ه بدون ترديد بي اندازه غلط و نادرست است.(1)  بلكه تحت همين آيه، علامه سيوطي (رح) در تفسير خود «الدر المنثور» قولي از حضرت علي رض نقل كرده كه با توجه به آن اعتقاد به «ائمه معصومين» نفي مي شود بلكه از آن، مسلك اهل سنت و جماعت در مسئله امامت، بطور كلي تأييد مي گردد.
اخرج البيهقي عن علي بن ابيطالب قال لا يصلح الناس الا امير برا و فاجر قالوا هذا البر فكيف بالفاجر، قال ان الفاجر يؤمن الله به السبل و يجاهد به العدو، و يجبي به الفئي و يقام به الحدود، و يحج به البيت و يعبد الله فيه آمنا حتي يأتيه اجله.(2) 
ترجمه: بيهقي روايت مي كند كه حضرت علي بن ابيطالب فرمود: اصلاح مردم جز با امير امكان پذير نيست؛  گفتند اما امير فاسق چگونه ممكن است مردم را اصلاح كند؟ (چه سودي براي مردم دارد؟) حضرت علي رض فرمود: الله تعالي به وسيله حاكم بد نيز، راهها را پر امن مي گرداند، تحت قيادت و فرماندهي او، جهاد با دشمنان كافر ادامه مي يابد، مال غنيمت بدست مي آيد، حدود به اجرا در مي آيند، حج بيت الله برقرار مي ماند، و در قلمرو او، مسلمانان تا واپسين لحظات زندگي با احساس امنيت، به عبادت الله تعالي مشغول مي شوند. (3)
2-	خميني براي اثبات عقيده امامت، از اين آيه سوره مائده نيز استدلال كرده است:
 [يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لَا يَهْدِي القَوْمَ الكَافِرِينَ]{المائدة:67}  
اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است،  (به مردم) برسان! واگر چنين نكردي،رسالت او را انجام نداده‏اي، خداوند تو را از مردمان نگاه مي دارد ، هر آيينه خداوند گروه كافران را هدايت نمي كند.
خميني بر اين باور است كه در اين آيه، مراد از چيزي كه دستور به رسانيدن آن شده، شريعت نيست بلكه «عقيده امامت» مي باشد كه حضرت رسول اكرم ص ، مأمور به تبليغ و رسانيدن آن شده است. در حالي كه برعكس ادعاي جناب خميني، در اين آيه نام و نشاني از امامت نمي باشد. مصنفين شيعه، بر «امامت بلافصل» حضرت علي رض نيز، از همين آيه استدلال جسته اند كه ان شاالله در نكته سوم به تفصيل عرض خواهد شد.
علاوه بر اين، جناب خميني از آيات ذيل نيز، عقيده امامت را به اثبات رسانيده است:

( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ ){ المائدة:3}                                                                           
امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم
و دين اسلام را براي شما اختيار كردم.
[سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ[] لِلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ []مِنَ اللهِ ذِي المَعَارِجِ]{المعارج:-1-2-3}
تقاضاکننده‏اي تقاضاي عذابي کرد كه به وقوع مي پيوندد، عذابي كه مخصوص کافران است، و هيچ کس نمى‏تواند آن را دفع کند، از سوي خداوند كه صاحب درجات و مقات عالي است.
 [إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ]{المائدة:55} 
جز اين نيست كه دوست شما خداست و رسول او و مؤمناني كه بر پا مي دارند نماز را و مي دهند زكات را و ايشان پيوسته نمازگزارند.
 [وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا]{آل عمران:103} 
و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد ، و پراکنده نشويد.
[يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ] {التوبة:119}
اي مسلمانان بترسيد از خدا و با راستگويان باشيد.
 [وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ]{الصَّفات:24}
و باز داريد ايشان را هر آيينه از ايشان سؤال كرده خواهد شد.
[قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ] {البقرة:124}  
 خداوند فرمود، هر آئينه من تو را پيشواي مردم قرار دادم، ( ابراهيم گفت) و از فرزندانم(امام و پيشوا قرار بده)، (خداوند فرمود)عهد وپيمان من به ستمكاران نمي رسد.
 [فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ] {النحل: 43}                                                   
پس از آگاهان (ازکتابهای آسماني ) سؤال كنيد اگر نمي دانيد.
 [وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ]{البقرة:43} 
و نماز گزاريد با نماز گزاران.
[إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ] {الرعد:7} 
يا محمد جز اين نيست كه تو بيم دهنده اي و هر قومي را راه هدايت كننده اي مي باشد.
با نگاهي به آيات و يا ترجمه شان كه در بالا نوشته شد، عقيده امامت به ذهن و گمان خواننده خطور هم نمي كند. اما به نظر خميني، در آيه سوم مراد از نعمت، امامت، در آيه چهارم مراد از سال سائل درباره امامت، در آيه پنجم مراد از اهل ايمان، ائمه، در آيه ششم مراد از حبل الله «امامت» و در آيه هفتم مراد از صادقين، ائمه، در آيه هشتم مراد از سؤال در قيامت سؤال از امامت مي باشد. طبق خيال خميني از آيه نهم، امامت دوازده امام ثابت مي شود و در آيه دهم مراد از اهل ذكر و در آيه يازدهم مراد از راكعين، حضرت علي رض و ديگر ائمه مي باشد و در آيه دوازدهم مراد از «هاد» نيز حضرت علي رض است.
شخصي كه از روي انصاف و بدون جانبداري، اين آيات از قرآن را مطالعه كند چگونه ممكن است عقيده امامت را از اين آيات به اثبات برساند و زير بناي ساختمان دين و مذهب خويش را، بر عقيده امامت استوار سازد؟ اما بسيار شگفت آور است كه مصنفين شيعه اين آيات قرآن كريم را با روايات مزعومه و خود ساخته خود تطبيق داده، عقيده امامت را ثابت مي كنند. آيا چنين كاري، برابر با تحريف معنوي قرآن نيست؟
............................
(1) تفسير قرطبي، تفسير مظهري و غيره.
(2) الدر المنثور للسيوطي 2/178
(3) نهج البلاغه ص 107 طبع دارلكتب العربيه مصر با اندكي تغييردر رابطه با مسئله امامت، دومين نكته مهم اين است كه نزد شيعه تعداد كل ائمه تا قيامت دوازده نفر است و همگي معصوم هستند و از جانب الله تعالي به امامت برگزيده شده اند. 
براي اثبات بخش دوم از عقيدة امامت، شيعه آيه اي از قرآن كريم سراغ ندارد كه بر اين امر دلالت كند. از سورة فاتحه تا سورة ناس تمام قرآن را بخوانيد؛ در هيچ آيه اي نام و نشاني از دوازده امام نخواهيد يافت كه الله تعالي آنان را - بنابر قول شيعه – تا  قيامت تعين كرده باشد. وقتي كه در آيه اي از قرآن كريم يا در سنت متواتره صراحتاً يا اشارتاً يادي از اين دوازده امام نشده پس از كجا معلوم كه الله تعالي تا قيام قيامت اين دوازده نفر را به امامت منصوب كرده است؟ در پاسخ به اين پرسش، شيعه ادّعا كرده كه هر امام سابق در مورد  امام بعد از خود خبر داده است. ملا محمد باقر مجلسي در «حق اليقين في اصول الدين» مي نويسد: 
«وجه اول آنكه از همه ظاهرتر و آسانتر است و مناسب لطف و مرحمت و حكمت الهي است آنست كه چنانچه دانستني نص حضرت محمد ص بر امامت احدي از امت و 