ت بخاري )[1].

ومردم براي پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- هديه نمي فرستادند مگر هنگامي كه در خانه عايشه -رضي الله عنها- بود[2] وپيامبر خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- دو شب را به عايشه صديقه -رضي الله عنها- اختصاص داده بود اما ساير امهات المومنين چنين نبودند اما كتب شيعه قابل اعتماد نيستند زيرا دروغهاي زيادي در كتب آنها وجود دارد وبهترين دليل براينكه دروغ بسيار ميگويند، همين كتاب وسائر مؤلفات تيجاني وكتابهاي ديگر است. 

واين سخن تيجاني كه: (پيامبر بسيار مي گفت: وعايشه برتو شيطانت مستولي شده وتأسف مي خورد كه خداوند او و حصفه دختر عمر را تهديد كرده است) سرتاسر دروغ است وگوينده آن از گفتنش بايد شرم و حيا كند. 

(9) تيجاني درج 1 صفحه 149 ميگويد: 

حال كه چنين است باز گرديم به اولين نمونه از زنان پيامبر يعني عايشه كه (در نظراهل سنت) به مقامي بالا وارجمند وشهرتي بي نظير دست يافته كه هيچ يك از بانوان پيامبر به آن درجه ومقام نرسيده است و حتي اگر همه فضائل آنها را همه يك جا جمع كنيم ده يك[3] فضائل عايشه دختر ابوبكر نمي شود. اين چيزي است كه اهل سنت ادعا ميكنند. 

تيجاني علاقه زيادي به يك صدم دارد، او در كتابش (اهل سنت واقعي) مي گويد: برخي از محققان همه احاديث خلفاي راشدين و(عشره مبشره) (ده نفري كه مژده بهشت دارند) وهمسران رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- و اهل بيت را گرد آوري كرده اند مجموع آنها به يك دهم يا حتي يك صدم روايت ابو هريره به تنهايي نشده است[4].

اينكه تيجاني صحبت از يك صدم ميكند ميخواهد مسئله را خيلي بزرگ وترسناك جلوه دهد وهدفي ديگر در آن نيست البته ما اين حق را داريم. 

كه از آقاي تيجاني بپرسيم كه چه كسي از اهل سنت گفته است: فضائل حضرت عايشه صديقه -رضى الله عنها- صد برابر فضائل ساير امهات المومنين -رضي الله عنهن- است؟ 

خواننده گرامي! براي اينكه ميزان دروغ گويي تيجاني را بدانيد سخنان علماء اهل سنت را در اين مورد مي آوريم. 

حافظ ابن حجر ( فتح الباري ) ميگويد: ابوبكر ابن ابي داود فرموده است: حضرت خديجه -رضي الله عنها- از حضرت عايشه -رضي الله عنها- فضيلت بيشتري دارد زيرا جبرئيل از طرف خودش بر عايشه -رضي الله عنها- سلام كرد اما در باره خديجه، سلام پروردگارش را به او رساند. وبه گمان ابن العربي در اينكه خديجه، افضل از عايشه است اختلافي وجود ندارد البته اين سخنش پذيرفته نشده است زيرا اختلاف در اينمورد از زمانهاي گذشته به ثبوت رسيده است. اگر چه قول راجح وبرگزيده اينست كه خديجه رضى الله عنها افضل وبرتر است. وسبكي گفته است: عايشه -رضي الله عنها- فضائل بي حد و حصري دارد اما آنچه ما آنرا انتخاب مي كنيم وبه آن ايمان داريم اينست كه حضرت فاطمه زهراء -رضي الله عنها- افضل وبرتر است وبعد از آن حضرت خديجه -رضي الله عنها- وسپس عايشه -رضي الله عنها- [5].

البته بعضي از علماء، فضائل حضرت عايشه -رضي الله عنها- را بيشتر دانسته اند وبعضي هم گفته اند هيچ كدام را بر ديگري برتري نميدهيم.اين سخن علماء  اهل سنت وآنهم دروغ تيجاني.

(10) تيجاني درج 1 صفحه 157 ميگويد: 

وهمچنين بداني كه آيه تطهير، مانند دوري آسمان از زمين با او (عايشه) فاصله دارد. 

چگونه اين آيه شامل حال عايشه مي شود در حاليكه شما روايت كرديد كه عايشه با علي در يك رختخواب مي خوابيد[6] وچهل درهم از راه خيانت جمع آوري كرد[7]. وعلي بر ران او مي نشست[8]. اينست حال حضرت عايشه صديقه رضى الله عنها نزد، شما در حاليكه خداوند فرموده است كه همسران پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم-، مادران مومنانند وبدون شك شما نمي پذيريد كه عايشه -رضي الله عنها- مادر شما واو هم شمارا به فرزندي نمي پذيرد. 

(11) ودرج 1 صفحه185 ميگويد: 

از او (عايشه) بشنويم كه در باره خديجه چه ميگويد، كه اين را بخاري وترمذي وابن ماجه نقل كرده اند: عايشه گويد: من نسبت به هيج زني رشك نبردم به اندازه خديجه زيرا پيامبر بسيار او را ياد ميكرد وبر او درود مي فرستاد به آن حضرت عرض كردم: چه شده است كه اينقدر از يك پيرزن از پيرزن هاي قريش ياد ميكني كه مرده است واثري از آن نمانده در حالي كه خداوند زني بهتراز او به تو عطا نموده است. اين حرف را كه زدم، آنچنان چهره رسول خدا تغيير كرد كه جزهنگام وحي نديدم آنطور تغيير كند. سرانجام فرمود: نه! هر گز خداوند بهتر از او به من نداده است. وقتي كه مردم به من كافر شدند، او ايمان آورد ووقتي كه مردم مرا تكذيب كردند، او تصديقم نمود و وقتي كه مردم مرا از خود را ندند او با اموالش ياريم كرد و خداي عزوجل از او به من فرزند داد در حالي كه از ديگر زنان محرومم كرد. 

دشمن خدا، تيجاني دروغ ميگويد زيرا بخاري حديث را با اين لفظ روايت نكرده است و روايت بخاري تا اين سخن حضرت عايشه -رضي الله عنها- كه: (خداوند زني بهتر از او به تو عطا كرده است)؛ بپايان مي رسد ومسلم هم همينقدر روايت كرده است[9].

وبقيه حديث كه تيجاني بدروغ ميگويد بخاري روايت كرده است در مسند احمد بن حنبل[10] است وآنرا مجالد بن سعيد روايت كرده است.

وامام احمد بن حنبل ميگويد: مجالد بن سعيد چيزي نيست (ليس بشىء). 

وابن معين مي گويد: لا يحتج به (حجت قرار نمي گيرد). 

ودار قطني ميگويد: (ضعيف است).  

ونسائي مي گويد: (قوي نيست) (در روايت حديث)[11]. 
------------------------------------
[1] فتح الباري ـ كتاب فضائل الصحابه ـ باب لو كنت متخذأ خليلاً شماره ( 62 36).
[2] فتح الباري ـ كتاب فضائل الصحابه ـ باب فضل عائشه ـ شماره (75 37).
[3] البته عبارت عربي (عشر معشار) است كه بمعني يك صدم مي شود نه يك دهم. (مترجم)
[4] اهل سنت واقعي ص (103 ).
[5] فتح الباري (7/172).
[6] بحارالانوار (40/2).                 
[7] مشارق أنوار اليقين (86).
[8] از آگاهان بپرسيد ص (195).
[9] فتح الباري ـ كتاب مناقب الانصار ـ باب تزويج  النبي خديجه ـ شماره (21 38 ) وصحيح مسلم ـ كتاب فضائل الصحابه شماره (78).
[10] مسند احمد (6/117 ـ 118).
[11] حديثي كه چنين فردي راوي آن باشد، آن حديث ضعيف است.(مترجم).(12) ودر ج 1 صفحه 253 ميگويد: 

. . . .  كه برخي از آنان مانند مسليمه كذاب وطليحه وسبحاح دختر حارث وپيروان شان ادعاي نبوت كرده بودند، وهمه آنان از اصحاب بودند. 

اين افراد از اصحاب تيجاني وابليس اند اما ياران واصحاب  رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- نيستند واين شايستگي را هم ندارند وهيچيك از علماء نگفته است كه اينها از اصحاب اند. 

مسليمه درحيات پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم-، ادعاي نبوت نمود، وطليحه با تعدادي ديگر مرتد شدند وسرانجام توبه كرد وبه اسلام باز گشت. 

(13) ودر ج 1 صفحه 286 ميگويد: 

در هر صورت بيشتر مورخين ومحدثين ياد آور شده اند كه عمر بن الخطاب در حضور پيامبر گفت: رسول خدا هذيان مي گويد.

محدثين ومورخيني كه اين مطلب را ذكر كرده اند، چه كساني اند؟ وكجايند؟ 

پاسخ مشخص است. اين مطلب را تيجاني مانند عادت هميشگي اش از جيبش در آورده است واين سخن را تيجاني درج 2 صفحه 15 به عمر نسبت داده است ومرجع آن بخاري را ذكر كرده است. آيا عاقلي از شيعيان پيدا مي شود تا اين سخن را در ب