 آيه ي تطهير نبوده قرآن نشان ميدهد كه بوده، و ما نمي توانيم در مقابل روايت، قرآن را رها كنيم. بعلاوه آيه ي مذكور طهارت تشريعي را بيان ميكند كه با اطاعت خدا و رسول و اقامه ي نماز و زكات افراد پاك مي شوند و اين مطلب منحصر به اهل بيت رسول نيست بلكه اين مطلب را در حق عموم مسلمين فرموده و از همه ي مومنين چنين طهارتي را خواسته است، چنانكه در سوره ي مائده آيه ي 6 خطاب به عموم مسلمين ميفرمايد: خدا نمي خواهد بر شما سختي آورد، بلكه مي خواهد كه شما را پاك گرداند (وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ) و در سوره ي توبه آيه ي 103 فرموده: (خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ) بنابراين آيه مربوط به زوجات رسول خدا صلى الله عليه و سلم  است و نمي توان گفت مربوط به ايشان نيست و فقط خدا از علي و خانواده اش طهارت و رفع رجس را خواسته ولي زوجات رسول خدا صلى الله عليه و سلم  مكلف به رفع آلودگي و تحصيل طهارت نبودند، آيه ي احزاب از زوجات رسول و سپس از داماد و فرزندانش تطهير خواسته زيرا همه ايشان از بستگان رسول و آبروي او بودند. و اما ضمير مخاطب مذكر ((كم)) براي تغليب است، چون رسول خدا صلى الله عليه و سلم  نيز از اهل بيت بوده، خدا او را غلبه بر زوجات داده و ضمير مذكر آورده چنانكه در سوره ي هود آيه ي 73 در خطاب به ساره عيال ابراهيم ميفرمايد: (أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ) كه خطاب جمع مذكر به ساره بخاطر وجود ابراهيم و سرپرستي او بر ساره و براي دخول ابراهيم در آن خطاب و از جهت تغليب است). 
 در حاليكه خدا در شأن ابوبكر صديق در سوره ي ليل آيه ي 17 و 18 فرموده: (ألأَتْقَي الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى) كه او را داخل در ازكي و اتقي نموده، ولي علي رضى الله عنه  را داخل ننموده زيرا علي رضى الله عنه  در آن موقع مالي نداشت مگر در فتح خيبر كه مصداق آيه و صاحب مال گرديد.گويد: ((در قول خداي تعالي سوره ي مجادله آيه ي 12 (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً).  علي رضى الله عنه  فرمود: به اين آيه غير از من كسي عمل نكرده است.))
جواب: امر به صدقه در اين آيه واجب نبوده تا همه عمل كنند، و به ترك آن عاصي باشند، بلكه امر به صدقه فقط از براي كسي است كه بخواهد با رسول خدا صلى الله عليه و سلم  نجوي كند. پس اتفاق چنين شد كه كسي اراده نجوي با رسول نكرد مگر علي، پس بخاطر نجوي صدقه داد، و اين مانند وجوب هدي است براي كسي كه بخواهد حج تمتع كند، و يا محصور گردد و وجوب فديه براي كسي است كه مضطر به تراشيدن سر باشد، و مانند وجوب كفاره براي كسي است كه قسم خود را بشكند، و اگر نشكند واجب نيست، و همچنين آيه ي نجوي كه قبل از آنكه نسخ شود جز براي علي براي كسي نجوي پيش نيامد، بنابراين براي كسي كه نجوي را ترك نموده حرجي نيست، و نمي توان گفت كساني كه نجوي را ترك كردند بخاطر بخل و ندادن صدقه بوده! زيرا مدت امر به صدقه براي نجوي طولي نكشيد كه ديگران نيز صدقه دهند، و البته اگر طول مي كشيد ساير مؤمنين نيز مي پرداختند، آري براي علي رضى الله عنه  در اينمورد چنين اتفاق افتاد و او دو درهم صدقه داد، پس چنين چيزي از خصايص ائمه يا علي نيست، و اين ابوبكر بود در هنگام ضرورت، تمام مال خود را در راه خدا صدقه داد و خدمت رسول خدا صلى الله عليه و سلم  آمد، حضرت به او فرمود: ((براي اهل خود چه گذاشتي))؟ گفت خدا و رسول را.( همچنين عمر بدون حاجت به نجوي، نصف مالش را خدمت رسول خدا صلى الله عليه و سلم  حاضر كرد و صدقه داد، پس چگونه ميتوان گفت ايشان نسبت به دو درهم يا سه درهم براي نجوي بخل نمايند؟!.) گويد: ((از محمد بن كعب قرضي روايت شد كه گفت: طلحه بن شيبه و عباس و علي مفاخره كردند، طلحه گفت من كليد دار كعبه هستم، و اگر بخواهم در آن مي خوابم، عباس گفت من ساقي حجاجم و اگر بخواهم در مسجد مي مانم، علي گفت من شش ماه قبل از مردم به سوي قبله نماز گذاردم و در راه خدا جهاد نموده پس آيه ي 19 سوره ي توبه نازل شد كه: (أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ).)) جواب: اين عبارت حديث در هيچ يك از كتب معتمده حديث نيامده است، بلكه قرائن دروغ در آن روشن است، از جمله اينكه طلحه بن شيبه اصلا وجود نداشته است و خادم و كليد دار كعبه شيبه بن عثمان بن طلحه مي باشد و اين ميرساند كه حديث صحت ندارد. سپس قول عباس كه ميگويد اگر بخواهم در مسجد مي مانم چه چيز بزرگي است كه به آن فخر مي كند، و نيز قول علي كه من شش ماه قبل از مردم نماز خوانده ام دروغ و بطلان آن روشن است، زيرا بين اسلام علي و اسلام زيد و خديجه و ابوبكر يك روز و يا مانند آن فاصله بوده نه شش ماه. و هم چنين در مورد جهاد عده ي بسياري جهاد كرده اند و جهاد فقط براي علي نبوده است پس حديث ساختگي است. و نيز حديثي كه در صحيح مسلم از نعمان بن بشير روايت شده است، آنرا رد مي كند كه گفت: من در روز جمعه نزد منبر رسول خدا صلى الله عليه و سلم  بودم كه مردي گفت من باكي ندارم كه پس از اسلام عملي انجام ندهم مگر اينكه حجاج را آب دهم، ديگري گفت من باكي ندارم كه در اسلام عملي نكنم مگر مسجد الحرام را تعمير نمايم و ديگري گفت جهاد از آنچه گفتيد افضل است. پس عمر ايشان را نهي كرد و گفت نزد منبر رسول خدا صلى الله عليه و سلم  صداهاي خود را بلند نگردانيد و ليكن چون نماز جمعه تمام شود من خدمت رسول خدا صلى الله عليه و سلم  ميرسم و از او درباره ي اختلاف شما استفتاء ميكنم، پس خداي تعالي آيه ي 19 سوره ي توبه را نازل نمود كه ميفرمايد: (أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ) و اين خبر معارض حديثي است كه آورده ايد. و اين جهاد مخصوص علي نيست، زيرا كساني كه ايمان آوردند و جهاد كردند بسيار بودند خداوند مي فرمايد: (وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ) هيچ شكي نيست كه جهاد ابوبكر با مال، دارايي و جانش از جهاد علي و ديگران زيادتر و خوبتر بود. و ابوبكر نيز با مال و جان بيشتر از علي جهاد نموده، چنانكه در حديث صحيح آمده كه پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم  فرمود: ((آن كسي كه از همه مردم در مصاحبت ما بيشتر با مال خود خدمت كرده ابوبكر است)). و در حديث ديگر فرمود: ((هيچ مالي مانند مال ابوبكر مرا بهره نداد)) و ابوبكر با زبان و دست نيز جهاد مي نمود، و او اول كسي است كه به سوي خدا و دين او دعوت كرد و در هجرت و جهاد با رسول خدا صلى الله عليه و سلم  شركت كرد، و پس از رسول خدا صلى الله عليه و سلم  اول كسي بود كه در راه خدا آزار و اذيت كشيد، و اولين مدافع رسول خدا صلى الله عليه و س