌آورد و به‌ آن‌ علاقه‌ي‌ خاصي‌ داشت‌. و از اين‌ عبادت‌ها لذّت‌ مي‌برد. خودش‌ مي‌فرمايد: «اگر پدرم‌ از قبر بلند شود و جلو مرا بگيرد، از عبادت‌ دست‌ نخواهم‌ كشيد».
--------------------------------------------
1) عايشه –رضی الله عنها-‌ در حيات‌ محمد ـ ص ـ، ص‌ 118.حضرت‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ داراي‌ حافظه‌ و ذكاوتي‌ منحصر به‌ فرد بود. اين‌ تيزهوشي‌ و ذكاوت‌ و نيز معيّت‌ و همراهي‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ سبب‌ شد كه‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ به‌ عالمي‌ توانا مبدّل‌ گردد، تا جايي‌ كه‌ رسول‌اكرم‌ ـ (ص) ـ فرمود:
«خذوا نصف‌َ دينكم‌ عن‌ هذه‌ الحميراء» (1).
نصف‌ دين‌تان‌ را از اين‌ حميرا (عايشه –رضی الله عنها-‌) ياد بگيريد.
در زمان‌ رسول‌ الله ـ (ص) ـ زنان‌ براي‌ مسايل‌ مخصوص‌ به‌ خودشان‌ به‌ او مراجعه‌ مي‌كردند، اما پس‌ از رحلت‌ رسول‌ اكرم‌ ـ (ص) ـ، عايشه –رضی الله عنها-‌ مرجعي‌ براي‌ زن‌ و مرد، پير و جوان‌، عالم‌ و عامي‌، شد. همگي‌ براي‌ پاسخ‌ سؤالات‌ خويش‌ به‌ محضر او مي‌رفتند.
بزرگان‌ صحابه‌ نيز اگر در مسائل‌ فقهي‌ دچار مشكلي‌ مي‌شدند، به‌ ايشان‌ مراجعه‌ مي‌كردند.
ابوموسی‌ اشعري‌ ـ (رض) ـ مي‌فرمايد:
«هر مشكلي‌ براي‌ ما، اصحاب‌ پيامبر ـ (ص) ـ پيش‌ مي‌آمد و به‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ مراجعه‌ مي‌كرديم‌، حتماً براي‌ مشكلمان‌ راه‌ چاره‌ و راه حلي‌ مي‌يافتيم‌».
امام‌ زهري‌ ـ رحمه الله ـ يكي‌ از بزرگان‌ تابعين‌ مي‌فرمايد:
«كانت‌ عائشة أعلم‌ الناس‌ يسئلها الأكابر من‌ أصحاب‌ رسول‌الله  (ص)».
عايشه –رضی الله عنها-‌ دانشمندترين‌ دوران‌ بود و حتی‌ بزرگان‌ صحابه‌ از ايشان‌ كسب‌ فيض‌ مي‌نمودند.
احاديث‌ و روايات‌ زيادي‌ در مورد مقام‌ علمي‌ حضرت‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ وجود دارد كه‌ ما به‌ همين‌ دو مورد بسنده‌ مي‌كنيم‌ و همين‌ كافي‌ است‌ براي‌ مقام‌ علمي‌ ايشان‌ كه‌ در زمان‌ خلفاي‌ ثلاثه‌، فتوی‌ صادر مي‌كردند و به‌ آنها عمل‌ مي‌شد.
----------------------------------------
1) امهات‌ المؤمنين‌ و بنات‌ الرسول‌، ص‌ 35. ابن كثير، و ابن قيم و آلباني باین نظر اند که این حدیث موضوع است. حضرت‌ عايشه صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ احاديث‌ فراواني‌ را روايت‌ كرده‌اند، و همچنين‌ گفتارهاي‌ نغزي‌ از ايشان‌ به‌ جاي‌ مانده‌ كه‌ هر كدام‌ سندي‌ از توان‌ ادبي‌ بالاي‌ ايشان‌ به‌ شمار مي‌آيند.
به‌ عنوان‌ نمونه‌، حديث‌ افك‌ را كه‌ خود حضرت‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ روايت‌ كرده‌ و در اكثر كتب‌ حديث‌ ثبت‌ شده‌، همه‌ي‌ بلغا، ادبا و شعرا را به‌ حيرت‌ آورده‌ كه‌ با چه‌ اسلوب‌ زيبايي‌ حالات‌ دروني‌ و تصويري‌ از اوضاع‌ آن‌ يك‌ ماه‌ را براي‌ خوانندگان‌ به‌ تصوير مي‌كشد.
«بيانات‌ او به‌ سبب‌ تأثير عجيبي‌ كه‌ داشت‌، فوراً در دل‌ها قرار مي‌گرفت‌ و مدعيان‌ بلاغت‌ و بيان‌ در برابرش‌ عاجز بودند. حاضر جواب‌ و زيرك‌ و شيرين‌ گفتار بود، نطق‌ و بياني‌ فصيح‌ و دلنشين‌ و طبعي‌ زنده‌ داشت‌. سخنانش‌ را در نهايت‌ رسايي‌ و بلاغت‌ ادا مي‌كرد، حتی‌ بسياري‌ از مؤلفين‌ از اسلوب‌ و شيوه‌ او پیروی‌ مي‌كردند.
«عايشه –رضی الله عنها-‌ در ادبيات‌ عرب‌، زن‌ دانشمندي‌ محسوب‌ مي‌شد، اشعار و قطعات‌ زيادي‌ از شعرا و نويسندگان‌ عرب‌ را در حفظ‌ داشت‌ كه‌ برخي‌ را مي‌پسنديد و بر بعضي‌ انتقاد مي‌كرد و ايراد مي‌گرفت‌» (1).
آري‌! او از خانه‌ي‌ بلاغت‌ متولد شده‌ بود و در خانه‌ي‌ بلاغت‌ نيز رشد كرده‌ بود.
-----------------------------------------
1) عايشه –رضی الله عنها-‌ در حيات‌ محمد ـ ص ـ، ص‌ 152.حضرت‌ عايشه‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ با وجود اينكه‌ مدت‌ زمان‌ طولاني‌ را با رسول‌اكرم‌ ـ (ص) ـ زندگي‌ نكرد، اما بسياري‌ از مسايل‌ فقهي‌، حديث‌، و غيره ‌ را از رسول‌اكرم‌ ـ (ص) ـ آموخت‌.
عايشه صديقه‌ ـرضي‌الله عنهاـ به‌ صداقت‌ در علم‌، امانت‌ در روايت‌ و آگاهي‌ به‌ دقايق‌ و رموزات‌ عبادات‌ مشهور بود.
او داراي‌ حافظه‌اي‌ قوي‌ بود و به‌ همين‌ سبب‌ مرجع‌ بزرگ‌ و مطمئني‌ در علم‌ حديث‌ و فقه‌ به‌ شمار مي‌آمد.
هر حديثي‌ را كه‌ از رسول‌ اكرم‌ ـ (ص) ـ مي‌شنيد، حفظ‌ مي‌كرد و بدون‌ هيچ‌ نقصي‌ آنها را براي‌ اصحاب‌ بازگو مي‌نمود.
مجموعاً 2210 حديث‌ از احاديث‌ گهربار رسول‌الله ـ (ص) ـ از طريق‌ ايشان‌ روايت‌ شده‌ است‌؛ كه‌ 174 حديث‌ را شيخين‌‌، يعني‌ امام‌ بخاري‌ و امام‌ مسلم‌، در كتاب‌شان‌ نقل‌ كرده‌اند. 54 حديث‌ فقط‌ در بخاري‌ آمده‌ و 69 حديث‌ تنها در مسلم‌ ثبت‌ شده‌ است‌. 
حضرت‌ عايشه صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ جزو هفت‌ نفري‌ است‌ كه‌ بيشتر از يك‌هزار حديث‌ را از پيامبر ـ (ص) ـ نقل‌ كرده‌اند، آن‌ هفت‌ تن‌ عبارتند از:
1) ابوهريره‌ ـ (رض) ـ
 2) عبدالله بن‌ عمر ـ (رض) ـ.
3) انس‌ بن‌ مالك‌ ـ (رض) ـ.
4) عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ .
5) عبدالله بن‌مسعود ـ (رض) ـ
6) جابر بن‌ عبدالله الانصاري‌ (رض)
7) ابوسعيد الخدري‌ ـ (رض) ـ (1).
---------------------------------
1) نساء أهل البيت.ما در كشوري‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌ كه‌ 98% جمعيّت‌ آن‌ را مسلمانان‌ تشكيل‌ مي‌دهند. از اين‌ جمع‌ نيز درصد قابل‌ توجهي‌ را اهل‌ سنت‌ و جماعت‌، و اكثريّت‌ را اهل‌ تشيع‌ به‌ خود اختصاص‌ داده‌اند. از آنجايي‌ كه‌ اعتقادات‌ اين‌ دو فرقه‌ در بعضي‌ مسائل‌ فرق‌ دارد، لذا بسيار لازم‌ است‌ كه‌ اين‌ دو فرقه‌ كاملاً مراعات‌ حال‌ يكديگر را بكنند و به‌ اختلاف‌ و تفرقه‌ دامن‌ نزنند.
البته‌ اين‌ نكته‌ قابل‌ ملاحظه‌ است‌ كه‌ ما كسي‌ را بد و بيراه‌ نگفته‌ و نمي‌گوييم‌ و خداي‌ ناكرده‌ به‌ هيچ‌ مسلماني‌ از صدر اسلام‌ تا حال‌، كوچك‌ترين‌ اهانت‌ و توهيني‌ روا نمي‌داريم‌. چرا كه‌ معتقديم‌، آنها اُمتي‌ بوده‌اند كه‌ گذشته‌اند، حسابشان‌ باخدايشان‌ است‌، در مورد اختلافات‌ و مشكلات‌ بين‌ آنها از ما سؤال‌ نمي‌شود. به‌ همين‌ جهت‌ ما تمام‌ آن‌ افرادي‌ را كه‌ با رسول‌الله ـ (ص) ـ بوده‌اند و در كنار ايشان‌ براي‌ نشر دين‌ جان فدايي‌ كرده‌اند، با ديده‌ي‌ محبت‌ و احترام‌ مي‌نگريم‌ و اهانت‌ و توهين‌ به‌ آنها و يا هر فردي‌ از تابعين‌ آنها را حرام‌ مي‌دانيم‌. به‌ همين‌ دليل‌ اگر فردي‌ از ميان‌ اهل‌ سنت‌ يافته‌ شود كه‌ خداي‌ ناكرده‌، حضرت‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌ (رض) را به‌ عنوان‌ يكي‌ از اصحاب‌ بزرگوار رسول‌الله ـ (ص) ـ و خليفه‌ي‌ چهارم‌ آنحضرت‌ و يا حضرت‌ حسين(رض) و بقيه‌ي‌ ائمه‌ي‌ شيعه‌ را به‌ عنوان‌ اصحاب‌، تابعين‌ و اولياي‌ واقعي‌ خداوند قبول‌ نداشته‌ باشد، قطعاً و صد در صد او سُني‌ واقعي‌ نيست‌ و اين‌ را نبايد به‌ حساب‌ اهل‌سنت‌ گذاشت‌.
با اين‌ مقدمه‌ مي‌خو