لي وقتي عيد مذهبي مجوسي‌ها فرا رسد چون عيد اجداد شيعه‌هاي ايران است. آنرا 14 روز (اين روزها 15 روز) جشن مي‌گيرند! کفش و لباس نو مي‌خرند و مراسم گوناگوني اجرا مي‌كنند، آيا علي عيد قربان را جشن گرفته يا عيد نوروز را؟! 
2- با آنکه امروز ايران توسط آيت الله‌هاي العظمي اداره مي‌شود و 27 سال از عمر حکومت آنها گذشته، باز ربا گرفتن و دادن رسماً آزاد است و در رسانه‌ها تبليغ مي‌شود بلکه دولت ملايان خود چنين مي‌كند!
آيا شيعه مي‌تواند در حکومت 5 ساله علي يک مورد آزاد بودن ربا را نشان دهد! پيامبر ص فرمود که (گناه ربا 70 قسمت است و کوچکترين جزء آن مثل اين است که آدم با مادر خود همبستر شود).
3- جهاد شيعه هميشه پشت به کفار و رو به اهل قبله بوده. اگر اين درست نيست شيعه نقشه عالم اسلام را باز کند و از هزاران شهري که در آن مسلمانان زندگي مي‌كند يک شهر را نشان دهد که توسط شيعه‌ها فتح شده باشد! از دهلي تا قاهره از قسطنطنيه تا اصفهان از مشهد تا کابل از مغرب تا جاکارتا! همه جا را سني‌ها فتح کرده‌اند بعد شيعه آمده جهاد کرده اصفهان و تهران و طبرستان و طوس و شيراز را از چنگ سني‌ها بيرون کشيده، يک شهر را هم از دست کافران بيرون نکشيده!
4- يک خصوصيت شيعه اين است که تسيلم فرامين قرآن نيست آنرا به دلخواه عوض مي‌كند، مثلاً قرآن صراحتاً مي‌گويد: مرد حق دارد زن نافرمان خود را (در مرحله‌اي از نافرماني) کتک بزند، شيعه يک روايت از امام صادق آورده که اين زدن بايد با نرمي و با چوب مسواک و با لطف!! باشد، يعني آيه را تمسخر و از معني تهي مي‌كنند همه کارشان همينطور است! نمي‌گويند اسلام را قبول نداريم نمي‌توانند آيه را از قرآن بردارند. پس به کمک روايات دروغين آنچنان تعبيري از آيه ارائه مي‌دهند که بر عکس است.(180) درجه مفهوم مخالف آيه را دين خود مي‌كنند، کتک زدن به نوازش لطيف تعبير مي‌شود. 
 شيعه اگر به گفته‌هايش نگاه نکينم و اگر عمل او را ملاک قرار دهيم مي‌بينيم که رفتارش خيلي مشکوک است.
مي‌دانم شيعه در دفاع از خود مي‌گويد که سني‌ها نيز خيلي کاستي‌ها دارند.
اما جواب ساده به اين مجادله اين است که اولا تو خود را با سني مقايسه نکن تو که سني را بر حق نمي‌داني خود را با علي مقايسه کن.
دوماً وقتي حاکم ‌كشوري يک عالم بزرگ سني باشد آيا ممکن است ميلاد مسيح را جشن بگيرند يا عيد نوروز را؟.
آيا ممکن است کسي جرات کند ربا بدهد يا بگيرد؟. فرق اين جاست! شما در طول تاريخ هر وقت قدرت در دست‌تان بود نيز قوانين اسلامي ‌را تمام و کمال پياده نکرديد. شما تحت رهبري ولي فقيه نيز نمي‌توانيد اسلام را اجرا کنيد چون در درون شما ايمان نيست و از کوزه همان برون تراود که در اوست، در کوزه قلب شما نزول و ربا و عيد مجوسي‌ها عزيز و خوب است، همان بيرون مي‌آيد.
 و به اين خاطر از عمر نفرت داريد که دين مجوسي را همراه با عيد آنها از بين برد. يک طرف دعوا سني‌ها هستند پليس مجبور است از آنها هم تحقيق کند.
يک کارآگاه حاذق وقتي به سني‌ها نگاه کند مي‌بيند آنها هيچ دشمني با علي ندارند. سنيان همانقدر که ابوبکر و عثمان و عمر را دوست دارند علي را هم دارند.
اگر رهبران سني‌ها در گردن علي طناب مي‌انداختند و به جرم فتنه انگيزي به خانه‌اش حمله مي‌کردند بايد تا آخر او و فرزندانش را بد مي‌ديدند همانطور که از ابولهب و عبدالله بن ابي تنفر دارند.
ولي برعکس مي‌بينيم که سنيان به علي و اولاد او احترام بي‌مانندي دارند.
علماي سنيان به سني‌ها ياد داده‌اند که اگر خورشيد را دوست داريد شعاعش را نيز بايد دوست داشته باشيد.
اگر محمد ص را دوست داريد اهل بيت را هم بايد دوست داشته باشيد و الا منافق هستيد. فقط فرق ما با شيعيان اين است که ما مي‌گوييم پيامبر يک بيت نداشته بلکه بيوت داشته و شيعه اين حرف ما را کفر مي‌داند در حاليکه دليل ما قرآن است: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَکُمْ..  ) (الأحزاب: 53). (اي ايمان آورندگان بدون اجازه داخل خانه‌هاي (بيوت) پيامبر نشويد.....). و ما اهل بيوت پيامبر را دوست داريم.
امام شافعي يک امام بزرگ سنيان در شعري مي‌گويد: اگر دوستي اهل بيت رفض است، انس و جن بداند که من رافضي هستم.
مقصود اينکه احترام امروزه ما به علي نشان از اين دارد که ايشان از اول هم محترم بودند. و در خيال هم کسي در گردن ايشان طناب نيانداخته! اين چگونه ممکن است که بلافاصله بعد از وفات پيامبر شکم دخترش را پاره کنند!؟
 اگر در تاريخ به اهل بيت ظلمي ‌شده (مثل قتل حسين) باز سنيان در آن دست نداشتند. سنيان به حسين گفتند در بازي‌هاي سياسي کوفيان شرکت نکند و از مدينه نرود.
 شيعيان حسين را به کوفه بردند و در مقابل يزيد تنها گذاشتند!
سنيان از هر دو (يزيد و شيعيان) به خاطر اين کار متنفرند. و حسين را سرور جوانان بهشت مي‌دانند.
سني‌ها احاديث فضيلت فاطمه را از زبان عايشه شنيده و نقل کرده‌اند.
پس ما سني‌ها علي را دوست داريم زيرا اکابر و بزرگان ما نسل در نسل به ما گفته‌اند که او آدم خيلي خوبي بوده. او از ده صحابه ممتاز و اول و برتر پيامبر و بهشتي است. به ما گفته‌اند که او در بين اين ده نفر هم جزء 4 نفر اول هستند.
هرگز به ما نگفته‌اند که در گردن علي طناب انداختيم چون حق به جانب بوديم و فتنه‌گري مي‌کرده.
ما در کتاب‌هاي خود چيزهاي خيلي عجيبي از حب اهل بيت ديده‌ايم که فقط يکي را براي مردم ناآگاه شيعه تعريف مي‌كنيم.
روزي عمر بن خطاب رض کسي را به دنبال حسين بن علي م فرستاد که بيا کارت دارم. 
حسين رفت و در راه پسر عمر را ديد او گفت: کجا مي‌روي؟ گفت: اميرمومنين با من کار دارد.
 ابن عمر گفت: آنقدر سرش شلوغ بود که مرا به مجلس راه نداد. 
حسين برگشت فردايش عمر او را ديد. گله کرد که اي حسين ديروز چرا نيامدي گفت: اي امير، پسرت گفت که تو مشغول بکاري بودي و او را هم به مجلس راه ندادي، عمر دستهاي حسين را گرفت. و چند بار گفت: آيا تو مثل او هستي؟ آيا تو مثل او هستي؟
اگر شيعه بگويد اين داستان دروغ است مختار است. ولي به هر حال بزرگان ما اينطور به ما ياد داده‌اند و به ما گفته‌اند که حسن و حسين از پسران ابوبکر و عمر افضل‌تر بوده‌اند. شيعه مختار است که بگويد دروغ است اما بهرحال ما اينطور ياد گرفته‌ايم، به بچه‌هاي خود نيز همين را ياد خواهيم داد!
حالا اگر شيعه به زور مي‌خواهد ما را دشمن علي کند! پس خودش دوست علي نيست!
 بنابرين محال است که بزرگان ما حق علي را بخورند و بعد اين حرفها را به ما ياد بدهند، پس حديث غدير دروغ است.
پس کسي پهلوي فاطمه را نشکسته است! همه شواهد دلالت بر اين دارد که شيعه دروغ مي‌گويد و مجرم اصلي اوست.
والسلام.نام كتاب:
		راهى ديگر براى كشف حقيقت
   (ماجراى غدير خم و فاطمه (رض))
نويسنده:
		محمدباقر سجودي
تصحيح و مراجعه:
		إسحاق بن عبدالله دبيري العوضي
ناشر:
		انتشارات حقيقت
تيراژ:
		55.000
سال چاپ:
		1387هـ. ش برابر باذوالحجه 1429هـ. ق
نوبت چ